رای قضایی شماره 9309970909200409

رای قضایی شماره 9309970909200409

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200409


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200409

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/26

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
مصداق تحقق قتل عمدی از طریق فعل نوعا کشنده

پیام رای:
وصل نمودن سیم متصل به جریان برق به بدن مقتول عرفا فعل نوعا کشنده محسوب می گردد و قتل ارتکابی در این فرض عمدی است.

رای خلاصه جریان پرونده
به تاریخ 1391/02/15 ساعت 10: 15 در پی اعلام فوریت های پلیس 110 مبنی بر فوت مشکوک پسربچه ای در آدرس.. . منزل ف. مامورین کلانتری مرکز.. .. به محل مراجعه و مشاهده نمودند در جلوی درب پذیرایی منزل جسد پسربچه ای به هویت الف. متولد 1379 افتاده است و همراه جسد یک نوشته در کاغذ معمولی به متن آقای ف. «بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باش» و متعاقب آن پزشکی قانونی و بازپرس محترم کشیک در محل حاضر و مشاهدات خودشان را مکتوب و ضمیمه پرونده نموده اند(صفحه 1 - 11). و در ساعت 10 : 21 همان روز در پی اقدامات نیروی انتظامی و بازپرس محترم از مظنون به قتل خ. تحقیق شد. در صورت جلسه بازسازی صحنه قتل(ساعت 10: 21 مورخ 1391/02/15) با حضور دادستان محترم محل ابتدا بازپرس از متهمه می خواهد موضوع قتل الف. را شرح دهد که او بیان می دارد: من در اتاق خواب بودم می خواستم حمام بروم دیدم شلوار الف. کثیف است شلوار او را درآوردم تا بشویم دیدم داخل جیب الف. ترقه وجود دارد وقتی از او سوال کردم به دروغ گفت دوستم به من داده است و من به او گفتم دروغ می گویی و همیشه فضولی می کنی. او نیز گفت که هیچ کس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم و من گفتم که دست هایت را می بندم تا تنبیه شوی و تا آمدن پدرت این طور باشد که دیدم می خواهد دست های خود را بازنماید که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق می کشم و او نیز گفت مرا بکش تا راحت شوم. من دست های او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم و او نیز هیچ مقاومتی نشان نمی داد. طناب را کاملا به دوردست ها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و متهمه (خ.) با نشان دادن یک عدد پریز برق پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار می گوید: سیم را به آن پریز زده بودم و یکسر سیم برق نیز در دست بنده بود و می خواستم الف. را بترسانم و یکسر دیگر سیم را داخل دستان مقتول که دست های او را بسته بودم گذاشتم و یک دفعه دیدم الف. لرزید و یک چیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمی کند او را صدا زدم دیدم جواب نمی دهد. سریع رفتم چاقو را آوردم و طناب و سیم را که در دست او بود بریدم کمی آب به صورت الف. زدم. الف. به حالت بی جان افتاده بود و سرش روی شانه اش بود ترسیده و به شوهرم زنگ زدم گفتم شاید زنده باشد و شوهرم بیاید و او را به دکتر ببرد. شوهرم گفت در دارایی است قطع کردم و الف. را کشیدم و به جلو درب بیرون آپارتمان بردم تا آمدم داخل یک نفر خانم همسایه درب را زده و گفت که این بچه مال شماست اینجا افتاده من مجددا الف. را به داخل بردم و آن خانم گفت به 115 زنگ بزن زنگ زدم نتوانستم صحبت کنم تا این که آن خانم با 115 صحبت کرد و اورژانس نیز آمدند و بعد هم پلیس آمد و موضوع را پرونده کردند. این صورت جلسه به امضاء متهمه و مامور نیروی انتظامی و بازپرس و دادستان محل رسید(صفحه 1415). در تحقیقات بعدی که از متهم به عمل آمد ضمن تکرار اقاریر فوق الذکر گفت: اتهام قتل عمدی فرزند ناتنی ام الف. را قبول دارم. می خواستم او را تنبیه کنم چون فضولی می کرد و ماجراها را به پدرش می گفت که من او را تنبیه می کنم.. . آشغال ها را دادم الف. برد خالی کرد و آمد شلوار او کثیف بود.. . خیلی ناراحت بودم دست و پای او را بستم و سیم برق را به برق زدم و سر دیگر را به انگشتان او زدم و او نیز می گفت مرا بکش و.. . دیگر حرکت نکرد طناب و سیم را با چاقو بریدم و به دستشویی انداختم و سیفون توالت را کشیدم. چون نمی دانستم چکار کنم مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و آن نوشته که داخل نایلون بود من قبلا نوشته بودم و روی این گذاشته بودم (پس از واقعه). به شوهرم ع. که زنگ زدم گفتم الف. رفته بیرون نگران هستم زود بیا و دوباره زنگ زد گفت می آیم و سپس مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و جلوی درب گذاشتم. س: خراش های بدن شما ناشی از چه است؟ ج: فرزند کوچک من چنگ زده است و دستم نیز به ظرف شویی گیر کرده بود. س: حسب اظهارات شوهرتان شما حامله هستید؟ ج: بله دوماهه یا سه ماهه حامله هستم(صفحه19-21). نگهبان مجتمع آقای م. اظهار داشت: مشغول نگهبانی بودم که حدود ساعت 2/5 بعدازظهر آقای ص. به صورت هراسان و با اضطراب به نگهبانی مراجعه و اظهار داشت که پسر آقای ف. در راه پله مقابل درب ورودی به زمین خورده و تکان نمی خورد و با وی به محل مراجعه کردم که در بین راه آقای م. را هم صدا کردیم سه نفری به محل رفتیم و مشاهده کردیم که درب آقای ف. باز است و پسر ایشان به صورت درازکش دم درب افتاده است. بنده با لیوان آب به صورت وی زدم ولی احساسی از وی مشاهده نشد و بعد آقای ص. به اورژانس زنگ زد و بنده به آقای ف. زنگ زدم که زودتر بیاید پسرش زمین خورده است. چون مرگ مشکوک بوده به پلیس 110 زنگ زدند که مامورین نیز آمدند. قبلا به اظهار آقای ص. پسر ف. دم درب بوده و ما او را داخل منزل مشاهده کردیم گویا خانم ف. وی را به درون منزل برده بود(صفحه22). آقای ص. همسایه مقتول اظهار داشت: ساعت 2/5 بعدازظهر به منزل رسیدم از پله ها بالا رفتم دیدم الف. در پله ها به صورت درازکش افتاده بنده صدا زدم دیدم جواب نمی دهد یک لحظه انگشت خون آلود او را دیدم رفتم بالا به همسرم گفتم و همسرم نیز به همسایه بغلی ما خانم ش. گفت آمدیم پایین و ش. خانم نگاه کرد و گفت آقای ص. این مرده اصلا حرکت ندارد. و من سریع زنگ زدم اورژانس و رفتم به نگهبان آقای م. اطلاع دادم و م. نیز آمد و بعد به پلیس زنگ زدیم وقتی من او را دیدم پاهای جسد به طرف درب ورودی خودشان و سر جسد به طرف روبروی همسایه بود(صفحه59). و مامورین در صورت جلسه مورخ 1391/02/15 اعلام نمودند که با تحقیقات به عمل آمده مشخص گردید که جنازه نخست در بیرون از آپارتمان بود که توسط نامادری مقتول به داخل آپارتمان منتقل شد و در بررسی اطراف جسد یک برگ با متن «آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باشد و شنیدم که یه پسر دیگری هم داری» کشف گردید. در داخل نایلون پلاستیکی و بر روی کاردستی و در بررسی کیف مدرسه مقتول نمونه همان برگ موجود بود و نیز در بررسی کمد داخل اتاق طناب سفیدرنگ و قرمزرنگ داخل پلاستیک بود(صفحه 57). آقای ف. پدر مقتول اظهار داشت: من شکایتی ندارم به خاطر فرزندم که یکی م. و دیگر نیز همسرم حامله و باردار است و از خدا تقاضای عفو برای همسرم(خ.) دارم و من نمی دانم چرا همسرم(مادر ناتنی مرحوم الف.) اقدام به این کار نموده است. وی با حضور در دفتر اسناد رسمی نیز رضایت خود را اعلام و اظهار داشت: بدین وسیله رضایت قطعی و غیرقابل برگشت و بی قیدوشرط خود را ازنظر کیفری و حقوقی از نام­برده را اعلام و هرگونه ادعا و اعتراض بعدی و احتمالی را از خود سلب و ساقط می نمایم(صفحه 31 42 52). ن. مادر مقتول شکایت خود را از نامادری مقتول خ. و پدرش ف. اعلام و تقاضای اشد مجازات را نمود(صفحه 32) و توضیح داد که الف. فرزند من بوده و از آقای ف. همسر قبلی این جانب است. و در خصوص فوت ایشان از خ. با توجه به عمدی بودن قتل درخواست قصاص نفس دارم. من در مورخ 1388/02/03 از همسرم جدا شدم و حدود یک سال و نیم از ایشان نگه داری کردم نه سال دادگاه ما طول کشید تا از ف. جدا شوم حتی در دادسرا.. . هم از ایشان شکایت کردم جهت ندادن فرزندم(صفحه 37 38). و متهمه خ. در مورخ 1391/02/16 پس از تفهیم قتل عمدی مرحوم الف. اظهار داشت: قبول دارم. من قصد قتل نداشتم می خواستم ایشان را تنبیه کنم یک دفعه دیدم ایشان نفس نمی کشد جهت ترساندن به ایشان سیم برق وصل کردم و سیم را داخل پریز کردم و سر دیگر سیم را به داخل انگشتان ایشان گذاشتم و یک لحظه متوجه بی هوش شدن ایشان شدم جنازه را کشان کشان به بیرون آپارتمان بردم و انداختم چون دستپاچه شده بودم و بعد درب را بستم همسایه مان آمد و گفت پسرت بیرون غش کرده است و با ایشان کمک کردیم و جسد را به داخل آپارتمان آوردم بعد اورژانس و پلیس آمدند. با همسرم اختلافی نداشتم ولی روی الف. با ایشان اختلاف داشتم و یادداشت ها را به این جهت به شوهرم نوشتم و شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را به من می گفت چه بسا ازدواج رخ نمی داد و الف. هم در.. . زندگی می کرد و حدود 7 ماه الف. نزد ما زندگی می کرد. س: سیم برق و طناب را از کجا تهیه کرده اید؟ ج: طناب و سیم برق در منزل ما بود نمونه آن ها هم در منزل ما بود و من بعد از استفاده آن ها را انداختم دستشویی و سیفون را کشیدم(صفحه43 - 46). نام­برده در آخرین دفاع در دادسرا اظهار داشت: قصد کشتن مرحوم را نداشتم می خواستم او را بترسانم که فوت نمود(صفحه92). پزشکی قانونی در مورخ 1391/02/16 از جسد معاینه به عمل آورد و ضمن این که تاریخ فوت را مورخ 1391/02/15اعلام نمود شرح داد که جسد متعلق به پسری 12 ساله است و در معاینه ظاهری اندام ها پلاک واضح برق گرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگ پریده) به صورت حلقه کامل به پهنای حدود 2 ـ 3 میلی متر در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست مشاهده شده و هم چنین سوختگی پلاک برق گرفتگی بند میانی انگشت چهارم سوم دست راست در پشت انگشت مشاهده شد و آثار فشاری به صورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دست ها در امتداد هم مشاهده شد ساییدگی مختصر شانه و آرنج چپ مشاهده شد و.. . درمجموع با توجه به موارد فوق علت فوت برق گرفتگی و عوارض آن تعیین گردید(صفحه89 ). پزشکی قانونی.. . در مورخ 1391/50/16 اعلام کرد در مورد فوت الف. بر اساس آزمایش سم شناسی انجام گرفته سم یا داروی خاص گزارش نشده است و در آزمایش آسیب شناسی از پوست دست راست علایم برق گرفتگی تایید شده است و درمجموع همان طوری که قبلا اعلام شده است علت فوت برق گرفتگی و عوارض آن است(صفحه90). بازپرس در قرار نهایی در خصوص شکایت ف. پدر مقتول علیه خ. با توجه به گذشت وی و قابل گذشت بودن جنبه خصوصی قضیه در مورد ایشان مستندا به بند ب ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر می نماید. ولیکن در خصوص شکایت مادر متوفی خانم ن. نسبت به متهمه مذکور خ. قرار مجرمیت صادر می نماید(صفحه94). و دادستان عمومی و انقلاب.. .. طی کیفرخواست شماره 000477 ـ 1391/09/09 در خصوص اتهام خ. به اتهام قتل عمدی مرحوم الف. از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه95) و پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان.. . ارجاع گردید. و در جلسه مورخ 1392/01/19 دادگاه شاکیه ن. به عنوان مادر و ولی دم مقتول الف. از دادگاه شکایت خود را مطرح و گفت از خ. به علت ارتکاب قتل عمدی فرزندم شاکی هستم و نیز از ف. پدر مقتول شکایت دارم. پسر یازده ساله را بدون دلیل و علت به قتل رسانده است تقاضای قصاص خ. را دارم. و نماینده دادستان نیز در خصوص کیفرخواست اظهارات خود را بیان کرد و با توجه به شکایت ولی دم و نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات به عمل آمده و اقرار خود متهم در دادسرا و کیفرخواست صادره ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. به متهم تفهیم شد متهم پاسخ داده: من قصد قتل نداشتم و الف. خیلی شلوغ می کرد و در منزل اختلاف ایجاد می کرد من قصد تنبیه وی را داشتم و ایشان در منزل کاردستی با وسایل برقی درست می کرد که ناراحت شده بودم و به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود. من یک لحظه آن سیم را به پریز زدم و قصدم ترساندن بود که در یک لحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد و من از روی ترس الف. را به بیرون از منزل بردم جلوی درب منزلمان گذاشتم. و وکیل وی نیز ضمن تکرار اظهارات متهم گفت که: موکلش نامادری الف. بوده و به قصد تنبیه مرحوم کاردستی الکتریکی را که مرحوم درست کرده بود و در دستشان بود به پریز برق زده و مرحوم در همان لحظه به دلیل ترس و شوک متاسفانه جان خود را از دست داده است و موکله اطلاعی نداشت از این که برق خانگی جان انسان را می گیرد فقط فکر می کرد م.(منظور وکیل محترم الف. طفل مقتول است. عضو ممیز) دیگر موکلم را آزار و اذیت نمی دهد(صفحه 109 - 111). دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 00009 ـ 1392/01/21 چنین رای داد: در خصوص اتهام خ. دایر به ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. با توجه به نظریه پزشکی قانونی در معاینه ظاهری اندام های مقتول پلاک واضح برق گرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگ پریده) به صورت حلقه کامل در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست و هم چنین سوختگی پلاک برق گرفتگی بند میانی انگشت چهارم و سوم دست راست در پشت انگشت و آثار فشار به صورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دست ها در امتداد هم که نظر به موارد فوق علت فوت مرحوم برق گرفتگی و عوارض آن تعیین شده است و این امر به حکایت تحقیقات به عمل آمده و اقاریر متهمه ناشی از اقدامات وی بوده به طوری که نامبرده حسب اظهاراتش در مورخ 1391/02/15 در منزل مسکونی خویش برای تنبیه و ترساندن مرحوم اقدام به بستن دست و پای مقتول کرده و سپس با بستن سیم به انگشتان وی نهایتا سیم مذکور را به پریز برق خانگی وصل کرده و مبادرت به قتل عمدی نام­برده کرده است. متهمه بعد از به قتل رساندن الف. جسد مقتول را به خارج از منزل(آپارتمان) برده و در راه پله گذاشته و پس از مدتی با مشاهده همسایگان موضوع به مرجع انتظامی اطلاع داده شده است. هرچند متهمه(نامادری مقتول) در دفاعیات خویش اظهار داشته که: قصد قتل نداشته ولی با عنایت به شرح مذکور اساسا اقدام نامادری نوعا نسبت به مقتول کشنده بوده لذا ضمن احراز بزه­کاری مشارالیها و توجها به تقاضای قصاص نفس از سوی ولی­ دم (مادر مرحوم) به استناد مواد 206 (بند ب) و 231 (بند 1) 232 و 264 قانون مجازات اسلامی خ. را به قصاص نفس از طریق آویختن به حلقه دار محکوم می نماید که پس از ابلاغ رای در مورخ 1392/01/28 به خانم خ. و مورخ 1392/02/09 به س. وکیل نام­برده وکیل محترم در مورخ 1392/02/29 بدین شرح نامه ای مرقوم داشت: ریاست محترم و مستشاران ارجمند شعبه دوم دادگاه کیفری استان.. . این جانب س. به وکالت از ناحیه موکله خانم خ. مراتب اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی نسبت به دادنامه شماره 20009 که در مورخه 1392/02/09 به این جانب ابلاغ شده را به حضور عالی تقدیم می دارد. لازم به ذکر است که لایحه تجدیدنظرخواهی تکمیلا متعاقبا به حضور ایفاد خواهد گردید(صفحه123) و نام­برده دیگر هیچ گونه لایحه و دلایل و مدارکی ارایه ننمود و جهات اعتراض خود را نیز اعلام نداشته است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به گزارش نیروی انتظامی و بازپرس محترم که در محل وقوع قتل حاضر شده و مشاهدات خود را به شرح صفحات 1 تا 11 پرونده مکتوب و ضمیمه پرونده نموده اند و اقاریر صریح متهمه خ. به کرات در نیروی انتظامی و در دادسرا در نزد بازپرس محترم و در صحنه بازسازی قتل مبنی بر این که: من قتل عمدی فرزند ناتنی ام الف. را قبول دارم می خواستم او را تنبیه کنم چون فضولی می کرد و ماجراها را به پدرش می گفت که من او را تنبیه می کنم و آن روز آشغال ها را دادم و الف. برد خالی کرد اما شلوار او کثیف بود و خیلی ناراحت بودم. به او گفتم تو همیشه فضولی می کنی او نیز می گفت هیچ کس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم دست و پای او را بستم دیدم می خواهد دست های خود را باز کند که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق می کشم او نیز می گفت مرا بکش تا راحت شوم. من دست های او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم طناب را کاملا به دور دست ها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و در بازسازی صحنه قتل متهمه با نشان دادن یک عدد پریز برق که پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار بود می گوید سیم برق را به این پریز زدم و یک سر سیم برق نیز در دست بنده بود و یک سر دیگر سیم را داخل دستان و انگشتان مقتول که دست های او را بسته بودم گذاشتم و یک دفعه دیدم الف. لرزید و یک چیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم. دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمی کند او را صدا زدم دیدم جواب نمی دهد به صورت الف. زدم الف. به حالت بی جان افتاده بود سرش روی شانه اش بود طناب و سیم را که به او بسته بودم بریدم و آن ها را به داخل دستشویی انداختم و الف. را کشیدم به بیرون جلوی درب آپارتمان بردم و آن نوشته که داخل نایلون بود آن را من قبلا نوشته بودم روی آن گذاشتم و خودم به داخل منزل آمدم تا زن همسایه زنگ زد و گفت بچه شما اینجا افتاده است. و متهمه در خصوص نوشته ای که کنار جنازه کشف گردیده و در بررسی کیف مدرسه مقتول نیز نمونه همان برگ موجود بوده و مطلب ذیل در آن درج گردیده: آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باش و شنیدم یک پسر دیگر هم داری؛ اظهار داشت: آن نوشته را من قبلا نوشته بودم و گذاشتم و این یادداشت ها را به این جهت نوشتم که شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت که ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را می گفت چه بسا ازدواج رخ نمی داد (صفحات 14 151921 4643 92. . .) و متهمه در دادگاه نیز اظهار داشت: به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود من آن سیم را به پریز زدم که در یک لحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد که اقاریر وی با گزارشات نیروی انتظامی و صورت جلسه تنظیمی از مشاهدات بازپرس و نظریه پزشکی قانونی که آثار سوختگی از برق گرفتگی در انگشتان دست های مقتول و کبودی های حاصل از ضربات بر بدن متوفی را تشریح نموده و مشروحا در گزارش عضو ممیز آمده و علت تامه مرگ را برق گرفتگی و عوارض آن اعلام نموده است(صفحه 89 90) و اظهارات آقایان م. نگهبان مجتمع مسکونی محل وقوع قتل(صفحه 22) و ص. همسایه مقتول(صفحه 59) و کشف دست نوشته وی و دیگر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن مطابقت دارد. و حاکی از آگاهی و توجه وی به این امر بوده که اقدام وی(وصل کردن سیم برق لخت به طفلی که دست وپاهای وی را بسته است و زدن آن به پریز برق) موجب جنایت مذکور می گردد و دست نوشته ای که راجع به قتل مقتول است و حسب اقرار متهم قبل از کشته شدن مقتول آماده نموده و بعد از قتل آن را در کنار جنازه و کیف مدرسه وی گذاشته است و سایر موارد پیش گفته اگر موید آن نباشد که مرتکب عمدا قصد کشتن مقتول را داشته است لااقل موید این امر می باشد که عمدا کاری را انجام داده که می دانسته نوعا کشنده است. لذا با لحاظ مراتب مذکور و نظر به این که تجدیدنظرخواهی س. به وکالت از خانم خ. که حتی بدون ذکر جهات اعتراض مرقوم داشته اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی تقدیم می دارد(صفحه123) (مطلب دیگری در خصوص اعتراض از وی در پرونده انعکاس ندارد) نمی تواند موجبات نقض و گسیختگی رای را فراهم آورد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری که بر اساس رای لطمه وارد نماید مشاهده نشده است. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و ابرام می شود. لازم به ذکر است نظر به این که این چنین جنایتی احساسات عمومی را جریحه دار می کند در صورت لزوم دادستان محل می تواند با استفاده از ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد.
شعبه 7 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی

قاضی:
حسین انتظاری , حسین طالبی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 428 ـ در مواردی که جنایت نظم و امنیت عمومی را بر هم زند یا احساسات عمومی را جریحه دار کند و مصلحت در اجرای قصاص باشد لکن خواهان قصاص تمکن از پرداخت فاضل دیه یا سهم دیگر صاحبان حق قصاص را نداشته باشد با درخواست دادستان و تایید رئیس قوه قضاییه مقدار مذکور از بیت المال پرداخت می شود.

مشاهده ماده 428 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM