آقای ش.ر. فرزند ص. به اتهام ایراد ضرب عمدی نسبت به آقای ب.ن. و خانم ر.ر. به موجب دادنامه شماره 00372 دادگاه عمومی بخش مستندا به قانون دیات به پرداخت دیات مقرر در حق شکات محکوم شده است. محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نموده و شعبه 8 دادگاه تجدیدنظر استان به موجب رای شماره 01206-14/9/1391 چون دیات مقرر کمتر از خمس دیه کامله است آن را قابل تجدیدنظر ندانسته و رد نموده است. محکوم علیه طی تقاضایی که در تاریخ 1/11/1391 ثبت دفتر دیوان عالی کشور شده تقاضای اعاده دادرسی نموده است. متقاضی در تقاضای خود اعلام کرده در قریه زنی به نام ر.ر. زندگی می کند و از نظر روحی و روانی مشکل دارد و همیشه با شکایت های واهی و کذب از اهالی اخاذی می کند. این بار نوبت بنده شده است و مدعی است بنده وارد منزل شده و نامبردگان را مورد
ضرب و جرح قرار داده ام. سوال این است که بنده به چه علت و با چه عداوتی وارد منزل کسی شدیم و خانواده اش را مورد
ضرب و جرح قرار دهیم و برای اثبات گفته های خود استشهادیه ضمیمه درخواست نموده است. حسب مفاد استشهادیه محلی اعلام شده خانم ر.ر. با ایجاد هیاهو و بعضا با خودزنی و شکایت های واهی برعلیه اهالی محل سابقه گرفتن دیه دارد. پرونده به این شعبه ارجاع شده است.