رای قضایی شماره 9409970221800322

رای قضایی شماره 9409970221800322

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9409970221800322


شماره دادنامه قطعی:
9409970221800322

تاریخ دادنامه قطعی:
1394/03/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مصداق تعدی و تفریط در دعوی تخلیه

پیام رای:
در دعوای تخلیه ملک تجاری به استناد تعدی و تفریط مستاجر تجاوزی مصداق تعدی است که متعارف نبوده و یا به گونه ای صورت پذیرفته باشد که شکل معماری مورد اجاره را تغییر و این تغییرات باعث پایین آمدن مقاومت استحکام دوام بنا و کاهش ارزش مورد اجاره شده باشد.

رای دادگاه بدوی
شماره پرونده: 9109980229000943 شماره دادنامه: 9309970229001165 تاریخ: 1393/11/28
رای دادگاه
در مورد دعوی آقای ب. م. با وکالت آقای م. ح. به طرفیت گروه صنعتی خ. با وکالت بدوی آقای س.م. ج. به خواسته رسیدگی و صدور حکم تخلیه خوانده از عین مستاجر به لحاظ تعدی و تفریط یک واحد تجاری موضوع قطعه دوم تفکیک پلاک ثبتی.. . بخش سه تهران دادگاه با عنایت به نظریه کارشناس اولیه و هیات سه نفره و صورتمجالس اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محل نظر به اینکه مستاجر در عین مستاجره بر اساس مفاد سند اجاره نامه سند دعوی تصرف داشته و تغییرات در بنای ساختمان به صورت جزیی و از قدیم الایام بوده که قبل از مالکیت خواهان می باشد و تغییرات ایجاد شده به اساس و استحکام ساختمان لطمه ­ای وارد نمی نماید و هیچگونه تعدی و تفریطی که موجب بروز تخلف در عین مستاجره و مالا تخلیه آن باشد صورت نپذیرفته است. مستندا به بند 8 ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و علام می گردد. حکم دادگاه حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه سی دادگاه عمومی حقوقی تهران
نوید مداحی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9309970229001165 مورخ 28/11/93 صادره از شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه آقای ب. م. با وکالت آقای م. ح. به خواسته تخلیه یک واحد تجاری موضوع قطعه دوم تفکیک پلاک ثبتی.. . واقع در بخش 3 تهران به لحاظ تعدی و تفریط اصدار گردیده در اساس موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولا مطابق تعریف به عمل آمده از واژه تعدی و تفریط به شرح مواد 951 و 952 از قانون مدنی تعدی همانا تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف نسبت به مال دیگریست و تفریط نیز ترک عملی است که برای حفظ مال غیر لازم است و به تعبیر دیگر تجاوزی مصداق تعدی می باشد که متعارف نبوده و یا به گونه ای صورت پذیرفته باشد که شکل معماری مورد اجاره را تغییر و این تغییرات باعث پایین آمدن مقومت استحکام و دوام بنا و کاهش ارزش مورد اجاره شده باشد این درحالیست که در دوسیه مطمح نظر تغییرات صورت گرفته نه تنها به اساس و دوام ملک خدشه ای وارد ننموده بلکه در جهت استحکام و دوام و بالارفتن ارزش بنا صورت پذیرفته است و مفاد نظریه کارشناسی های ابرازی در مرحله رسیدگی نخستین و قرار معاینه محل به عمل آمده توسط دادگاه نخستین حاکی از این مطلب می باشد ثانیا فضای ایجاد شده در نیم طبقه مورد اجاره در بخش نورگیر از مصالح غیر اساسی بوده و لطمه ای به دوام واستحکام بنا نیز وارد نکرده. بنابراین دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هر گونه ایراد و اشکالی بوده دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی مستندا به قسمت اخیر ماده 358 از قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار
عزت اله امانی شلمزاری - حمیدرضا کریمی

قاضی:
کریمی , عزت اله امانی شلمزاری , مداحی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 951 - تعدی تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری.

مشاهده ماده 951 قانون مدنی

ماده 952 - تفریط عبارت است از ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است.

مشاهده ماده 952 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM