خواسته وکیل خواهان به طرفیت خوانده صدور حکم
فسخ قرارداد عادی مورخ 20/6/86 و استرداد وجه به شرح دادخواست تقدیمی می باشد با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده و نظر به اینکه علی القاعده فسخ محقق معاملات صحیح است و نیاز به وجود سبب قراردادی یا قانونی دارد در مهلت قانونی توسط مدعی فسخ باید انشاء شود و در صورتی که اختلافی در این خصوص پیش آید موضوع باید در دادگاه مطرح شود و
فسخ قرارداد اساسا وظیفه دادگاه نیست بلکه از حقوق طرفین
قرارداد است بنابراین در دعوی فسخ دادگاه باید موارد زیر را احراز کند اول اینکه باید احراز کند که یکی از طرفین به موجب
قرارداد یا به موجب قانون دارای
حق فسخ است دوم اینکه احراز نماید که طرف مذکور در موعد مقرر قانونی
حق فسخ خود را اعمال کرده است و پس از احراز این مقدمات می تواند معامله را
منفسخ اعلام نماید و به عبارت دیگر فسخ قاعدتا از ایقاعات است و ایقاع یک عمل حقوقی است که تحقق آن نیز به انشاء توسط ذی حق [بستگی] دارد چرا که انشاء فسخ قاعدتا یک عمل قضایی نیست که بتوان آن را از دادگاه درخواست نمود بلکه نخست خود ذی حق و ذی نفع است که باید فسخ را انشاء کند و در صورت اختلاف موضوع در دادگاه قابل طرح خواهد بود بنابراین وظیفه دادگاه فسخ نیست بلکه احراز وقوع یا عدم وقوع فسخ در گذشته و اعلام انفساخ یا عدم انفساخ
قرارداد است حال آنکه ادعای وکیل خواهان مبنی بر
فسخ قرارداد را چنین تلقی کنیم که موکل وی قبلا
قرارداد را فسخ کرده است و اکنون از دادگاه می خواهد که فسخ را احراز کند در اینصورت لازمه اش اینست که دلیل ارایه کند و ثابت نماید قبل از طرح دعوی موکل وی شخصا معامله را فسخ کرده است که در این مورد دلیلی وجود ندارد در نتیجه دادگاه دعوی مطروحه را غیر وارد و ثابت تشخیص [و] حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر اســـــتان تهران است.
رییس شعبه 14 دادگاه عمومی حقوقی تهران- م.نژاد