حسب محتویات پرونده آقای ع.ق. فرزند ع. به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان الف مراجعه و از آقای م.ت. ساکن شهر ت شکایت کرده که در سال 1386 با شخصی بنام م.ت. آشنا شده و قرار شده که او نفراتی راکه تحصیلات فنی مهندسی داشته به او معرفی و جهت عقد
قرارداد به او معرفی نماید که آقای م.ت. تعداد بیست نفر به عنوان مهندس به او معرفی و وجه مورد
قرارداد را که حدود سی میلیون تومان بوده دریافت لکن پس از تحویل مدارک به استانداری خوزستان مشخص شده که مدارک آنان جعلی است و به اتهام
کلاهبرداری از او شکایت دارد که دادسرای عمومی و انقلاب شهر الف با این استدلال که
جعل مدارک و مستندات موجود در پرونده در شهر ت صورت گرفته قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهر ت صادر و در شهر ت پرونده در دادسرای ناحیه شهر ت مطرح و در تحقیقی که از شاکی شده در زمینه ارسال پول برای متهم شاکی اظهار داشته که پول را که حدودا سی میلیون تومان بوده در شهر الف از طریق کارت با کارت به حساب مشتکی عنه در شهر ت انتقال داده است که دادسرای عمومی و انقلاب شهر ت نیز با این استدلال که عنصر مادی
کلاهبرداری در شهر الف محقق شده قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادسرای عمومی و انقلاب شهر الف صادر و با حدوث اختلاف در صلاحیت پرونده جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده که هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل و پس از قرایت اوراق پرونده و استماع نظریه همکار محترم دادیار دادسرای دیوان عالی کشور مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته مشاوره نموده چنین رای می دهد :