رای قضایی شماره 9309970907300399

رای قضایی شماره 9309970907300399

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907300399


شماره دادنامه قطعی:
9309970907300399

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/18

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شروط تحقق بزه نزاع دسته جمعی

پیام رای:
تحقق بزه نزاع دسته جمعی مشروط به آنست که تمام افراد شرکت کننده در منازعه هم زمان در یک مکان و باهم مشغول منازعه باشند در صورت فقدان این شرایط نزاع دسته جمعی محقق نمی شود.

رای خلاصه جریان پرونده
شخصی به نام ع. به قتل می رسد. م. به عنوان متهم به قتل چگونگی ماجرا را چنین شرح می دهد: یک روز من و ف. سر کوچه خودمان ایستاده بودیم که یکی از دوستانمان را که داشت در خیابان می رفت دید و برای او سوت زد که در همین موقع ح. رفیق ع. که داشت ازآنجا می گذشت با شنیدن صدای سوت ایستاد که وقتی فهمید ف. با او نبوده رفت و بعد از حدود یک هفته امشب که ما داشتیم یعنی من و ف. از کوچه ع. می گذشتیم ح. و ع. با موتور پشت سر ما آمدند و به ما گفتند: بایستید و ما تا ایستادیم ع. به ف. گفت: چه­ کار رفیق من داشتی و ف. گفت: من برای ح. سوت نزدم که خود ح. هم فهمیده و رفته که در همین موقع ع. با پشت دست به صورت من زد و به ف. گفت: من هم دوست دارم به رفیق تو بزنم که من هم آمدم پایین و با من درگیر شد و من هم با چاقو به او زدم و همین چاقویی است که در درگیری از آن استفاده کردم که تحویل مامورین دادم. وی در ادامه گفته است:.. . ع. دست کرد داخل جیبش تا چاقو را دربیاورد و من که چاقویی همراه داشتم و در کنار کمربندم زده بودم چاقو را درآوردم و یک ضربه به سینه ع. زدم.. .. (صفحه 5 6). این سخنان به طور ثابت در تمام مراحل رسیدگی تکرار شده است. م.ف. هم گفته است: آقای ح. سر سه­راه که ما سوت زدیم برای دوستان ح. فکر کرد ما با اون هستیم نگاه کردن و رد شد یک هفته بعد ما داخل کوچه ع. رد می شدیم دیدیم که ع. با ح. مست هستند که با موتور کردند دنبالمان ما هم ایستادیم ع. گفت: چرا برای دوستم سوت زدین؟ ما گفتیم ما کاری به دوستت نداشتیم اون اشتباه فهمیده یه دفعه ع. زد تو گوش م. ما گفتیم برای چی می زنی؟ گفت: دلم می خاد[می خواهد] سوت زدین منم می زنم گفتم: دوستت اشتباه فکر می کند یه دفعه م. درگیر شد با ع. یه[یک] دفعه دیدم خون می یاد[می آید] از سینه ع. بغلش کردم خودم هم زنگ زدم اورژانس اومد بردش(صفحه 4). م. در صفحه 12 گفته است: چاقو درآوردم به سمت چپ سینه سمت قلب او زدم(صفحه 12). ح. هم گفته است: من و ع. دیشب ف. و م. را دیدیم که با موتور رد شدند. ع. رفت دنبال آن ها صدایشان زد وقتی ایستادند ع. به ف. گفت: سری قبل چه کار به ح. داشته اید که سوت زده اید اگر کارش دارید حالا به او بگویید ف. گفت: دلم می خواهد بحث بالا گرفت ع. با دست به صورت م. زد. گفت خوبه من هم به ایشان بزنم تا این را گفت م.ف. از موتور آمد پایین که به من بزند ع. نگذاشت. م.ف. گفت: اگر حالا هم نزنم فردا یا یک روز دیگر به او می زنم. قسم خاک برادرش می خورد که به من می زند. یک بار م. از پشت سر من حرکت کرده و به سینه ع. زد رفت کنارتر ایستاد و فحاشی کرد من دنبال او رفتم که بگیرمش فرار کرد. وقتی برگشتم ع. که پیراهن سفید به تن داشت دیدم یقه پیراهن خودش را پاره کرد جای بریدگی روی سر سینه او توام با خون دیدم زیر بغل او را گرفتیم دست گذاشتم جایی که چاقو خورده بود. به ف. گفتم یک کاری بکن زنگ بزن اورژانس بیاید زنگ زد اورژانس با موتور هم رفت. خودم ماندم و ع. که هر چه داد می زنم کسی به دادم نمی رسید(متهم گریه می کند). همین مفاهیم به کرات و در تمامی مراحل دادگاه و دادسرا بیان شده است. وکلای طرفین دفاع کرده اند. علت فوت پارگی قلب و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده تعیین می گردد(صفحه 44). اولیای دم تقاضای قصاص کرده اند. در ادامه حکم انحصار وراثت ارایه شده است (صفحه 122). وکیل تسخیری برای م. تعیین گردیده و دادگاه سرانجام پس از محاکمه و استماع اظهارات طرفین م. را متهم به 1- قتل عمدی 2- مشارکت در نزاع دسته جمعی منجر به قتل 3- اخلال در نظم عمومی 4- شرب خمر اعلام و ح. و م.ف. را به مشارکت در نزاع دسته جمعی منتهی به قتل و اخلال در نظم عمومی را اعلام کرده است. سپس در مورد م. با توجه به گزارش مامورین شکایت اولیای دم علت فوت کشف آلت قتاله و اقرار مکرر متهم م. مبنی بر شرب خمر و زدن چاقو به سینه مقتول اتهامات ردیف اول را در حد قتل عمد شرب خمر و مشارکت در منازعه منجر به قتل محرز دانسته و دفاعیات وکیل وی را که اظهار داشته: وی مست بوده و اختیاری در ارتکاب قتل نداشته وارد ندانسته و گفته اولا : لازمه ای بین شرب خمر و سلب اراده وجود ندارد. ثانیا: اظهارات و شرح واقعه از سوی م. نشان از هوشیاری وی دارد و وی را با لحاظ نوعا کشنده بودن عمل ارتکاب به قصاص نفس محکوم کرده است. در مورد شرب خمر به 80 ضربه شلاق حدی و در مورد شرکت در منازعه به تحمل دو سال حبس و در مورد شرکت در منازعه با تخفیف متهمان: ح. و ف. را با لحاظ جوانی و فقدان سابقه کیفری متهم ح. را به 91 روز حبس و متهم م.ف. را به شش ماه حبس محکوم و هر سه متهم را از اتهام اخلال در نظم عمومی تبریه کرده است. پس از ابلاغ رای م.ن. به وکالت از ح. به رای صادره اعتراض کرده و گفته است: تمام مدت درگیری به چند دقیقه کوتاه نرسیده و هیچ گونه دخالتی در نزاع نداشته اند و او دوست خود را از دست داده تمامی این اتفاقات فقط در چند دقیقه رخ داده است. و موکل وی دانشجو فاقد سابقه کیفری است و عناصر مجرمانه ماده 615 در مانحن فیه صادق نیست تقاضای صدور حکم برایت وی را کرده است. م. نیز شخصا به رای اعتراض کرده و گفته: شرایط ارتکاب جرم باید در نظر گرفته می شد که نشده و تقاضای نقض دادنامه را کرده است که لایحه وی به دقت قرایت شد. ف. و م.ک. به قلت حبس ف. اعتراض کردند. آن ها اولیای دم هستند. ر. نیز به وکالت تسخیری از محکوم م. به رای اعتراض کرده و ادعا کرده است که موکل وی مسلوب الاختیار بوده تقاضای نقض دادنامه را کرده است که قرایت شد. اینک پس از تبادل نظر و مشورت ختم رسیدگی را اعلام به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رای می نماید.

رای شعبه دیوان عالی کشور
اعتراض و تجدیدنظرخواهی 1 - م. و وکیل تسخیری اش ر. 2 - ف. و م.ک. 3 - م.ن. به وکالت از ح. نسبت به دادنامه شماره 9309977120800070- 08/ 04/1393 صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری استان.. . اولا: اعتراض همگی آنان نسبت به محکومیتشان از جهت شرکت در نزاع دسته جمعی وارد است چون اصولا نزاع دسته جمعی به مفهوم مندرج در ماده 615 قانون مجازات اسلامی واقع نشده است و نظریه اداره حقوقی می گوید: نزاع دسته جمعی وقتی مصداق پیدا می کند که تمام افراد شرکت کننده در منازعه هم زمان در یک مکان باهم مشغول منازعه باشند آنچه از زبان مباشران و مطلعان در مانحن فیه نقل شد واقعه ای است کوتاه در کمتر از چند دقیقه واقع گردیده و به هیچ وجه همه متهمان هم زمان درگیر زدوخورد نبوده اند. بنابراین حکم صادره در مورد منازعه دسته جمعی به کلی در مورد همه متهمان نقض و پرونده جهت صدور رای مجدد به شعبه هم عرض ارجاع می شود. حکم صادره در مورد م. از جهت قصاص و حد شرب خمر از محکمه ای صالح با رعایت موازین قانونی صادر گردیده و قابل تایید است. به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری عینا تایید می شود. حکم صادره در مورد برایت متهمان از اتهام اخلال در نظم عمومی نیز تایید می شود. این رای قطعی است.
شعبه 13 دیوان عالی کشور- رییس و عضو معاون
علی اصغر باغانی - علی اکبر یساقی

قاضی:
علی اصغرباغانی , علی اکبر یساقی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 615 ـ هرگاه قسمتی از زبان کودکی که زمان سخن گفتن او فرا نرسیده است قطع شود به میزان نسبت مساحت قطع شده دیه پرداخت می شود لکن اگر بعدا معلوم شود که کودک لال بوده است دو سوم آن مسترد می گردد و چنانچه معلوم شود که گویا بوده است در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی از بین رفته بیشتر باشد مابه التفاوت آن باید پرداخت شود.

مشاهده ماده 615 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM