در خصوص دادخواست خواهان خانم م.ش. با وکالت آقای س.م. به طرفیت خواندگان خانم ها ف. و م. و م. و س. و ه. شهرت همگی د. به خواسته الزام به تنظیم
سند رسمی یک واحد آپارتمان به شماره 218/217/3759 و کلیه خسارات قانونی نظر به اینکه محکمه در تاریخ 15/11/90 مبادرت به استعلام ثبتی نموده که واحد ثبتی مربوطه در تاریخ 22/12/90 تحت شماره ثبتی 4145 آپارتمان مذکور را متعلق به مورث صحابه دعوی دانسته و وکیل خواهان به ضمیمه دادخواست کپی صلح نامه تقدیم که بر اساس آن در قبال مبلغ 000/000/800 ریال آپارتمان موصوف از ناحیه مورث صحابه دعوی با خواهان صلح شد که خواندگان خانم ها م. و س. و ه. شهرت همگی د. بر این امر پذیرش و در محضر دادگاه دست بر قرآن کریم گذاشته که مادرشان (خواهان) به مبلغ 000/000/800 ریال را نقدا فی المجلس به پدرشان داده که خواهان در اظهارات اعلام به زحمات زیاد در زندگی نسبت به شوهرش و این آپارتمان را در قبال زحمات از ناحیه شوهرش بیان که بدون پرداخت وجه بوده اعلام نمود و خواندگان خانم ها ف. و م. هر دو د. استفاده از آپارتمان تا قید حیات بودن مادرشان توسط وی را پذیرش ولکن مالکیت آن را قبول نداشته و هر دو دست بر قرآن کریم گذاشته که به هیچ وجه مادرشان مبلغی بابت این آپارتمان به پدرشان نداده و پدرشان را فردی که آلزایمر داشته و در خانه سالمندان بوده بیان و تاریخ سند خواهان در تاریخ مقید ندانسته که البته بر حسب نگاه اولیه تفاوت تاریخ با متن کاملا آشکار بوده و از طرفی از ناحیه خواهان [پرداخت] چنین وجهی آن هم نقدا برای محکمه به هیچ وجه احراز نشده و سوگند سه خوانده در محضر دادگاه را نوعی نگرانی آنان و قصد لطف و کمک به مادرشان بعد از فوت پدر تلقی نموده و با توجه به شرح فوق دادگاه انعقاد عقد صلح را احراز ننموده البته با توجه به اینکه آپارتمان ماترک متوفی بوده و خود خواهان از آن سهم ال
ارث می برد و موافقت سه خوانده مذکور به انتقال آپارتمان به مادرشان نوعی دادن سهم خود به مادرشان بوده که خوانده خانم ف.نیز به جهت امضاء ذیل سند تقدیمی نوعی انتقال آپارتمان موصوف را به مادرش پذیرش که محکمه این امر را انتقال سهم وی (خانم ف.) به مادرش تلقی نموده و فقط از صحابه دعوی خانم م. باقی مانده که سند ابرازی را امضاء نزده و پذیرش انتقال نداشته ولکن استفاده از منافع آپارتمان را پذیرش که می بایستی خواهان رضایت وی را نسبت به انتقال جلب نماید و حالیه محکمه برابر مارالذکر دعوی خواهان را در وضعیت فعلی پذیرش نداشته و برابر ماده 197 قانون [آیین] دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر می نماید رای صادره حضوری و پس از ابلاغ ظرف بیست روز قابل اعتراض در محکمه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ملکوتی
در خصوص دادخواست خواهان خانم م.ش. با وکالت آقای س.م. به طرفیت خواندگان خانم ها ف. و م. و م. و س. و ه. شهرت همگی د. به خواسته الزام به تنظیم
سند رسمی یک واحد آپارتمان به شماره 218/217/3759 و کلیه خسارات قانونی نظر به اینکه محکمه در تاریخ 23/12/90 مبادرت به صدور رای نمود که شعبه محترم تجدیدنظر طی دادنامه شماره 91000785-8/7/91 مبادرت به نقض آن نمود و اکنون ضمن ابقاء به نظر سابق الصدور بر حسب اوامر محکمه عالی دادگاه ضمن عدم پذیرش دعوی خواهان حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می نماید رای صادره پس از ابلاغ ظرف 20 روز قابل اعتراض در محکمه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 31 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ملکوتی