آقای م.ع. در تاریخ 1392/10/23 دادخواستی به طرفیت خانم م.الف. به خواسته فسخ نکاح تقدیم دادگستری زرند نموده و توضیح داده است که: «در تاریخ 1391/6/5 با خوانده ازدواج نموده ام. بعد از مدتی متوجه شدم که وی مشکل عادت ماهانه دارد. در جهت درمان اقداماتی انجام و مشخص شد که مشارالیها قبل از ازدواج برای حل مشکل خود به متخصصین متعددی مراجعه و برابر آزمایش که تصویر آن پیوست تقدیم می گردد وی نازا بوده و در زمان عقد از عیب خود حقیر را مطلع نکرده است. نظر به اینکه عیب مذکور قبل از ازدواج در خوانده بوده و از موارد فسخ می باشد و به موجب این دادخواست رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح مورد استدعا است.» شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی زرند عهده دار رسیدگی به پرونده می شود. وقت رسیدگی تعیین و از طرفین دعوت به عمل می آورد.
آقای م.ز. به عنوان وکیل خوانده انتخاب و معرفی می شود و جلسه دادگاه در تاریخ 1392/10/23 با حضور طرفین و وکیل خوانده تشکیل می گردد. خواهان اظهار می دارد: «در 1391/6/5 ازدواج کردیم. عروسی گرفتیم. با ایشان نزدیکی هم کردم. بعد از مدتی متوجه شدم که ایشان یایسگی زودرس دارد و حامله نمی شود و نازا است و قابل درمان هم نیست...» خوانده و وکیل وی بیان می دارند: «نازا بودن از موارد فسخ نکاح نیست و در قانون موارد فسخ تصریح شده است و دادخواست خواهان وجهه شرعی و قانونی ندارد. تقاضای رد دعوی را داریم.» دادگاه با توجه به اظهارات طرفین ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1079 – 1392/10/25 با این استدلال که نازا بودن زوجه از موارد فسخ نکاح مصرح در قانون نمی باشد دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم به رد دعوی خواهان صادر می کند. آقای م.ع. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی می کند و در دادخواست تجدیدنظر مطالب خود را در مورد نازا بودن زوجه تکرار می نماید و رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان محول می گردد. این دادگاه اخذ توضیح از طرفین را لازم و در تاریخ 1393/6/26 با حضور طرفین و وکیل زوجه و نیز وکیل زوج آقای الف. الف. را که در این مرحله وارد دعوی شده است پرونده را مورد رسیدگی قرار می دهد. وکیل زوج بیان می دارد: «موکل مدعی است چند روز قبل از تقدیم دادخواست از ناراحتی و یایسگی زودهنگام همسرش مطلع شده است و این موضوع را همسرش از او کتمان نموده بود که از مصادیق ماده 1128
قانون مدنی است. لذا استدعای نقض رای بدوی و صدور حکم به نفع موکل را دارد.» وکیل زوجه می گوید: «حسب اظهارات موکله عادت ماهانه او تغییر پیدا کرده بود و به دکتر مراجعه و دکتر برایش داروی تقویتی تجویز کرده بود. ضمنا قبل از ازدواج زوجین به پزشک معرفی شده اند و مورد آزمایش قرارگرفته اند. چنانچه اشکالی وجود داشت اجازه ازدواج داده نمی شد و موضوع مطروحه از موارد فسخ نیست. تقاضای تایید رای بدوی را دارد.» دادگاه پس از استماع توضیحات طرفین ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 00881 - 1393/6/30 تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می کند.
آقای م.ع. با وکالت آقای الف. الف. از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی به عمل می آورد و پرونده پس از انجام تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه فرجام خواه و لایحه جوابیه فرجام خوانده قرایت خواهد شد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: