خانم م. در مورخه 20/06/92 طی شکواییه ای به دادسرای عمومی و انقلاب.... عنوان نموده که به عنوان مسافر به یک سواری سوار شدم که بعدا متوجه شدم شخصی به نام ک. بنده را برده و در شهرک.. .. توی ویلا به این جانبه تجاوز کرده است. یک نفر همراه ک. بوده و دخترعمویم به نام م. همراه بنده بوده وی را مورد ضرب و شتم عمدی قرار داده اند. در این مدت بنده را تهدید کرد و از ترس شکایت نکردم. شاکیه به پزشکی قانونی معرفی شده و مرجع مذکور پس از معاینه مشارالیها اعلام نظر کرده که.. . مدخوله است. ک. در تحقیق مقدماتی از وی در مرجع انتظامی در مورد شکایت شاکیه اظهار داشته: قبول ندارم (تجاوز به شاکیه را) این خانم و خانواده آن ها حدود 4 سال با خانواده ما رفت وآمد داشتند و در تمامی مراسم های مختلف ما حضور داشتند حتی برای دایی بنده به نام.. .. به عنوان فروشنده مغازه بدلیجات واقع در.. .. کار می کردند. قبل از آن هم مدتی در مخابرات کار می کردند باهم همکاری داشتیم برای خرید شارژ و سیم کارت موبایل مدتی هم پیش یکی از دوستان بنده شیرینی پزی کار می کردند و خیلی مسایل کاری و رفت وآمدهای دیگر ضمنا 7-8 ماه پیش قرار بود برای کار با یک دستگاه چاپ باهم شراکت کنیم دستگاه توسط بنده خریداری شد وقتی قرار شد این خانم سهم شراکت خود را بدهند با خانواده خود دچار یک مسایل خانوادگی شدند و همه چیز را انداختند تقصیر بنده و پول شراکت را نداد. از همان موقع یکسری مشکلات پیش آمد همین خانم چون می دانستند بنده مقصر نیستم پشت بنده بودند وقتی اختلافات بیشتر شده به خاطر طرفداری از خانواده همه چیز را انکار کردند و شروع کردند به تهمت زدن و پاپوش درست کردند برای بنده. ضمنا این خانم به گفته خودشان در این چند سال با خیلی ها رابطه دوستی داشتند و گفتند اکثرا برای رابطه جنسی دنبال ایشان بودند و اکثرا هم ایشان را تهدید و اذیت می کردند این خانم را در محل به اسم.. .. می شناسند. به دستور معاون دادستان پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال و جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه های مذکور ارجاع می شود. در دادگاه کیفری استان شاکیه خانم م. اظهار داشته: این آقا به همراه دوستش دو سه سال پیش مرا به همراه دخترعمویم به عنوان مسافر سوار کردند و بردند سمت.. .. وارد ویلا شد مرا و دخترعمویم را با تهدید و چاقو به داخل بردند و ما را از هم جدا کردند و شروع کردند به آزار و اذیت چون ما مقاومت کردیم شروع کردند به کتک زدن و فیلم گرفتند خواستند تجاوز کنند ولی ما مقاومت کردیم و نتوانستند کاری بکنند ما را مجبور شدند ازآنجا دور کنند و بردند در محل پیاده کردند.. . بعدازآن این آقا به واسطه فیلمی که از ما داشت شروع به تهدید کرد و از من می خواست که من پدرم را مجبور کنم با ایشان شراکت کنند (شراکت کاری) قبل از عید می خواست ازدواج کند به بهانه عذرخواهی از من و این که فیلم را می خواهد پاک کند مرا کشاند به منزل خودش و تجاوز کرد. از شاکیه سوال شده: چرا رفتی به منزل ایشان؟ می گفتی خودش فیلم را پاک کند که شاکیه جواب داده: من از ترس آبروی خودم و خانواده ام رفتم. دادگاه خطاب به متهم سوال نموده و در مورد اتهامات دایر به زنای به عنف با شاکیه چه دفاعی داری؟ که متهم پاسخ داده: اولا این خانم چند سال پیش در مخابرات کار می کرد و رفیق مرا هم می شناخت دخترعمویش با آن دوست من رابطه داشت تماس تلفنی داشتند یک روز تلفنی به من گفت دخترعمویش می خواهد دوستت را ترک کند من هم به دوستم گفتم او هم از این موضوع ناراحت شد ما اصلا مسافرکشی نمی کنیم چهار سال رفت وآمد داشتیم چطور به عنوان مسافر سوار کرده ایم باغی که این خانم می گوید من نمی شناسم ولی این خانم به من گفته بود دوست من او را برده و تجاوز کرده است من با او درگیر شدم او را زدم او دست روی قرآن گذاشت که این کار را نکرده است. من کاری نکرده ام. سوال شده: آیا از این خانم فیلم گرفته ای؟ پاسخ داده: من چنین کاری نکرده ام. دادگاه خطاب به شاکیه پرسیده: آیا از این آقا sms تهدیدآمیز داری؟ که شاکیه جواب داده: بله همه اش تهدید می کرد نوشته است آیا دوست داری برادرت تو را لخت ببیند و غیره. متهم اظهار داشته: smsهای شما را هم من دارم. شاکیه شماره تلفنی که متهم برای وی sms فرستاده.. ..... اعلام کرده است و در مورد شماره خودش گفته خط قبلی ام را حفظ نیستم بعدا می گویم. سپس دادگاه به متهم رابطه نامشروع مادون زنا به اکراه تفهیم نموده که وی در دفاع اظهار داشته: رابطه کاری باهم داشتیم و در آخرین دفاع نیز اظهار داشته: رابطه خانوادگی داشتیم رفت وآمد داشتیم. سپس دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی در خصوص اتهام آقای ک. دایر به برقراری رابطه نامشروع مادون زنا به اکراه با خانم م. با عنایت به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و حسب اقرار ضمنی متهم در خصوص برقراری رابطه نامشروع مادون زنا دادگاه نیز بزه انتسابی را محرز و ثابت تشخیص و مستندا به ماده 637
قانون مجازات اسلامی نامبرده را به 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید. در خصوص اتهام دیگر متهم دایر به تجاوز به عنف به شاکیه مذکور به لحاظ فقد دلیل کافی مثبت جرم و حکومت اصل برایت به استناد اصل 37 قانون اساسی و ماده 177 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم به برایت متهم از بزه انتسابی اخیر صادر می نماید. پس از ابلاغ رای محکوم علیه با تقدیم لایحه ای به حکم محکومیت صادره نسبت به وی اعتراض نموده و پرونده برای رسیدگی به اعتراض وی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه تقدیمی معترض هنگام شور قرایت خواهد شد.