رای قضایی شماره 9309970908600198

رای قضایی شماره 9309970908600198

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970908600198


شماره دادنامه قطعی:
9309970908600198

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/20

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تاثیر رضایت واقعی شاکیه در زنای به عنف

پیام رای:
عدم احراز عنف بودن زنا ملازمه با احراز رضایت شاکیه ندارد و حسب مورد حق مطالبه ارش البکاره مهرالمثل یا هر دو را دارد.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ح. درتاریخ 13/04/91 ضمن شکایتی که خطاب به دادسرای عمومی و انقلاب بوده لیکن مستقیما به دادگاه های کیفری استان خراسان رضوی تقدیم و به شعبه پنجم آن دادگاه ارجاع می گردد اعلام می دارد: آقای ص. با سوءنیت و نقشه قبلی و با وعده و وعید ازدواج و تشکیل زندگی با اینجانب طرح دوستی برقرار نموده و بنده به ایشان اعتماد کرده تا این که در تاریخ 11/04/93 بر خلاف میل و رضایت بنده به اینجانبه تجاوز نموده و موجبات ازاله بکارت مرا ایجاد کرده و تقاضای رسیدگی و معرفی خود به پزشکی قانونی را نموده است. دادگاه در تاریخ 13/04/91 از شاکیه تحقیق اظهار می دارد: من 2 سال و 6 ماه پیش با ص. آشنا شدم وی از طریق شماره من با من تماس گرفته و بحث خواستگاری را مطرح کرد حتی گفت که با برادرم تماس گرفته و گفته بود تا مدتی دیگر به خواستگاری من خواهد آمد و می خواست که با من آشنایی داشته باشد و من هم قبول کردم ولی با مکر خواستگاری را به تاخیر می انداخت تا این که گفت مامان و بابا راضی نمی شوند من هم در این مدت افسردگی گرفتم و این جوری شد و حالا دیگر نمی توانم از این موضوع بگذرم. در پاسخ این سیوال که زنای مورد ادعای شما در کجا و در چه زمانی رخ داده است؟ اظهار می دارد در یک سوییت که آدرس دقیق آن را ندارم و در تاریخ 11/04/91 در اوایل شب در همان سوییت که شب آن جا ماندیم و صبح آمدیم با هم خارج شدیم. در پاسخ این سیوال که مشخصات بدنی متهم را می توانید بگویید اظهار می دارد: بلی لکه هایی مانند ماه گرفتگی وجود دارد و در پشت وی نیز چند خط درشت وجود دارد. در پاسخ این سیوال که چرا مقاومت نکردی؟ اظهار داشته: من گریه می کردم و راضی نبودم او مرا اغفال کرد. در پاسخ این سیوال که دخول کرد یا خیر؟ اظهار داشته:.. . دخول کرد و.. . دادگاه وی را جهت معاینات لازم به پزشکی قانونی معرفی می نماید. پاسخ واصله از پزشکی قانونی..... حاکی از آنست که از نامبرده در ساعت 30/8 مورخ 14/04/91 معاینه به عمل آمد پرده بکارت مدخوله می باشد و ضمنا نمونه جهت بررسی وجود مایع منی به آزمایشگاه ارسال شد که نتیجه آن متعاقبا اعلام می گردد. پس از آن دادگاه دستور جلب متهم را داده که وی دستگیر و معرفی می گردد و در تاریخ 01/05/91 در دادگاه کیفری استان از وی تحقیق وی که خود را 29 ساله و دارای عیال معرفی می نماید اظهار می دارد: دو سال است شاکیه را می شناسم قصدم از آشنایی با وی ازدواج بود اما بعد فهمیدم خانواده اش قاچاقچی هستند منصرف شدم اما او دست بردار نیست. در پاسخ این سیوال که حدود ارتباط شما با هم چقدر بود؟ اظهار می دارد: تنها گفتگوی تلفنی. در مورد نشانی هایی که شاکی از بدن متهم داده از وی سیوال می شود؛ در مورد خط های پشت خود اظهار می دارد: پیراهنم بالا بوده شاکیه مشاهده کرده و در دیگر مورد ادای توضیح را به بعد از معرفی وکیل موکول می نماید. دادگاه اتهام ارتکاب زنای به عنف با شاکیه را به وی تفهیم که منتهی به ازاله بکارت شاکیه شده اظهار می دارد: قبول ندارم وکیل می گیرم حرف می زنم. دادگاه قرار بازداشت موقت متهم را صادر و اعلام می دارد و متعاقب آن به پلیس امنیت اخلاقی دستور می دهند تا سوابق کیفری متهم را اخذ و وی را به پزشکی قانونی معرفی تا اعلام دارند در.. . وی لکه های شبیه ماه گرفتگی یا غیر آن وجود دارد یا خیر و مراتب را اعلام دارند. پزشکی قانونی مشهد پس از معاینه متهم اعلام می دارد: مورد معاینه قرار گرفته یک لکه کوچک (ماه گرفتگی) و یک ناحیه تغییر رنگ پوستی (ضایعه پوستی) مشهود است.... ضمنا اعلام گردیده فاقد سابقه محکومیت کیفری است. دادگاه در جلسه فوق العاده مورخ 04/05/91 از شاکیه و متهم تحقیق می نماید شاکیه اظهار می دارد: متهم حاضر با وعده ازدواج مرا اغفال کرد با من زنا کرد و ازاله بکارت نمود. نخست وعده ازدواج داد ولی کم کم جا خالی کرد و حاضر نشد من مجبور شدم شکایت نمایم. آخرین بار نیز در برج چهار امسال با من زنا کرد. و متهم پس از شنیدن اظهارات شاکیه اظهار می دارد: قبول دارم اشتباه کردم الآن زنم در عقد است البته با زنم نزدیکی کرده ام اما به هر حال هنوز در خانه پدرش است به منزلم نیامده است. دادگاه اتهام ارتکاب زنای به عنف مع الاحصان را به متهم تفهیم نموده اظهار می دارد: زنا را قبول دارم اما به زور نبوده است ازاله بکارت را قبول دارم تقاضا دارم اجازه دهید با شاکیه گفتگو نمایم شاید صلح کردیم. شاکیه اظهار می دارد: دادگاه نسبت به جبران خسارت تعیین تکلیف کند یا با من ازدواج کند یا ارش البکاره پرداخت نماید. سپس دادگاه موضوع ارش البکاره را به کارشناس ارجاع می نماید و قرار بازداشت موقت را نیز فک و به قرار وثیقه به مبلغ یک میلیارد ریال تبدیل می نماید و متهم در تاریخ 05/05/91 وثیقه را تودیع و با صدور قرار قبولی آن از زندان آزاد می گردد. کارشناس واحد میزان ارش البکاره شاکیه را 75 عدد سکه طلای کامل اعلام نموده است که مورد اعتراض وکلای طرفین واقع و موضوع به هییتی از کارشناسان سه نفره ارجاع می گردد و هییت کارشناسی همان 75 سکه تمام بهار آزادی را به عنوان ارش البکاره شاکیه با توجه به جهات موثره در قضیه تعیین و اعلام می دارد که ایضا مورد اعتراض وکیل شاکیه قرار گرفته و دادگاه مستنداتی از رای مطالبه نموده که ارایه کرده و پس از آن قرار ارجاع امر به هییت 3 نفره دیگر از کارشناسان ارجاع گردیده لیکن علی الظاهر وکیل شاکیه حق الزحمه کارشناسان را تودیع ننموده و کارشناسی اخیر انجام نشده دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و احضار طرفین و وکلای آنان را داده و آقای.. . وکیل دادگستری نیز وکالت متهم را عهده دار شده (ظاهرا به جای وکیل قبلی ادامه وکالت داده). جلسه مقرر در تاریخ 28/05/92 با حضور نماینده دادستان شاکیه و وکیل وی و متهم و وکیل وی که حضور یافته اند تشکیل و شاکیه شکایت خود را به شرح آنچه قبلا گفته بیان داشته. وکیل شاکیه اظهار داشته: با توجه به مقررات جدید قانون مجازات اسلامی موکله باکره بوده علاوه بر ارش البکاره که توسط کارشناس تعیین شده درخواست و مطالبه مهرالمثل را نیز دارم. دادگاه اتهام ارتکاب زنای به عنف و مع الاحصان را به متهم تفهیم نموده اظهار داشته: این کار به زور نبوده است با خواسته این خانم بوده و حدود 5/1 تا 2 سال با این خانم ارتباط داشته ام قرار بوده با هم ازدواج کنیم به دفعات با این خانم نزدیکی کرده ام.. .. من در فرودین سال 91 ازدواج کرده ام آن موقع زنم در عقد بود ولی پس از ازدواج با این خانم نزدیکی نکرده ام.. . در ادامه دفاعیاتش ادعا نموده که شاکیه صیغه وی بوده است. در پاسخ این سیوال که چرا تاکنون معترض این مطلب نشده؟ اظهار می دارد: من روحیه ام خراب بوده اختیاری به حرف هایم نداشته ام.. . شاکیه پس از شنیدن اظهارات متهم اظهار می نماید: علت این که این آقا هر وقت می خواست به تقاضایش تن می دادم این بود که متهم مرا ازاله بکارت کرده بود و قول ازدواج داده بود و می گفت اگر نیایی دختر 14 ساله زیاد است من برای این که او را از دست ندهم و حیثیت من از دست رفته بود راضی می شدم من افسردگی پیدا کردم و تحت نظر روان پزشک هستم و دروغ می گوید که مرا صیغه کرده است.. . دادگاه اظهارات و مدافعات وکلای شاکیه و متهم را استماع نموده و آخرین دفاع متهم را اخذ نموده در مقام آخرین دفاع اظهار می دارد: ما با هم محرم بودیم این اتهام را قبول ندارم و متعاقب ختم جلسه دادگاه در تاریخ 03/06/92 ختم رسیدگی را اعلام و با اکثریت آراء به شرح دادنامه شماره 9209977519200201-13/06/92 به صدور رای مبادرت نموده. در خصوص اتهام آقای ص. به ارتکاب زنای به عنف و مع الاحصان با استدلال منعکس در دادنامه رای بر برایت وی صادر می گردد ولیکن در خصوص اتهام وی دایر بر ارتکاب زنا با توجه به شکایت شاکیه و دو نوبت اقرار صریح متهم در محضر دادگاه و ملاحظه گواهی های پزشکی قانونی و حدود دو سال مراودات نامشروع وی با شاکیه و دیگر شواهد و قراین موجود از طریق حصول علم عادی انتساب بزه را محرز و مسلم دانسته و به استناد مواد 211 و 222 و 229 قانون مجازات اسلامی وی را به تحمل یکصد ضربه شلاق به عنوان حد زنا و تراشیدن موی سر و یک سال تبعید محکوم می نماید. و در خصوص درخواست شاکیه و وکیل مدافع وی مبنی بر صدور حکم محکومیت متهم به پرداخت مهرالمثل و ارش البکاره با این استدلال که خانم ح. با اعتماد وی به قول ازدواج متهم به زنا راضی می شده و با توجه به مطاوعه شاکیه و این که زنا با فریب و اغفال مشارالیها مبنی بر وعده ازدواج واقع شده و با این وصف و عدم احراز عنف یا اکراه نامبرده مستحق دریافت مهرالمثل و ارش البکاره نمی باشد حکم به رد درخواست وی صادر و اعلام می نمایند. رای حضوری و قابل تجدیدنظر در دیوان عالی کشور توصیف شده. لازم به ذکر است که دو نفر از اعضاء دادگاه مطاوعه شاکیه را متکی به دلیل ندانسته و با استدلالی که نموده اند علاوه بر محکومیت متهم به تحمل حد زنا نظر به محکومیت وی به پرداخت مهرالمثل و ارش البکاره هم داشته اند. متعاقب صدور و ابلاغ رای مزبور به طرفین شاکیه و محکوم علیه تجدیدنظرخواهی به عمل آورده و پرونده جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی آنان به دیوان عالی کشور ارسال و حسب الارجاع در این شعبه مطرح و اینک رسیدگی به درخواست های مطروحه در دستور کار شعبه قرار دارد. مفاد لوایح وکلای تجدیدنظرخواهان حین شور قرایت می گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ح. (شاکیه) و در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ص. (محکوم علیه) نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی شاکیه نسبت به قسمتی که ادعای وی در خصوص ارش البکاره و مهرالمثل رد شده و محکوم علیه در قسمتی که حکم به محکومیت وی به اتهام ارتکاب زنا به تحمل یکصد تازیانه حد زنا و تراشیدن موی سر و یک سال تبعید صادر گردیده؛ نظر به این که جرم در زمان حاکمیت قانون سابق مجازات اسلامی واقع گردیده اولا در خصوص تجدیدنظرخواهی شاکیه صرف نظر از این که وی ادعای عنف و اکراه نموده و این ادعا ثابت نشده لیکن عدم احراز عنف بودن زنا ملازمه با احراز رضایت شاکیه ندارد و رضایت مشارالیها از توجه به محتویات پرونده اظهارات طرفین و اعترافات صریح متهم و این که ازاله بکارت شاکیه منتسب به نامبرده است و خود به این امر اقرار دارد و (اظهارات وی در جلسه مقرر مورخ 04/05/91 دادگاه کیفری استان برگ 23 پرونده) احراز نمی گردد. بنابه مراتب و با توجه به فتاوی معتبر شرعی (فتوای حضرت امام خمینی (ره) جلد چهارم در تحریرالوسیله مسیله 5 صفحه 584 و نظر صاحب جواهر و بعض دیگر از آیات عظام) که مقررات ماده 658 قانون مجازات اسلامی 1392 نیز موید موضوع است نامبرده استحقاق ارش البکاره یا مهرالمثل را داشته؛ ثانیا در خصوص تجدیدنظرخواهی محکوم علیه نیز همانگونه که فوقا اشاره شد جرم در زمان حاکمیت قانون مجازات اسلامی سابق واقع شده لذا استناد به مقررات قانون مجازات اسلامی لاحق در صورتی مجاز است که مساعد به حال متهم باشد حال آن که مجازات تعیین شده مستند به قانون مجازات اسلامی لاحق است و اخف به حال متهم نیست و لذا تجدیدنظرخواهی وکلای تجدیدنظرخواهان در قسمت های تجدیدنظرخواسته وارد است و مستندا به بند 4 شق ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رای در قسمت های مورد اعتراض نقض و رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض دادگاه کیفری استان خراسان رضوی ارجاع می نماید. این رای قطعی است.
رییس شعبه سی ام دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
کریم پور ـ دری

قاضی:
محمد علی کریم پور , عبدالغفور دری

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 211 ـ علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود. در مواردی که مستند حکم علم قاضی است وی موظف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند. تبصره ـ مواردی از قبیل نظریه کارشناس معاینه محل تحقیقات محلی اظهارات مطلع گزارش ضابطان و سایر قرائن و امارات که نوعا علم آور باشند می تواند مستند علم قاضی قرار گیرد. در هر حال مجرد علم استنباطی که نوعا موجب یقین قاضی نمی شود نمی تواند ملاک صدور حکم باشد.

مشاهده ماده 211 قانون مجازات اسلامی

ماده 222 ـ جماع با میت زنا است مگر جماع زوج با زوجه متوفای خود که زنا نیست لکن موجب سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق تعزیری درجه شش می شود.

مشاهده ماده 222 قانون مجازات اسلامی

ماده 229 ـ مردی که همسر دائم دارد هرگاه قبل از دخول مرتکب زنا شود حد وی صد ضربه شلاق تراشیدن موی سر و تبعید به مدت یک سال قمری است.

مشاهده ماده 229 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM