در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن نامبرده در پی شکایت خانم ف. به استناد بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و قاعده درا از اتهام زنای به عنف تبریه گردیده و به استناد مواد 211 و230
قانون مجازات اسلامی 1392 با حصول علم به وقوع زنا به تحمل یک صد ضربه شلاق به عنوان حد شرعی محکوم گردیده است و راجع به مطالبه دیه نیز پرونده به دادسرا اعاده گردید که با توجه به مفاد شکایت شاکیه ف. به شرح صفحات 1 و 6 و 8 و در جلسات دادگاه که نحوه دوستی به قصد ازدواج و ازاله بکارت و.. . را توضیح داده است و اظهار داشته: بعد از تجاوز هزینه درمان و بخیه را متهم پرداخت نموده است و اظهارات متهم به شرح صفحات 11 و 12 و 17 تا 21 پرونده و اظهارات آنان در مواجهه حضوری (ص 13 و 14) و در جلسه مورخ 23/01/93 دادگاه به شرح صفحات (62 تا 65...) اقرار متهم به دوستی شاکیه و بردن وی به منزلش اما به قصد خرید منزل و اعلام این که حاضر است رضایت شاکیه را اخذ نماید.. . و نظریه پزشکی قانونی که اعلام نموده آثار بخیه های متعدد مشهود است و.. . (ص 4 و 61) و سایر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در رای حصول علم دادگاه از طریق متعارف بوده و اعتراض موثری از سوی تجدیدنظرخواه به عمل نیامده است که موجب نقض رای صادره گردد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری که بر اساس رای صادره لطمه وارد نماید ملاحظه نشده است لذا با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید و ابرام می شود اما نظر به این که دادگاه زنای غیرمحصن توسط محکوم علیه را احراز نموده و شاکیه را نیز مستحق مجازات ندانسته که حاکی از عدم رضایت واقعی وی به زنا می باشد و پزشکی قانونی نیز ازاله بکارت شاکیه را به نحو مذکور تایید نموده و کس دیگری جز متهم موصوف در مظان این امر نمی باشد و دخول توسط وی در دادگاه به اثبات رسیده است بدیهی است شاکیه می تواند به استناد ماده 231 و متن ماده 658 و تبصره 2 ماده 658
قانون مجازات اسلامی 1392 در خصوص ارش البکاره و مهرالمثل اقدام قانونی معمول دارد.
رییس شعبه هفتم دیوان عالی کشور ـ مستشار
انتظاری ـ طالبی