رای قضایی شماره 9309970909200244

رای قضایی شماره 9309970909200244

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200244


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200244

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/29

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
عدم رضایت واقعی شاکیه در زنا

پیام رای:
در صورت احراز عدم رضایت واقعی شاکیه به ارتکاب زنا شاکیه حق مطالبه ارش البکاره و مهرالمثل را دارد.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ف. در مورخ 13/11/92 طی شکایتی به دادگاه کیفری استان تهران اعلام نموده: آقای م. با من آشنا شده و پیشنهاد ازدواج داد و چند روزی که باهم بودیم ادعا نمود که نامزدم می باشد و قصد ازدواج رسمی دارد با این فریب مرا به منزلشان کشاند که مرا به خانواده اش معرفی نماید ولی در منزل با تهدید به من تجاوز نمود و بعد از تجاوز نیز باز قصد فریب مرا داشت و از او شکایت دارم (ص 1). پرونده به شعبه.. .. دادگاه کیفری استان تهران ارجاع گردیده و نامبرده به پزشکی قانونی معرفی شد و پزشکی قانونی در مورخ 13/11/92 از وی معاینه به عمل آورد و اعلام کرد:.. . پرده بکارت وی آثار بخیه های متعدد مشهود و آثار ظاهری ضرب وجرح مشهود نیست (ص 4). در جلسه مورخ 14/12/92 دادگاه شاکیه ف. اظهار داشته: از م. به خاطر این که به بهانه ازدواج با زور به من تجاوز کرد شکایت دارم (ص 6). و شاکیه به شرح صفحه 8 پرونده مشخصات کامل متهم و محل کار وی و در خانه ای که مورد تجاوز قرارگرفته را اعلام نمود و مامورین انتظامی در مورخ 26/11/92 به محل کار متهم م. واقع در.. .. مراجعه و وی را دستگیر نمودند (ص 9). وی بعد از دستگیری راجع به شکایت شاکیه اظهار داشت: در اوایل تابستان با خانم ف. آشنا شدم اولین قرار ما روبروی محل کار ایشان بود تمام طول تابستان با ایشان دوست بوده ام و بعد از شروع ارتباط به ایشان بارها اعلام کردم که ما به درد هم نمی خوریم ولی مریضی مادر و گرفتاری های شخصی که ایشان داشتند به ادامه ارتباطمان منجر شد و من به ایشان پیشنهاد ازدواج ندادم و کلمه ای راجع به ازدواج صحبت نکردم. س: آیا با ایشان به منزل خودتان رفته اید؟ ج: 2 دستگاه آپارتمان دارم که هردوی آن ها به نام خودم می باشد و ایشان اظهار نمودند که قصد خرید آپارتمان و استفاده از وام بانکی را دارند که همراه با مادرشان به منزل ما آمده و بازدید کرده اند و رفته اند. س: شاکیه اظهار داشته بعد از ارتباط جنسی وی جهت ترمیم به نزد پزشک رفته و شما هزینه پزشک را پرداخت کرده اید؟ ج: هیچ هزینه جهت چیزی به کسی پرداخت نکرده ام (ص 11 و 12). در مواجهه حضوری در مورخ 26/11/92 شاکیه اظهار داشت: م. در اردیبهشت با من تماس گرفت و با استفاده از اطلاعات بانک اولین بار ایشان را در مردادماه ملاقات کردم چندین بار با ایشان پیاده روی و با دوستان متاهل ایشان به بیرون رفتیم تا این که در حدود 12 شهریور به منزل ایشان دعوت شدم در این مدت ایشان را به خانواده خودم معرفی کردم و ایشان هم همین طور و در منزل ایشان به من آسیب رسانده و تجاوز کردند و در آن شب من خون ریزی کردم دو روز بعد رفتم دکتر و پزشک برای جلوگیری از خون ریزی بخیه زد که هزینه دکتر را به کارت دکتر خود ایشان واریز کردند. بعدازاین مدت ایشان رابطه خود را با من ادامه داده و خانواده خود را به من معرفی کرده است و روابط بسیار صمیمی با من داشته تا این که با اصرار من دوباره دکتر جدیدی به من معرفی کردند و هزینه دکتر را به من پرداخت نمودند ولی بعدازآن گوشی خود را خاموش کرد و دیگر جوابگوی من نبوده است و متهم بعد از شنیدن اظهارات شاکیه اظهار داشت: به دلیل تماس های پشت سر هم ایشان و شکایت ایشان به بازرسی.. .. من مجبور به تعویض خط موبایل خود شدم و ایشان تلفن های دیگری از خودم و از دوستانم و سیستم بانک خودشان به دست آوردند و بارها تماس گرفتند و مطالب ایشان در رابطه دعوت به منزل و تجاوز را تکذیب می کنم (ص 13 و 14). شاکیه (ف.) در مورخ 27/11/92 در دادگاه شکایت خود را مطرح و اظهارات فوق را تکرار و نشانه هایی از بدن متهم را بیان کرد و نحوه تجاوز وی و خون ریزی بعدازآن و مراجعه به پزشک و دادن هزینه پزشک برای بخیه کردن توسط متهم را توضیح داد و م. در پاسخ به شکایت شاکی و اتهام تجاوز با فریب و اکراه نسبت به شاکیه پاسخ داد که از اول تابستان با ایشان آشنا شدم من خود را به ایشان معرفی کردم و ایشان زنگ زد و سپس ارتباط برقرار کردیم. باهم پیاده روی و بیرون رفتیم صحبت هایی برای ازدواج داشتیم که به تفاهم کامل نرسیدیم شاید دست او را گرفته باشم اصلا باهم یکجا لخت نبودیم رابطه تلفنی بوده و به بیرون می رفتیم. س: چرا پول درمان شاکیه را پرداخت نمودید؟ ج: من پولی به حساب هیچ دکتری واریز نکردم ولی ف. هر زمان پول بخواهد من پول می دهم نه به خاطر چیزی چون خاطرش پیش من عزیز است. س: آیا شاکیه به منزل شما آمده است؟ ج: ایشان یک بار به منزل ما آمده است می خواستم منزل را بفروشم قصد خرید داشت و اگر به من فرصت بدهید رضایت ف. و خانواده اش را می گیرم (ص 17 تا 21). پزشکی قانونی در مورخ 26/12/92 از خانم ف. معاینه به عمل آورد و اعلام کرد که پرده بکارت.. . دارای پارگی می باشد که از زمان حدوث آن بیش از سه هفته می گذرد (ص 61). و در جلسه مورخ 23/01/93 دادگاه وکیل شاکیه اظهار داشت: علاوه بر شکایت اولیه تقاضای تعقیب و مجازات متهم را به جرح و تجاوز به عنف و تقاضای دریافت دیه را نیز دارم. منظور از دیه دیه صدمات بدنی می باشد که مدارک آن حسب گواهی دکتر س. و دکتر الف. تقدیم می شود و متهم در پاسخ به اتهام ارتکاب زنای به عنف اظهار داشت: اتهام را قبول ندارم من با شاکیه رابطه جنسی نداشتم حدود چند ماهی باهم دوست بودیم و گاهی به پارک و ورزش می رفتیم و من از ایشان درخواست کردم که رابطه هایش را قطع کنیم که ایشان از من شکایت کرد و وکیل متهم نیز طی لایحه ضمیمه پرونده از وی دفاع نمود و اعلام کرد تجاوز به عنف یعنی شخصی به زور و بدون تمایلی به جایی برده شود به زور مورد تجاوز قرار گیرد و عدم رضایت زن باید ناشی از عواملی در حد بی هوشی یا مستی زن باشد و حال آن که گردن نهادن از روی بی میلی هم درهرحال نوعی رضایت محسوب می شود و طبق اقرار صریح شاکیه بعد از وقوع اتفاق ارتباط خوبی داشتند بر فرض تجاوز هم به زور بوده چرا همان زمان شکایت نکرده است و دلیلی برای احراز اکراه و اجبار وجود ندارد (ص 62 تا 65) که دادگاه با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه شماره.. .............-30/01/93 اعلام کرد: در خصوص شکایت خانم ف. علیه م. دایر بر ارتکاب زنای به عنف با توجه به محتویات پرونده و گواهی پزشکی قانونی که هیچ نوع ضرب وجرحی را تایید نکرده است و با توجه به وجود دوستی بین طرفین دلیلی که زنای به عنف را ثابت نماید ارایه نشده است و به استناد قاعده درا رای به تبریه متهم از زنای به عنف صادر می گردد. و با عنایت به گواهی پزشکی قانونی و با توجه به وجود دوستی بین طرفین و سایر قراین موجود که جمعا علم عادی به وقوع زنا بین طرفین می نماید دادگاه به استناد مواد 211 و230 قانون مجازات اسلامی 1392 رای بر تحمل یک صد ضربه شلاق به عنوان حد شرعی علیه متهم صادر می نماید و در مورد ادعای وکیل شاکی و مطالبه دیه از طرف وی برای صدمات ناشی از عمل متهم پروند به دادسرا ارسال تا احیانا نسبت به آن کیفرخواست صادر و در صورت صدور کیفرخواست پرونده جهت رسیدگی به این شعبه اعاده گردد (ص 80). رای صادره در مورخ 18/04/92 به ف. و وکیل متهم ابلاغ و نامبرده در مورخ 25/04/93 طی شرحی که ضمیمه پرونده است و به وقت شور قرایت خواهد شد به رای صادره اعتراض نموده است که پرونده به این شعبه ارجاع گردید.

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن نامبرده در پی شکایت خانم ف. به استناد بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و قاعده درا از اتهام زنای به عنف تبریه گردیده و به استناد مواد 211 و230 قانون مجازات اسلامی 1392 با حصول علم به وقوع زنا به تحمل یک صد ضربه شلاق به عنوان حد شرعی محکوم گردیده است و راجع به مطالبه دیه نیز پرونده به دادسرا اعاده گردید که با توجه به مفاد شکایت شاکیه ف. به شرح صفحات 1 و 6 و 8 و در جلسات دادگاه که نحوه دوستی به قصد ازدواج و ازاله بکارت و.. . را توضیح داده است و اظهار داشته: بعد از تجاوز هزینه درمان و بخیه را متهم پرداخت نموده است و اظهارات متهم به شرح صفحات 11 و 12 و 17 تا 21 پرونده و اظهارات آنان در مواجهه حضوری (ص 13 و 14) و در جلسه مورخ 23/01/93 دادگاه به شرح صفحات (62 تا 65...) اقرار متهم به دوستی شاکیه و بردن وی به منزلش اما به قصد خرید منزل و اعلام این که حاضر است رضایت شاکیه را اخذ نماید.. . و نظریه پزشکی قانونی که اعلام نموده آثار بخیه های متعدد مشهود است و.. . (ص 4 و 61) و سایر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در رای حصول علم دادگاه از طریق متعارف بوده و اعتراض موثری از سوی تجدیدنظرخواه به عمل نیامده است که موجب نقض رای صادره گردد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابل ذکری که بر اساس رای صادره لطمه وارد نماید ملاحظه نشده است لذا با رد تجدیدنظرخواهی به عمل آمده مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید و ابرام می شود اما نظر به این که دادگاه زنای غیرمحصن توسط محکوم علیه را احراز نموده و شاکیه را نیز مستحق مجازات ندانسته که حاکی از عدم رضایت واقعی وی به زنا می باشد و پزشکی قانونی نیز ازاله بکارت شاکیه را به نحو مذکور تایید نموده و کس دیگری جز متهم موصوف در مظان این امر نمی باشد و دخول توسط وی در دادگاه به اثبات رسیده است بدیهی است شاکیه می تواند به استناد ماده 231 و متن ماده 658 و تبصره 2 ماده 658 قانون مجازات اسلامی 1392 در خصوص ارش البکاره و مهرالمثل اقدام قانونی معمول دارد.
رییس شعبه هفتم دیوان عالی کشور ـ مستشار
انتظاری ـ طالبی

قاضی:
حسین انتظاری , حسین طالبی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 211 ـ علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود. در مواردی که مستند حکم علم قاضی است وی موظف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند. تبصره ـ مواردی از قبیل نظریه کارشناس معاینه محل تحقیقات محلی اظهارات مطلع گزارش ضابطان و سایر قرائن و امارات که نوعا علم آور باشند می تواند مستند علم قاضی قرار گیرد. در هر حال مجرد علم استنباطی که نوعا موجب یقین قاضی نمی شود نمی تواند ملاک صدور حکم باشد.

مشاهده ماده 211 قانون مجازات اسلامی

ماده 230 ـ حد زنا در مواردی که مرتکب غیرمحصن باشد صد ضربه شلاق است.

مشاهده ماده 230 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM