به حکایت دادنامه شماره 001909-1392/09/20 شعبه 110 دادگاه جزایی.. . نامبرده و فردی به نام م.خ. به اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به رای آقای ع.ص. تحت پیگرد قرار گرفته است؛ با این شرح که برای صحبت پیرامون ارتباط شاکی با خواهرش وارد خانه وی شده اند که نهایتا منجر به درگیری شده است و نتیجتا شاکی از محل بالکن به پایین سقوط کرده است که در متن دادنامه بیان شده است با احراز بزهکاری و بدون اشاره به منشا صدور حکم (اشاره ای به علم یا اقرار یا شهادت شهود نشده است حتی از لفظ عمد هم استفاده نشده است) اما ماده استنادی 614 قانون مجازات اسلامی است که عمد بودن را تداعی می کند که پرداخت دیه بالمناصفه و تحمل پنج سال حبس تعزیری هرکدام محکوم شده اند. دادگاه تجدیدنظر رای بدوی را از حیث دیه و ارش اصلاح و با صراحت به عمدی بودن بزه اشاره و حکم را تایید کرده است. مستدعی با توجه به رد درخواست اعاده دادرسی وی در شعبه هم عرض مجددا درخواست خود را طی لایحه تقدیم ثبت و به این شعبه 37 دیوان عالی کشور ارجاع در دستور کار قرار دارد. اجمالا با ذکر مواردی از دادنامه صادره شعبه 37 دیوان عالی کشور در مقام رسیدگی به درخواست پذیرش اعاده دادرسی اشاره کرده که در هیچ کدام از مراحل دادرسی اینجانب اقرار نداشته ام اقرار دیگران نیز بر اساس فشار و شکنجه در آگاهی بوده است؛ کما این که آقای ع.م. موضوع را طی
سند رسمی پیوست ذکر کرده است و توضیحاتی در ماهیت قضیه بیان کرده است. لایحه هنگام شور قرایت خواهد شد.