پس از حل اختلاف بین شعبه 5 دادگاه محترم کیفری مرکز استان.. . و شعبه 123 دادگاه محترم عمومی.. . از جهت رسیدگی به اتهام آقایان 1- الف.الف. 2- ع.الف. به معاونت در ایجاد رابطه نامشروع به نحوی که در پرونده مطرح شده به موجب دادنامه شماره 28/16-1390/01/02 شعبه 28 دیوان عالی کشور که رسیدگی به آن به شعبه پنجم دادگاه محترم کیفری مرکز استان.. . محول شده است. این شعبه پس از انجام اقدامات لازم سرانجام به موجب دادنامه شماره 519200302-1390/11/17 به موضوع رسیدگی و به موجب آن آقای ع.الف. برایت حاصل کرده و آقای الف.الف. به پرداخت مبلغ دو میلیون ریال جزای نقدی بدل از شلاق به نفع دولت محکوم شده است. و در ادامه آن موضوع شکایت آقای ع.س.ع.ه از آقایان 1- م.ن. 2- م.م. 3- ح.خ. به عنوان شرکت در ایراد ضرب عمدی نسبت به وی و همچنین شرکت در
سرقت به عنف تلفن همراه و سپه چک به شرحی که در پرونده مورد رسیدگی قرارگرفته است در مورخه 1391/07/17 شعبه پنجم دادگاه محترم کیفری مرکز استان.. . تشکیل جلسه داده که آقای نماینده محترم دادستان حضورداشته اند ولی متهمین پرونده حاضر نبوده اند. آقای ع.س. حضورداشته است و آقای نماینده محترم دادستان درخواست رسیدگی وفق کیفرخواست را نموده اند و شاکی اظهار داشته که گوشی مرا تحویل داده اند و از جهت شرکت در ایراد ضرب عمدی و
سرقت گوشی شکایت دارم و گفته که گواهی پزشکی قانونی در پرونده وجود دارد. در مورخه 1391/07/25 شعبه پنجم دادگاه محترم کیفری مرکز.. . تشکیل جلسه داده نماینده محترم دادستان حضورداشته و اظهار داشته اند که باوجود کیفرخواست اصلاحی شماره 136-90075-1390/05/12 تقاضای مجازات متهمان 1- ح.خ. 2- م.م. 3- م.ن. را از جهت شرکت در
سرقت گوشی تلفن همراه و دسته چک آقای ع.س. و شرکت در ایراد ضرب وجرح شاکی را مطرح و در جهات رسیدگی دادگاه دستوراتی را صادر نموده اند. بار دیگر در 1392/01/19 دادگاه تشکیل جلسه داده است نماینده محترم دادستان حضورداشته متهمین حاضر نشده اند و لایحه ای هم نداده اند وکیل محترم آنان حاضر نشده ولی لایحه ای داده است ولی آقای ع.س.حاضر بوده و اظهار داشته که از آقای م.ن. بابت ایراد ضرب عمدی شکایت دارد که با دسته قمه یا شمشیر به سر من زده است. بابت صدمه وارده دیه می خواهم
سرقت گوشی من کار ح.خ. بوده است یا م.م. و غیره من خبر ندارم چون صحنه شلوغ بود و متوجه نشدم من خیلی در این ماجرا صدمه دیدم که صدمه مالی در مقابل آن ناچیز است حرف دیگری ندارم. مجددا حسب آنچه دادگاه منعکس کرده پرونده تحت نظر قرارگرفته آقای ع.س. اظهار داشته است. راجع به صدمه وارده به سرم تقاضای معرفی به پزشکی قانونی دارم این سه نفر که با من درگیر شدند اموال مرا شامل عابر بانک سپه مقداری وجه نقد و یک گردنبند نقره و گوشی تلفن همراه مرا
سرقت کردند که از این میان فقط تلفن همراه تحویل من شد. راجع به عابر بانک سپه و بقیه وسایل ادعایی ندارم یعنی وقت پیگیری آن را ندارم.
سرقت کار مهاجمان بوده است در آن وقت شب این ها به من حمله کردند صدمات زیادی به من واردشده از اینکه آن ها و خانواده شان پس از دستگیری متهمین مرا تهدید کردند تمایلی به رفتن پزشکی قانونی نداشتم پس از 15 روز از این قضیه من عمل جراحی کردم ولی این صدمات جایی منعکس نشده است ولی اگر خواستم به دادسرا شکایت می کنم دیگر مطلبی نیست. پس از معرفی شاکی به پزشکی قانونی به شرح برگ 203 پرونده پزشکی قانونی چنین نظر داده (( ارش کبودی خلف سر معادل سه هزارم دیه کامل مرد مسلمان است )) آقایان 1- م.پ. 2- الف.ک. به شرح برگ 204 پرونده نظر خود را عنوان اقلیت اعلام نموده اند و شعبه پنجم محترم کیفری استان به شرح دادنامه شماره 519200140-1392/04/29 و با استدلال متن دادنامه مذکور در خصوص اتهام آقایان 1- ح.خ. 2- م.م.3- م.ن. با وکالت ص.د. دایر به شرکت در
سرقت به عنف گوشی تلفن همراه و سپه چک و ایراد ضرب عمدی آقای ع.س. از بابت شرکت در
سرقت گوشی هرکدام به تحمل شش ماه زندان و سی ضربه شلاق تعزیری محکوم شده اند و جداگانه آقای م.ن. محکوم شده به پرداخت سه هزارم دیه کامل بابت ارش کبودی خلف سر که بایستی ظرف یک سال از تاریخ وقوع درگیری یعنی 1388/03/08 که مهلت آن منقضی شده است در حق آقای ع.س. بپردازد و از جهت شرکت آقایان ح.خ. و م.م. برایت آنان را صادر نموده اند. دادنامه در 1392/05/14 به آقای ص.د. و در همین تاریخ به آقای ع.س. ابلاغ شده است که در مورخه 1392/06/02 وکیل محترم آقایان 1- م.م.2- ح.خ. 3- م.ن. از دادنامه صادره درخواست تجدیدنظر نموده اند که دراین ارتباط پرونده به دبیرخانه محترم دیوان عالی کشور ارسال و معاونت محترم اول قضایی دیوان عالی کشور پرونده را به این شعبه ارجاع فرموده اند. متن لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل محترم تجدیدنظرخواه در وقت شور قرایت خواهد شد.