در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای الف.ب. نسبت به دادنامه شماره 9200960 مورخ 16/10/1392 صادره از شعبه 105 دادگاه عمومی جزایی اسلامشهر که به موجب آن واخواهی آقای م.ت. به وکالت از آقای الف.ب. فرزند ی. نسبت به دادنامه غیابی شماره 9000411 مورخ 04/05/1390 صادره از همان شعبه رد و دادنامه غیابی مذکور عینا تایید گردیده است؛ با توجه به مفاد لایحه تجدیدنظرخواه و محتویات پرونده نظر به این که تجدیدنظرخواه در راه پله آپارتمان موضوع گزارش برخی از ساکنین آن آپارتمان مشاهده و دستگیر گردیده است و با عنایت به این که متهم مذکور و خانم م.الف. فرزند م. در کلیه مراحل منکر رابطه نامشروع بوده و هیچ یک از شهود نیز متهم و متهمه را در حال رابطه نامشروع مشاهده نکرده اند و علاوه بر این آنچه که در ماه 637
قانون مجازات اسلامی 1375 به عنوان رابطه نامشروع قلمداد گردیده فعلی است که مادون زنا از قبیل تقبیل و مضاجعه باشد که در موضوع مطروحه چنین اعمال و افعالی مشاهده نگردیده است و هر چند مفاد اظهارات و مودای ساکنین آپارتمان محل دستگیری تجدیدنظرخواه به نحوی نیست که اثبات کننده مشاهده فعل حرام و رابطه نامشروع و عمل منافی عفت باشد لکن چون ساکنین آپارتمان ادعای رابطه نامشروع بین تجدیدنظرخواه و خانم م.الف. را مطرح نموده اند لذا دادسرای عمومی و انقلاب مطابق تبصره ماده 43 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری اجازه تخفیف در این مورد را نداشته بلکه این امر جزء وظایف و اختیارات دادگاه بوده است و دادگاه نیز در مورد جرایم مشهود یا وجود شاکی خص
وصی اجازه و اختیار انجام تحقیقات را دارد که در مانحن فیه اولا: عمل منافی عفت مشهودی صدق نمی کند و ثانیا: شاکی خص
وصی نیز وجود ندارد. بنابراین دادگاه وقوع بزهی را متصورندانسته و مستند به جز یک بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته و به تبع آن دادنامه های 900411 مورخ 04/05/90 و 900485 مورخ 22/05/90 را نقض و مستند به بند الف ماده 177 قانون مورد اشاره (قانون اخیرالذکر) حکم بر برایت متهمین (الف.ب. فرزند ی. و م.الف. فرزند م.) از اتهام انتسابی صادر و اعلام می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
حیات مقدم ـ مرادی