تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظر خواهان ها 1- آقای ک.ی. و 2- خانم ک.ی. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ج.م. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 001163 مورخ 26/9/92 شعبه 30 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی اعتراض واخواهی واخواهان ها (تجدیدنظر خواهان های مرقوم) و نسبت به بخشی از دادنامه غیابی واخواسته به شماره 00031 مورخ 24/1/92 که در بخش معترض عنه یادشده بر صدور حکم به محکومیت غیابی مشارالیهما و بالمناصفه به پرداخت 000/680/173 ریال بابت خسارات ناشی از عدم انجام تعهد انتقال رسمی آپارتمان موضوع
قرارداد عادی بیع 8/12/81 (موضوع بند 7) و از تاریخ 30/2/83 الی 11/2/89 به میزان روزانه چهارصد هزار ریال (چهل هزار تومان) و با احتساب 985/100/1 ریال بابت مالیات و عوارض انتقال رسمی 917/85 ریال بابت ثبت رسمی انتقال و 000/500 ریال بابت کارشناسی اجرای احکام و با احتساب خسارات دادرسی وکلای له و در حق تجدیدنظر خوانده اصدار یافته اشعار داشته مآلا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا: اولا مطابق مقررات قانونی موضوع مواد 305 و صدر 308
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی پس از تقدیم دادخواست حاوی دعوی اعتراض واخواهی و در صورت قبول آن و صدور قرار قبولی دادخواست مرقوم سپس علی القاعده و اصولا مرجع رسیدگی به دعوی حقوقی موظف و مکلف به تعیین وقت رسیدگی و جری تشریفات قانونی موضوع مواد 64 و 67 قانون پیش گفته (تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ به طرفین صحابه دعوی و ارسال نسخه ای از دادخواست و ضمایم واصله جهت واخوانده و غیره) بوده که رویه قاطع و بلامنازع قضایی و نیز دکترین موثر حقوقی موید مراتب بوده لیکن در مانحن فیه مرجع محترم رسیدگی بدوی و پس از نقض قرار رد دفتری مربوطه طی تصمیم 9/9/92 (برگ 76 پرونده) و بدون آنکه تشریفات آمره شکلیه و قانونیه را مورد رعایت قرار داده باشد به یک باره و علی الراس در تاریخ 26/9/92 مبادرت به تشکیل جلسه فوق العاده نموده و بدون هرگونه سبقه رسیدگی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی مطروحه و در قالب رای ماهوی سلبی مبادرت به صدور حکم بر بطلان دعوی اعتراض واخواهی مطروحه نموده که به هیچ وجه مطابق موازین و مقررات آمره و لازم الاتباع قانونی نمی باشد ثانیا با توجه به تعجیل بلادلیل در صدور رای معترض عنه که بدون هرگونه رسیدگی ماهیتی و در ماهیت دعوی مرقوم اصدار یافته نسبت به دادنامه واخواسته هیچ گونه تصمیمی اتخاذ نداشته و نفیا یا اثباتا تصمیمی در مورد تایید و استواری آن اتخاذ ننموده که از دیگر منقصت های اساسی دادنامه معترض عنه بوده لذا به انگیزه آنکه رای مرقوم در غیر موضع قانونی و بدون هرگونه رسیدگی ماهیتی نسبت به دعوی مطروحه اصدار یافته و قابلیت شناسایی به عنوان رای ماهیتی و قاطع دعوی (حکم) و منطبق با مقررات قانونی موضوع صدر ماده 299 قانون صدرالاشعار را دارا نبوده لذا دادگاه بدوا با استناد به بخش اخیر ماده 299 قانون مرقوم و اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق ماده 403 قانون پیش گفته بدوا با تلقی از رای معترض عنه به رای غیر ماهوی و غیر قاطع دعوی (قرار) سپس بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 353
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 3 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته درنتیجه رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی مطروحه و توسط مرجع محترم رسیدگی بدوی را مقرر و بدان منظور پرونده امر عینا به آن مرجع محترم اعاده می گردد. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی