رای قضایی شماره 9309970222500262

رای قضایی شماره 9309970222500262

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222500262


شماره دادنامه قطعی:
9309970222500262

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/31

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تکالیف دادگاه پس از قبول واخواهی

پیام رای:
پس از تقدیم دادخواست واخواهی و صدور قرار قبولی دادخواست مذکور دادگاه رسیدگی کننده به دعوی حقوقی مکلف به تعیین وقت رسیدگی و جری تشریفات قانونی است و رسیدگی در جلسه فوق العاده ممنوع است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی آقای ک. و ک.ی. به طرفیت ج.م. به خواسته واخواهی از دادنامه شماره 31 نظر به اینکه واخواه در این مرحله دلیل و مدرکی جدیدی که موجب نقض و بی اعتباری دادنامه باشد ارایه ننموده اند و با توجه به اینکه دادنامه مورد اعتراض بر اساس اصول و مبانی حقوقی صادر گردیده است لذا دادگاه دعوی واخواهی را موافق حق ندانسته و مستندا به ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی واخواهی صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ مداحی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظر خواهان ها 1- آقای ک.ی. و 2- خانم ک.ی. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ج.م. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 001163 مورخ 26/9/92 شعبه 30 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی اعتراض واخواهی واخواهان ها (تجدیدنظر خواهان های مرقوم) و نسبت به بخشی از دادنامه غیابی واخواسته به شماره 00031 مورخ 24/1/92 که در بخش معترض عنه یادشده بر صدور حکم به محکومیت غیابی مشارالیهما و بالمناصفه به پرداخت 000/680/173 ریال بابت خسارات ناشی از عدم انجام تعهد انتقال رسمی آپارتمان موضوع قرارداد عادی بیع 8/12/81 (موضوع بند 7) و از تاریخ 30/2/83 الی 11/2/89 به میزان روزانه چهارصد هزار ریال (چهل هزار تومان) و با احتساب 985/100/1 ریال بابت مالیات و عوارض انتقال رسمی 917/85 ریال بابت ثبت رسمی انتقال و 000/500 ریال بابت کارشناسی اجرای احکام و با احتساب خسارات دادرسی وکلای له و در حق تجدیدنظر خوانده اصدار یافته اشعار داشته مآلا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا: اولا مطابق مقررات قانونی موضوع مواد 305 و صدر 308 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی پس از تقدیم دادخواست حاوی دعوی اعتراض واخواهی و در صورت قبول آن و صدور قرار قبولی دادخواست مرقوم سپس علی القاعده و اصولا مرجع رسیدگی به دعوی حقوقی موظف و مکلف به تعیین وقت رسیدگی و جری تشریفات قانونی موضوع مواد 64 و 67 قانون پیش گفته (تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ به طرفین صحابه دعوی و ارسال نسخه ای از دادخواست و ضمایم واصله جهت واخوانده و غیره) بوده که رویه قاطع و بلامنازع قضایی و نیز دکترین موثر حقوقی موید مراتب بوده لیکن در مانحن فیه مرجع محترم رسیدگی بدوی و پس از نقض قرار رد دفتری مربوطه طی تصمیم 9/9/92 (برگ 76 پرونده) و بدون آنکه تشریفات آمره شکلیه و قانونیه را مورد رعایت قرار داده باشد به یک باره و علی الراس در تاریخ 26/9/92 مبادرت به تشکیل جلسه فوق العاده نموده و بدون هرگونه سبقه رسیدگی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی مطروحه و در قالب رای ماهوی سلبی مبادرت به صدور حکم بر بطلان دعوی اعتراض واخواهی مطروحه نموده که به هیچ وجه مطابق موازین و مقررات آمره و لازم الاتباع قانونی نمی باشد ثانیا با توجه به تعجیل بلادلیل در صدور رای معترض عنه که بدون هرگونه رسیدگی ماهیتی و در ماهیت دعوی مرقوم اصدار یافته نسبت به دادنامه واخواسته هیچ گونه تصمیمی اتخاذ نداشته و نفیا یا اثباتا تصمیمی در مورد تایید و استواری آن اتخاذ ننموده که از دیگر منقصت های اساسی دادنامه معترض عنه بوده لذا به انگیزه آنکه رای مرقوم در غیر موضع قانونی و بدون هرگونه رسیدگی ماهیتی نسبت به دعوی مطروحه اصدار یافته و قابلیت شناسایی به عنوان رای ماهیتی و قاطع دعوی (حکم) و منطبق با مقررات قانونی موضوع صدر ماده 299 قانون صدرالاشعار را دارا نبوده لذا دادگاه بدوا با استناد به بخش اخیر ماده 299 قانون مرقوم و اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق ماده 403 قانون پیش گفته بدوا با تلقی از رای معترض عنه به رای غیر ماهوی و غیر قاطع دعوی (قرار) سپس بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 353 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 3 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته درنتیجه رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی مطروحه و توسط مرجع محترم رسیدگی بدوی را مقرر و بدان منظور پرونده امر عینا به آن مرجع محترم اعاده می گردد. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی

قاضی:
مداحی , طاهری , حمیدرضاموحدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 305 - محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.

مشاهده ماده 305 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 353 - دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد آن را تایید می کند. در غیر این صورت پس از نقض پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می دهد.

مشاهده ماده 353 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM