در خصوص واخواهی آقای م.ز. با وکالت ر.الف. به طرفیت آقایان د.گ. و ق.ح. با وکالت آقای ی.خ. دایر بر واخواهی نسبت به دادنامه 91015 ـ 28/1/1391 شعبه 191 تهران با توجه به محتویات پرونده عقیده این دادگاه بر این است که از طرف واخواه نسبت به دادنامه واخواسته اعتراض موجه و موثری به عمل نیامده و با بررسی سوابق امر به کیفیت رسیدگی و اعمال مقررات نیز ایراد و اشکالی که فسخ دادنامه بدوی را ایجاب نماید مشهود نیست. چه اینکه واخواه صریحا مقر و معترف به صدور مستندهای مدرکیه مورد ادعا از ناحیه خویش است و اظهار داشته قبول دارم که امضای آن نیز متعلق به خودم است لیکن چک ها را به صورت امانی به آقای ح.چ. داده ام و بابت آن ها دینی ندارم و آقای چ. بابت ضمانت پرداخت بدهی خویش به واخواندگان به صورت امانت دریافت داشته تا پس از تسویه حساب مسترد دارد و چک ها بدون تاریخ بوده و درج تاریخ واحد در بعضی از آن ها نیز حکایت از امانی بودن آن هاست و تقاضای کارشناسی نسبت به تاریخ آن ها دارم و واخواندگان با علم به امانی بودن آن ها را دریافت داشته اند علی هذا با عنایت به اظهارات واخواه برفرض اینکه آقای چ. مرتکب جرم گردیده و مستند مدرکیه را با ارتکاب جرم و برخلاف اخلاق و شرع به واخواندگان منتقل نموده دفاعیه موجه و درخور پذیرش نیست چه اسناد تجاری مستقلا و فارغ از علت و منشا مبادله آن ها معتبر و دارنده ثالث می تواند از مزایای قانونی مربوط به اسناد تجاری برخوردار گردد. و روابط مبنایی و منشا صدور تاثیری در حقوق دارنده ثالث و با حسن نیت ندارد و اسناد تجاری از
وصف تجریدی برخوردار هستند و برفرض اینکه ید اولیه خیانت کرده خیانت درامانت دارنده اولیه تاثیری در حق واخواندگان نخواهد داشت. و در مقابل کلیه ایرادات صادرکننده آن مصون و ایرادات واخواه هیچ گونه خلل و خدشه ای به حقوق واخواندگان دعوی وارد نساخته و مشارالیهما به هرحال استحقاق
مطالبه وجه مستندات مدرکیه را دارند و واخواه صراحتا اظهار داشته که واخواندگان طلبکار آقای چ. بوده اند پس سوءنیت واخواندگان به عنوان دارنده با سوءنیت منتفی است مضافا اینکه واخواه به صراحت اظهار داشته با توجه به اینکه آقای چ. دسته چک نداشته به کرات چک هایی را صادر و در اختیار نامبرده نهاده و تقاضای کارشناسی تاریخ مندرج در چک ها هم تاثیری در اصل تعهد واخواه ندارد و قابل اجابت نیست علی هذا عقیده راسخ این است که واخواه قانونا ملزم به
پرداخت وجه چک ها به واخواندگان می باشد گرچه چک سند عادی است ولی سند تجاری است و برخلاف اسناد غیرتجاری جنبه تبعی نداشته و خود سند موضوعیت دارد و تعهد مندرج در سند تجاری از رابطه مبنایی جداشده و خود تعهد مستقلی است و حتی بطلان رابطه مبنایی هم موجب بی اعتباری سند تجاری نمی شود خصوصا اگر منتقل به ثالث منتقل شود چه اینکه دارنده ثالث به عنوان
دارنده با حسن نیت تلقی می شود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود و نظم اقتصادی و جلب اعتماد عمومی و عدالت اقتضای حمایت از دارنده ثالث با حسن نیت را دارد و اگر نامبرده برای خود مدعی حقی در خصوص مورد می باشد می تواند به دارنده اولیه آن مراجعه و در مقام استیفاء حقوق خود برآید. چه اینکه دستگاه قضا مرجع رسمی احقاق حق است و اکل مال به باطل ناروا و اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد می تواند استرداد کند بنا به مراتب درخواست واخواه منطبق با هیچ یک از شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد. لذا دادگاه مستندا به قسمت اخیر ماده 306 و مواد 202 و 365 قانون مارالذکر بارد درخواست واخواه دادنامه بدوی را نتیجتا تایید و استوار می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران استان است.
دادرس شعبه 191 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ بلوری