رای قضایی شماره 9309970909100048

رای قضایی شماره 9309970909100048

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909100048


شماره دادنامه قطعی:
9309970909100048

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/27

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
بار اثبات در دعوای استرداد وجه پرداختی

پیام رای:
در صورت اختلاف در ظهور پرداخت وجه بر اداء دین یا اعطاء قرض اصل بر ادای دین است و اثبات قرض بودن بر عهده خواهان است.

رای خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 8/3/1391 وکیل آقای م.غ. فرزند الف. دادخواستی به طرفیت آقای ب.م. فرزند ح. به خواسته صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت یک صد و یک میلیون و شش صد هزار تومان با احتساب خسارات ازجمله تاخیر تادیه به استناد مدارک پیوست پرونده تقدیم دادگاه های عمومی و حقوقی شهرستان ارومیه نموده که به شعبه یازدهم ارجاع و چنین توضیح داده است که موکل وی از سال 1381 بابت شراکت مبلغ خواسته را به صورت وجه نقد به خوانده پرداخت کرده است چون شراکت ایشان در کارخانه به حکم دادگاه پذیرفته نشد لذا باقی ماندن وجه پرداختی از آن زمان در دست خوانده موجبی نداشته استرداد آن با احتساب خسارات ازجمله خسارت تاخیر تادیه مورد استدعاست وکیل خواهان به دادنامه های شماره 00107 ـ 2/2/1389 شعبه 11 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه شماره 00510 ـ 11/5/1389 شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی که دادنامه بدوی را نقض و حکم به بطلان دعوی آقای م.غ. صادر نموده است استناد جسته به شرح دادنامه نخست وکیل آقای م.غ. به طرفیت آقای ب.م. الزام وی را به انجام تعهد و واگذاری سه دانگ از شش دانگ کارخانه هادی نور خواستار شده و توضیح داده است که موکل وی مبلغ خواسته را (000/600/101 تومان) برای احداث کارخانه و شراکت با خوانده پرداخت نموده ولی تابه حال خوانده به تعهد خود عمل ننموده است خوانده و وکلای وی دفاع نموده اند که شرکتی در کار نبوده است. دادگاه مرجوع الیه در متن دادنامه صادره با توجه به شهادت شاهد خواهان و سوگند شرعی وی استناد نموده و حکم به نفع وی صادرواعلام داشته لکن دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی با این استدلال که شرکت در نتیجه عقد حاصل می شود و عقدی در این خصوص منعقد نشده و شهادت شهود خواهان نیز حاکی از تحقق عقد شرکت بین متداعیین نیست و صرف پرداخت پول و هزینه نمودن آن در احداث کارخانه شرکت محسوب نمی شود لذا تجدیدنظرخواهی را ازاین جهت وارد تشخیص داده به استناد ماده 358 ق.آ.د.م. ضمن نقض دادنامه نخستین حکم بر بطلان دعوی خواهان صادرواعلام کرده است. شعبه 11 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ارومیه پس از نقض دادنامه ای که در خصوص شرکت طرفین به شرح بالا صادر نموده و مرجع تجدیدنظر به لحاظ عدم احراز عقد شرکت بین طرفین آن را نپذیرفته است برای رسیدگی به دعوی استرداد وجه پرداختی بابت شرکت وقت رسیدگی تعین نموده و در جلسه مقرر پس از استماع اظهارات وکلای طرفین و شخص خوانده مبنی بر اینکه مستند دعوی را امضاء کرده است لکن بدهی به خواهان ندارد بلکه بر عکس خواهان بدوی بدهکار بوده است و طی 17 مرحله بدهی خودش را پرداخت کرده است و در آخر برای تصفیه حساب رسید مورد ادعا را به وی داده وکلای نامبرده نیز همان مطالب را تکرار و اضافه کرده اند که خواهان دلیلی بر قرض دادن پول یا دلیلی بر طلب کاری از موکل آنان ارایه ننموده است و افزوده اند که طرفین از سال 1366 باهم دوست بوده و حساب وکتاب داشته اند و بابت طلبی که موکل داشته خواهان در دفعات مختلف طلب موکل را پرداخته طبق ماده 265 قانون مدنی ظاهر عدم تبرع است بار دلیل اثبات عدم استحقاق به عهده خواهان است که چنین دلیلی نداده است و تقاضای رد دعوی را کرده است. دادگاه سپس باملاحظه مستندات موجود ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9109974411100411 ـ 7/5/1391 چنین رای صادرواعلام کرده است: «در مورد دعوی م.غ. فرزند الف. با وکالت الف.ش. وکیل پایه یک دادگستری به طرفیت ب.م. با وکالت ک.د. و ن.س. وکلای پایه یک دادگستری به خواسته محکومیت خوانده به پرداخت یک صد و یک میلیون و شش صد هزار تومان با احتساب خسارات دادرسی و خسارت تاخیر تادیه دادگاه با عنایت به جمیع اوراق پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین وکلای آنان و ملاحظه رونوشت سند عادی مورخه 4/12/82 که حکایت از اقرار خوانده به دریافت یک صد و یک میلیون و شصت هزار تومان از خواهان دارد و با عنایت به اینکه صحبت و اصالت سند مذکور به موجب اقرار خوانده در جلسه دادگاه مورخ 4/5/91 محرز است و اینکه اظهارات و مدافعات خوانده و وکلای وی دایر به اینکه سند مذکور رسید پرداخت بدهی خواهان به وی بوده است مستند به دلیل نیست لذا دادگاه دعوی مطروحه را ثابت تشخیص مستندا به مواد 198 ـ 519 و 522 ق.آ.د.م. حکم به محکومیت خوانده به پرداخت یک صد و یک میلیون و شصت هزار تومان بابت اصل خواسته و نیز پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل وفق تعرفه قانونی و نیز پرداخت خسارت تاخیر تادیه بر اساس شاخص نرخ تورم بانک مرکزی از تاریخ تقدیم دادخواست لغایت اجرای دادنامه و پرداخت محکوم به صادر می نماید مازاد خواسته نیز محکوم به رد است رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان است.»; وکیل ب.م. پس از گذشتن مهلت تجدیدنظرخواهی مبادرت به فرجام خواهی نموده ماحصل ادعا تکرار مطالب قبلی است و گفته است که موکل در تمامی جلسات اظهار نموده که ایشان بدهی خود را داده آن هم تصریح شده که در 17 فقره پرداخته آیا اگر شخصی به دیگری قرض بدهد در 17 فقره قرض می دهد یا آنکه بدهی خود را پرداخت می کند.. . و موضوع مطابق ماده 265 قانون مدنی است.. . و چون فرجام خوانده دلیلی بر استقراض ارایه ننموده است درخواست نقض دادنامه فرجام خواسته را نموده است دفتر دادگاه صادرکننده حکم پس از انجام تبادل لوایح و وصول پاسخ وکیل فرجام خوانده پرونده را به دبیرخانه دیوان عالی کشور ارسال داشته. رسیدگی در دستور کار این شعبه قرارگرفته و پرونده به کلاسه بالا ثبت گردیده لایحه فرجام خواهی هنگام شور قرایت می شود.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
وکیل آقای م.غ. (فرجام خوانده) به منظور مطالبه طلب موکل خود علاوه از مستند عادی مورخ 4/12/1382 که تصویر مصدق آن پیوست پرونده امر گردیده ازجمله به استشهادیه از مطلعین که نام و مشخصات آنان ذیل همان ورقه قیدشده است نیز استناد نموده است نظر به اینکه وکیل فرجام خواه اظهار داشته که در مستند دعوی اشاره ای به قرض نشده و موکلش در تمامی جلسات رسیدگی اعلام داشته است که ایشان بدهی خود را داده آن هم تصریح شده که در 17 فقره لذا می بایستی مدعی قرض بودن و بدهکار بودن موکل را ثابت نماید و دلیلی بر این امر ارایه نشده و مدیون بودن نیاز به دلیل اثباتی دارد بنا به مراتب اقتضاء داشته دادگاه محترم رسیدگی کننده با صدور قرار لازم به دلایل خواهان اصلی و وکیل وی وفق موازین قانونی (ماده 230 ق.آ.د.م. ) رسیدگی نموده و سپس با توجه به نتایج حاصله اتخاذ تصمیم می نمود از آنجا که به دلایل اقامه شده در این پرونده توجه نشده و پرونده موضوع دادنامه های مورد استناد ضمیمه نگردیده است لذا رسیدگی ناقص صورت گرفته مستندا به بند 5 ماده 371 با رعایت شقوق الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود.
رییس شعبه 3 دیوان عالی کشور ـ مستشار
غفارپور ـ شاملو

قاضی:
رسول شاملو , حسن غفار پور

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 265 - هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون این که مقروض آن چیز باشد می تواند استرداد کند.

مشاهده ماده 265 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 405 - دادگاه مرجوع الیه به شرح زیر اقدام می نماید: الف - درصورت نقض حکم به علت نقص تحقیقات تحقیقات مورد نظر دیوان عالی کشور را انجام داده سپس با در نظر گرفتن آن مبادرت به صدور رای می نماید. ب - در صورت نقض قرار دادگاه مکلف است برابر رای دیوان عالی کشور به دعوا رسیدگی کند مگر اینکه بعد از نقض سبب تازه ای برای امتناع از رسیدگی به ماهیت دعوا حادث گردد. در این خصوص چنانچه قرار منقوض ابتدائا در مرحله تجدید نظر صادر شده باشد به دادگاه صادرکننده قرار ارجاع می شود و اگر در تایید قرار دادگاه بدوی بوده پرونده برای رسیدگی به همان دادگاه بدوی ارجاع می گردد.

مشاهده ماده 405 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 230 - در دعاوی مدنی ( حقوقی) تعداد و جنسیت گواه همچنین ترکیب گواهان با سوگند به ترتیب ذیل می باشد: الف - اصل طلاق و اقسام آن و رجوع در طلاق و نیز دعاوی غیر مالی از قبیل مسلمان بودن بلوغ جرح و تعدیل عفو از قصاص وکالت وصیت با گواهی دو مرد. ب - دعاوی مالی یا آنچه که مقصود از آن مال می باشد از قبیل د ین ثمن مبیع معاملات وقف اجاره وصیت به نفع مدعی غصب جنایات خطائی و شبه عمد که موجب دیه است با گواهی دو مرد یا یک مرد و دو زن. چنانچه برای خواهان امکان اقامه بینه شرعی نباشد می تواند با معرفی یک گواه مرد یا دو زن به ضمیمه یک سوگند ادعای خود را اثبات کند. درموارد مذکور در این بند ابتدا گواه واجد شرایط شهادت می دهد سپس سوگند توسط خواهان ادا می شود. ج - دعاوی که اطلاع بر آنها معمولا دراختیار زنان است از قبیل ولادت رضاع بکارت عیوب درونی زنان با گواهی چهار زن دو مرد یا یک مرد و دو زن. د - اصل نکاح با گواهی دو مرد و یا یک مرد و دو زن.

مشاهده ماده 230 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM