رای قضایی شماره 9309970222500225

رای قضایی شماره 9309970222500225

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222500225


شماره دادنامه قطعی:
9309970222500225

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/30

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تاثیر بطلان دعوای اعسار سابق بر دعوای اعسار جدید

پیام رای:
اگرچه اعسار امری حادث است اما بطلان دعوای اعسار سابق اماره ملائت است و مدعی باید در دعوای جدید دلیلی دال بر حدوث موجب اعسار ارائه دهد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای م.ی. با وکالت خانم س.ر. به طرفیت آقایان و خانم ها 1- م. 2- الف. 3- ف. 4- ح. 5-ف. 6- الف. 7- خ. 8- ح. (همگی باشهرت) ع. و 9. (همگی باشهرت) ع. و ر.ش. و س.ت. به خواسته اعسار از پرداخت هزینه دادرسی در مرحله تجدیدنظرخواهی نسبت به پرونده کلاسه 910051 دادگاه با بررسی محتویات پرونده و هرچند احدی از خواندگان حاضر در جلسه دادرسی ادعای مالکیت خواهان اعسار بر 23 باب مغازه دریک مجتمع تجاری را مطرح نمود که این ادعا اثبات نگردید لکن نظر به اینکه بر مبنای دادنامه 193-23/3/91 دادخواست اعسار خواهان محکوم به بطلان شده و اگرچه اعسار امر حادثی است لکن مدعی اعسار در این مدت دلیلی دال بر حدوث موجب اعسار ارایه ننموده بر این اساس دادگاه ادعای خواهان را وارد ندانسته و به استناد به مواد 198 و 504 از آیین دادرسی مدنی و مواد 1 و 3 قانون اعسار حکم به بطلان دعوی نامبرده صادر و اعلام می نماید رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 188 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ پورمند

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه خانم س.ر. به وکالت از تجدیدنظرخواه آقای م.ی. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان آقایان و خانم ها 1- الف. 2- م. 3- ف. 4- ح. 5- ف. 6- الف. 7- خ. 8- ح. 9- الف. 10- س. 11- الف. 12- ز. 13- ف. 14- ج. 15- م. و 16 الف. همگی ع. 17- ر.ش. و 18- س.ت. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00163 مورخ 19/3/92 شعبه 188 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی اعسار (معافیت موقت) از پرداخت هزینه دادرسی راجع به مرحله رسیدگی به دعوی تجدیدنظرخواهی و نسبت به دادنامه مندرج در پرونده کلاسه 910051 همان مرجع اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن نیز موثر در مقام نیست همچنین بر نحوه رسیدگی و استدلال و استنباط قضایی مرجع نخستین خدشه و منقصتی وارد نمی باشد و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم نگردیده زیرا اولا: وکیل تجدیدنظرخواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته دعوی موکل خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفا نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن ثانیا: با توجه به اصل ملایت احاد جامعه مدعی اعسار دلیل یا دلایل شرعی یا قانونی در اثبات خلاف آن و مابه الادعای ابرازی (اعسار) تقدیم و ارایه نداشته و از طرفی با عنایت به لزوم حفظ حقوق عمومی از حیث ایداع هزینه دادرسی مارالبیان و توجه به اینکه هیچ گونه ادله شرعیه و قانونیه در معافیت از حقوق عمومی یادشده (معافیت از ایداع هزینه دادرسی مرقوم) تقدیم و ارایه نشده و از آنجا که استشهادیه تقدیمی و پیوستی دادخواست حاوی دعوی بدوی مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 506 قانون پیش گفته تنظیم نگردیده و مودای اظهارات شهود و گواهان مربوطه نیز مورد پذیرش مرجع بدوی واقع نشده و از آنجا که برابر مقررات قانونی موضوع ماده 241 قانون صدرالاشعار تشخیص ارزش و تاثیر گواهی با دادگاه می باشد که در مانحن فیه مورد پذیرش مرجع یادشده قرار نگرفته و در استشهادیه تقدیمی نیز شهود ضمن عدم درج و اعلام میزان هزینه دادرسی که مدعی اعسار ادعای عدم توانایی در پرداخت آن را داشته نیز منشا اطلاعات خویش را ابراز ننموده و از این حیث نیز استشهادیه مرقوم قابلیت اتکاء قانونی را دارا نبوده و شهود حتی آنچه را که وکیل مدعی اعسار در بخش فوقانی استشهادیه که به وکالت از موکل خویش اعلام داشته را تایید و گواهی ننموده ثالثا استخدام وکیل از ناحیه مدعی اعسار و تعیین حق الوکاله برای وکیل انتخابی و در برگ وکالت نامه خود دلیل مکفی در احراز ملایت مالی و اقتصادی مشارالیه داشته مضافا آنکه هیچ مستندی از دادنامه استنادی در پرونده مرقوم و مشخصات دقیق آن را اعلام نداشته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه تجدیدنظرخواهی بلاجهت و بلادلیل ابرازی را وارد و موجه ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه درنتیجه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی

قاضی:
پورمند , طاهری , حمیدرضاموحدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 504 - معسر از هزینه دادرسی کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود به طور موقت قادر به تادیه آن نیست.

مشاهده ماده 504 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM