خواهان زوجه خانم س.م. فرزند ق. 26 ساله خانه دار طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم مجتمع قضایی دادگستری شهرستان اسلامشهر پیوست فتوکپی سند نکاحیه به طرفیت خوانده شوهرش آقای ج.ب. تقاضای صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ ابتلاء زوج به عیب عنن نموده و توضیح داده طبق سند نکاحیه خوانده محترم همسر شرعی و رسمی بنده می باشد و قریب یک سال از آغاز زندگی مشترکمان می گذرد ولیکن ایشان قادر به انجام وظایف زناشویی و نزدیکی نیستند و در حال حاضر باکره می باشم لذا به استناد ماده 1122
قانون مدنی درخواست رسیدگی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح مورد استدعاست و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه 4 دادگاه خانواده دادگستری اسلامشهر مطرح و وکیل خواهان در جلسه اولیه اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست می باشد و زوج به لحاظ بیماری عنن قادر به زناشویی نمی باشد و موکله بعد از گذشت یک سال از ازدواج هنوز باکره می باشد و وکیل زوج اظهار داشته موکل در زمان شروع زندگی مشکلی پیداکرده ولیکن بعد از مراجعه به پزشک معالجه و خوب شده است وجهت اثبات آن حاضر است به پزشک قانونی معرفی شود و وکیل زوجه نیز درخواست معرفی زوج به پزشک قانونی نموده است و دادگاه وی را به پزشک قانونی معرفی که در پاسخ اعلام داشته نامبرده فاقد عنن می باشد و کاهش تمایل جنسی ایشان به واسطه بزرگی خفیف در غده هیپوفیز است که با مصرف دارو و زیر نظر پزشک تحت کنترل درمی آید و شعبه چهارم دادگاه خانواده اسلامشهر پس از تحقیقات انجام شده در دادنامه شماره 001487-21/6/91 در خصوص دادخواست خانم س.م. با وکالت خانم م.م. به طرفیت آقای ج.ب. با وکالت آقای ق. به خواسته فسخ نکاح توضیحا که خواهان به استناد فتوکپی مصدق سند نکاحیه حکایت از علقه زوجیت بین طرفین دارد به لحاظ بیماری عنن زوج تقاضای فسخ نکاح نموده و زوج و وکیلش بیماری عنن را انکار و پزشک قانونی نیز اعلام داشته که زوج فاقد بیماری عنن است لیکن کاهش تمایل جنسی ضعیفی به واسطه بزرگی خفیف در غده هیپوفیز است که با مصرف دارو قابل درمان است و زیر نظر پزشک معالج تحت کنترل درمی آید وکیل زوجه اظهار داشته که در طول یک سال زوج قادر به عمل زناشویی نبوده است. دادگاه با توجه به اظهارات طرفین و اینکه زوج هرچند دارای بیماری عنن نیست لیکن در طول یک سال با وضعیت اعلام شده مواجه بوده و زوجه از این بابت در عسر و حرج است لذا دادگاه ادعای خواهان را ثابت تشخیص و به استناد وحدت ملاک ماده 1122
قانون مدنی حکم به فسخ نکاح بین زوجین صادر نموده است که از ناحیه زوج مورد اعتراض واقع شده و طی دادخواست تجدیدنظر و لایحه پیوست تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه 60 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح و پس از تحقیقات از طرفین در دادنامه شماره 0002103-26/12/91 تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته است زیرا اولا خواسته خواهان در دادخواست تقدیمی صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ وجود عیب عنن در زوج می باشد درحالی که وجود چنین عیبی در زوج احراز نگردیده و نظر پزشک قانونی دلالت بر عدم وجود عنن دارد. ثانیا در دادنامه تجدیدنظر خواسته نیز صراحتا به نبود عیب عنن تاکید نموده ولیکن عدم وجود هیچ گونه رابطه ای در طول یک سال زندگی مشترک را دلیل بر عسر و حرج وی تلقی و حکم به فسخ نکاح صادر نموده است که با قطع نظر از اینکه موضوع از موارد فسخ نکاح نمی باشد و زاید بر میزان خواسته خواهان در مرحله نخستین است لذا ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم به بی حقی خواهان صادر نموده است. متعاقبا زوجه خانم س.م. طی دادخواست فرجامی با وکالت خانم م.م. نسبت به دادنامه دادگاه تجدیدنظر مذکور اعتراض و طی دادخواست فرجامی و لایحه پیوست فرجام خواهی نموده است به شرح درخواست و زوج آقای ج.ب. نیز لایحه ای در پاسخ در دادخواست فرجامی مذکور تقدیم و ضمیمه پرونده گردیده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 2103-26/12/91 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: