رای قضایی شماره 9309970270400203

رای قضایی شماره 9309970270400203

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970270400203


شماره دادنامه قطعی:
9309970270400203

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/02/20

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
دعوای تخلیه عین مستاجره به علت تغییر شغل

پیام رای:
دعوی تخلیه عین مستاجره به لحاظ تغییر شغل مستلزم اثبات ضرر موجر به واسطه تغییر شغل نیست بلکه موجب پیدایش این دعوی و توجیه خواسته موجر تخلف مستاجر از شرط مقرر در قرارداد اجاره و عدم پایبندی به شغل موردنظر و موردتوافق است و در هیچ یک از نصوص قانونی به قید ضرر مالک اشاره ای نشده است.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خواهان ها 1- ص.پ. 2- ز. 3- م. 4- ط. کلهم پ. با وکالت آقای ع.ش. به طرفیت آقای ن.ب. به خواسته تخلیه عین مستاجره یک باب مغازه واقع در خیابان رودکی نبش م. پ.. . داخل پاساژ ر. به جهت تخلف مستاجر از حیث تغییر شغل از کفش دوزی به مرکز پشتیبانی تعمیرات کامپیوتر و فروش لوازم پزشکی به شرح متن دادخواست تقدیمی با عنایت به محتویات پرونده و مداقه در اظهارات طرفین و شهود و مطلعین دعوی مطروحه به دلایل ذیل محکوم به رد می باشد اولا به دلالت مفاد اجاره نامه پیوستی که روابط استیجاری طرفین از آن منبعث می گردد متبادر به ذهن آن است که هدف موجر منجزا محدود ساختن مستاجر به شغل و حرفه خاص نبوده و عبارت [برای شغل کفش سازی] در قالب شرط و خصوصیت محض نبوده بلکه به نوعی تاکید در نحوه استفاده بوده است که در این صورت زمانی برای موجر حق فسخ ایجاد می گردد که از این تغییر شغل ضرری غیرقابل اغماض حاصل گردد درحالی که برفرض صحت ادعای خواهان ها شغل خدمات کامپیوتری یا فروش لوازم طبی از حیث ضرر عرفا مناسب تر از شغل کفش دوزی می باشد ثانیا تغییر شغل زمانی محقق می گردد که این تغییر به صورت پیوسته بوده و به نحو عملیاتی تداوم داشته باشد آن هم در مدت زمانی که از دید عرف و عامه مردم تغییر محسوس و موثر قلمداد گردد درحالی که در مانحن فیه به دلالت اظهارات شهود تغییرات به صورت مقطعی و در فاصله زمانی کوتاهی بوده و مغازه مبحوث عنه فعلا بدون فعالیت کسبی و به حالت تعطیلی می باشد ثالثا امارات و قراین ازجمله شهادت شهود نشانگر آن است که مذاکراتی به صورت مقدمه جهت اجازه مستاجر در تغییر شغل با موجر صورت گرفته که در صورت صحت این امر موضوع تخلف مستاجر بدون اطلاع موجر کم رنگ تر خواهد شد علی ایحال دادگاه توجها به مراتب فوق دعوی خواهان را غیرموجه دانسته مستندا به مفهوم مواد 197 از قانون آیین دادرسی مدنی و 14 از قانون روابط مالک و مستاجر مصوب 1356 حکم بر بطلان آن صادر و اعلام می نماید رای صادره حضوری بوده ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه های محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 182 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ آژیده

رای دادگاه تجدیدنظر استان
شعبه محترم 182 دادگاه عمومی حقوقی تهران به ریاست آقای حسین آژیده به موجب دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 1153 مورخ 10/12/92 حکم به بطلان دعوی تجدیدنظر خواهان ها به اسامی ص. ب. ش. ط. همگی پ. با وکالت مع الواسطه ز.پ. و شخص اخیر اصالتا به خواسته تخلیه عین مستاجره یک باب مغازه جزء پلاک 5 و 2 فرعی از 1722 اصلی بخش 10 تهران از سوی خوانده مستاجر تا در ب. به جهت تخلف تغییر شغل از کفش دوزی به مرکز پشتیبانی تعمیران کامپیوتر و نوت بوک و سایر خدمات و مطالبه خسارت دادرسی صادر نموده استدلال مرجع محترم بدوی در عدم پذیرش دعوی عبارت اند از 1- بر مبنای قرارداد اجاره هدف موجر محدود نمودن مستاجر به شغل و حرفه خاص نبوده و عبارت «برای شغل کفش دوزی»; به نوعی تاکید بر نحوه استفاده دارد 2- از تغییر شغل مستاجر ضرری غیرقابل اغماض بر خواهان ها وارد نشده است و شغل فعلی از جهت منفعت برای موجه مناسب تر است 3- تغییر شغل به صورت پیوسته و مستمر نبوده لیکن در مانحن فیه این تغییر برای مدت کوتاه بوده است 4- امارات و قراین حکایت از مذاکرات مقدماتی طرفین برای تغییر شغل دارد و تعطیل شدن فعلی محل کسب هم موید این امر است حال با عنایت به محتویات پرونده و مدافعات طرفین و وکیل تجدیدنظر خواهان ها علیه ش. به نظر دادگاه تمام مراتب مذکور به عنوان مبنای رای تجدیدنظر خواسته فاقد اعتبار حقوقی و وجاهت قانونی است چه آنکه اولا در قرارداد اجاره مالک به مستاجر اجازه ای به تغییر شغل صادر ننموده و هدف طرفین هم به سیاق و صراحت متن اجاره نامه کفش دوزی بوده و تلقی دادگاه محترم بدوی تغییر به رای خلاف مقاصد طرفین اجاره است ثانیا در حدوث تخلف تغییر شغل عنصر ضرر و نفع خصوصیتی نداشته و دعوی تخلیه به این لحاظ لازمه ای با اثبات ضرر مالک و موجر به واسطه تغییر شغل ندارد بلکه موجب پیدایی این دعوی و توجیه خواسته موجر تخلف مستاجر از شرط مقرر در قرارداد اجاره و عدم پایبندی به شغل موردنظر و موردتوافق است و در هیچ یک از نصوص قانونی حاکم بر موضوع به موضوع ضرر مالک اشاره ای نشده است ثالثا قطع نظر از آنکه شهادت شهود بینه بوده و تلقی آن به اماره درست نیست اساسا دلیل حاکی از مذاکرات طرفین به منظور تغییر شغل ابراز نشده و علی فرض صحت این ادعا هم مادام که این مذاکرات به نتیجه نهایی و صدور اراده دو طرف با توافق الزام آور نشود اثری به آن مترتب نیست و رابعا تخلف تغییر شغل با اقوام مستاجر به تغییر به شغل جدید ولو در فاصله زمانی کوتاه حادث می شود و انصراف مستاجر از این تغییر و اعاده محل به شغل سابق موجب زوال آثار مترتب بر این تخلف و منتفی شدن آن نمی گردد بنا بر مراتب و عنایت به اینکه ادعای تغییر شغل مستاجر از کفش دوزی به تعمیرات کامپیوتر و فعالیت مرتبط با آن ثابت و مسلم بودن و بین این دو شغل مشابهت عرفی وجود ندارد و دلیلی حاکی از اذن و اجازه مالکین بر این امر اقامه نشده لهذا دادگاه تجدیدنظرخواهی را وارد و موجه دانسته مستندا به بند 7 ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 و ماده 358 و بند ه ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض رای تجدیدنظر خواسته حکم به محکومیت تجدیدنظر خوانده به تخلیه عین مستاجره و نیز پرداخت مبلغ سه میلیون ریال خسارت دادرسی در حق تجدیدنظر خواهان ها صادر می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 59 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
موسوی ـ نوروزی

قاضی:
حسین آژیده , نوروزی , موسوی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 197 - اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند درغیر این صورت با سوگند خوانده حکم برائت صادر خواهد شد.

مشاهده ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM