در ساعت 11 مورخه 29/10/92 به مرکز فوریت های پلیس اعلام یک فقره درگیری بین دو نفر به اسامی الف.پ. و ب.ی. می گردد با اعزام مامورین گشت به محل نامبردگان به کلانتری 108 نواب هدایت می گردند. ظاهرا درگیری به علت مسایل خانوادگی و اختلاف خانوادگی بین ب. و همسرش الف.خ. بوده است. الف.خ. اظهار داشته است: متوجه رابطه شوهرم با دختر عمه کارگر شوهرم شدم از آقای پ. تقاضا کردم برای شهادت به دادگاه بیاید و برایم شهادت دهد شوهرم وارد مغازه شد و داد و بیداد راه انداخت و درگیری به وجود آورد. آقای ب.ی. اظهار داشته است: مدت هفت ماه است با همسرش اختلاف دارد که به عدم تمکین محکوم شده است. 7 ماه از او خبر نداشتم امروز صبح که از خیابان کارون رد می شدم دیدم با الف.پ. که قبلا کارگرم بود در کله پاچه ای نشسته اند کله پاچه می خورند. دوستان نیز چندین بار آن ها را با هم دیده بودند. الف.پ. در برابر شکایت ب. بر درگیری و رابطه با همسرش می گوید هیچ گونه رابطه ای با این خانم نداشته ام توی کله پزی بودم می خواستم برم نزد این آقا خانم ایشان به من زنگ زد گفت نرو با هم درگیر می شوید بعد آمد و این آقا هم آمدند با هم درگیر شدیم فحش ناموسی داد با مشت به صورت من زد چشمم ورم کرد و لبم پاره شده است ادعای شرف علیه او دارم اتهامات مورد ادعای او را قبول ندارم. پرونده در شعبه اول بازپرسی دادسرای ناحیه 10 مورد رسیدگی قرار می گیرد. آقای بازپرس پس از تحقیق از ب. و الف. و الف. و شکایت ب. علیه الف. مبنی بر ایراد ضرب عمدی و رابطه با همسرش و این که الف. در مورد ادعای ایراد ضرب عمدی از ناحیه ب. و فحاشی گفته است فعلا شکایتی ندارم. قرار تامین کفیل به مبلغ دویست میلیون ریال برای الف. صادر می نماید. متهم موصوف درخواست بازداشتی خود را برای 24 ساعت در کلانتری می نماید تا روز بعد کفیل معرفی نماید. روز بعد پرونده با قرار عدم صلاحیت در مورد ادعای ب. با قرار عدم صلاحیت به محاکم کیفری استان ارسال می گردد. گواهی پزشکی در مورد ب. حاکی از عدم وجود
ضرب و جرح ظاهری است و در مورد لقی دندان وی را به دندان پزشک اعزام می دارند. پرونده در شعبه 72 دادگاه کیفری استان مورد رسیدگی قرار می گیرد. ب. در مورخه 14/11/92 در محضر دادگاه اعلام می دارد: از الف. و الف. به اتهام زنا شکایت دارد مدعی است در چند ماه قبل متوجه رابطه آن دو می شود با گرفتن پرینت تلفن منزل خود متوجه تماس های آن ها می گردد و الف. را از مغازه اخراج می کند. یک ماه بعد از آن یعنی 7 ماه قبل همسرش از منزل می رود می گوید یک ماه پیش الف. به مغازه آمد پسر دو ساله ام که نزد من بود او را از مغازه برد و به خانمم تحویل داده بود. در مورخه 29/11/92 جلسه رسیدگی دادگاه کیفری استان تشکیل از متهم الف.پ. فرزند ح. به اتهام زنای محصنه تحقیق می گردد می گوید: قبول ندارم هیچ رابطه جنسی با وی نداشته ام. الف.خ. نیز گفته است: اتهام وارده زنای محصنه را قبول ندارم با شوهرم اختلاف داریم بقیه اظهاراتم همان است که در بازپرسی گفته ام. دادگاه ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه 9200406 - 30/11/92 با توجه به انکار متهمان باستناد به اصل برایت رای بر برایت متهمان از اتهام زنای محصنه و زنا صادر می نماید و در مورد اتهام دیگر متهم الف.پ. بر ایراد
ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت ب. پرونده را جهت رسیدگی و صدور قرار و کیفرخواست به دادسرا ارسال می دارد. آقای ب.ی. از رای برایت متهمان درخواست رسیدگی تجدیدنظری می نماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می شود.