رای قضایی شماره 9309970909900038

رای قضایی شماره 9309970909900038

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909900038


شماره دادنامه قطعی:
9309970909900038

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/01/31

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
شرط فسخ نکاح به دلیل عیب زوجه

پیام رای:
چنانچه عیب با سلامت زوجه مباینت نداشته و موجب عسر و حرج در ادامه زندگی نگردد زوج نمی تواند دادخواست فسخ نکاح را مطرح نماید.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ل.پ. به وکالت از ناحیه آقای ح.ت. به طرفیت خانم م.ش. دادخواست به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج تقدیم دادگستری زنجان نموده که به شعبه دوم دادگاه عمومی آن شهرستان ارجاع شده است و در شرح دادخواست اظهار داشته موکل اینجانب به تاریخ 4/7/90 به موجب سند ازدواج 1279 با خوانده ازدواج نموده است 20 روز پس از عقد متوجه شده که خوانده در سنین کودکی در تنور افتاده و از ناحیه دو پا و ران دچار سوختگی شدید گردیده است که آثار سوختگی به صورت کامل در بدن وی مشهود است درصورتی که نامبرده موکل اینجانب را از عیب مذکور مطلع ننموده است و در جلسه اول دادگاه نیز وکیل خواهان خواسته را به شرح فوق بیان نموده و اضافه کرده که خوانده در زمان عقد این عیب را به موکل اطلاع نداده خوانده اظهار داشته به نظر اینجانب آنچه را که خواهان می گوید عیب محسوب نمی شود و حاضرم به پزشکی قانونی بروم و قبل از عقد هم به خانه ما می آمد شاید می دانست و شاید دیده بود وکیل خواهان اظهار داشته موکل من قبل از عقد طبق اظهار خودش نمی دانسته و بلافاصله پس از عقد متوجه شده و اقدام قانونی کرده که دادگاه دستور ارجاع امر به پزشکی قانونی را صادر نموده است. در پاسخ شعبه دوم دادگاه مزبور پزشکی قانونی استان زنجان بیان داشته با توجه به مجموع موارد عارضه و یا ناهنجاری در کلیه قسمت های بدن که موجب عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک گردد در نامبرده وجود نداشته و مواردی از عیوب منجر به فسخ نکاح در نامبرده احراز نگردید از شهود تعرفه شده از ناحیه خواهان طبق دستور دادگاه در دادگاه حاضر و اظهارات آنان طی برگ های جداگانه اخذ نموده است که اظهار داشته اند در جلسه خواستگاری صحبتی از عیب به میان نیامد. زوج اظهار داشته حتی اگر سوختگی پای زوجه عیب نباشد چون اول به من نگفته اند من کراهت قلبی دارم چندشم می آید. خوانده اظهار داشته اگر می دانستم این قضیه مهم است و عیب است می گفتم. قبل از عقد هم دیده بود. خواهان اظهار داشته من قبل از عقد ندیده بودم که شعبه مذکور طی دادنامه شماره 02130 مورخ 19/10/91 مبادرت به صدور رای نموده و ضمن بیان ماوقع و نظریه پزشکی قانونی بیان داشته: دادگاه از نظریه پزشکی قانونی عیبی که با سلامت زوجه مباینت داشته و موجب عسر و حرج در ادامه زندگی گردد احراز نمی نماید و حکم به رد خواسته خواهان صادر و اعلام می دارد از رای صادره توسط وکیل خواهان تقاضای تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و اظهار داشته هرچند در عقد ازدواج شرط سلامت نشده است لیکن عقد متباینا بر آن واقع شده درصورتی که تجدیدنظر خوانده (زوجه) از ناحیه هر دو پا دچار سوختگی شدید می باشد که در نظریه پزشکی قانونی نیز مشخص شده حتی بعضی از انگشتان پا دچار تغییر شکل شده و در باز شدن محدودیت دارد ولی وی این نقص را مخفی نموده و با سکوت پرده بر نقص خود گذاشته است و از ابتدا زندگی را با فریب آغاز نموده است موکل شناخت قبلی از یکدیگر نداشته و در چندین جلسه که برگزارشده صحبتی از این عیب زوجه و خانواده اش به میان نیاورده اند. از سوی زوجه تجدیدنظر خوانده نیز لایحه ای تقدیم دادگاه تجدیدنظر گردید و ضمیمه پرونده شده و ضمن رد مطالب ابرازی خواهان (تجدیدنظرخواه) و وکیل وی و ابراز مطالب بیان شده در گزارش می گوید تجدیدنظرخواه هم عصبی می باشد دادگاه تجدیدنظر شعبه اول استان زنجان با رد اعتراض تجدیدنظرخواه طی دادنامه شماره 00033-18/1/92 دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی زنجان به شماره 02130 مورخ 19/10/91 را عینا تایید نموده است که آقای ح.ت. با وکالت خانم ل.پ. نسبت به دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر به شماره فوق الذکر تقاضای فرجام خواهی نموده است و عین مطالب اعتراضیه به دادگاه تجدیدنظر را نیز در لایحه پیوستی ابراز نموده است و اضافه نموده که فرجام خوانده موضوع (عیب و نقص) را مخفی نگه داشته و با مخفی نمودن این امر موجب تدلیس موکل شده اند و در قانون مدنی نیز شرایط تدلیس در نکاح این گونه ذکرشده که موجب فریب طرف باشد اگر تدلیس انجام نمی شد طرف عقد حاضر به تراضی نمی شد در مقابل تقاضای فرجام خواهی و لایحه پیوستی زوج زوجه نیز لایحه ای تقدیم نموده که ضمیمه پرونده گردیده است و در آن بیان داشته آنچه که فرجام خوانده از باب تدلیس آورده با در نظر گرفتن قوانین موضوعه و فقه امامیه نمی تواند در قالب خیار تدلیس و مصادیق آن بگنجد چرا که تدلیس درجایی است که عملیاتی متقلبانه فریبکارانه و نیرنگی بکار گرفته شود که در اثر این عملیات اوصافی را که موضوع معامله وجود ندارد را موجود جلوه دهد و در رد لایحه فرجام خواه مطالبی را ابراز نموده است که در نتیجه جهت رسیدگی به فرجام خواهی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه (26) ارجاع شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرایت گزارش آقای محمد ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره 00033-18/1/92 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی آقای ح.ت. با وکالت خانم ل.پ. به طرفیت خانم م.ش. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان که در تایید دادنامه شماره 02130-19/10/91 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی زنجان می باشد نظر به اینکه فرجام خواهی زوج با شقوق ماده 371 ق.آ.د.م. انطباق ندارد و وارد نمی باشد فلذا ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته پرونده طبق ماده 396 از همان قانون به دادگاه صادرکننده رای عودت داده می شود.
رییس شعبه 26 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون
انصاری ـ ربانی نژاد

قاضی:
انصاری , محمد ربانی نژاد

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 371 - در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد: 1 - دادگاه صادر کننده رای صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعایت صلاحیت محلی وقتی که نسبت به آن ایراد شده باشد. 2 - رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود. 3 - عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد. 4 - آرای مغایر با یکدیگر بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد. 5 - تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد.

مشاهده ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM