در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای س.م. فرزند م. نسبـت بـه دادنامه شماره 92000331 مورخ 25/4/1392 صادره از شعبه 1040 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در مورد شکایت وی از تجدیدنظرخوانده دایر بر
جعل و استفاده از سند مجعول به لحاظ عدم احراز وقوع بزه حکم بر برایت وی صادر گردیده است با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیـه تجدیدنظرخـواه نظـر بـه اینکه اولا در مورد ایراد عدم اظهارنظر راجع به اعاده حیثیت از آن جایی که وفق بند ج ماده 14
قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب دادگاه با حضور نماینده دادستان تشکیل و فقط به جرایم مندرج در کیفرخواست رسیدگی می نماید از آن جایی که در مرحله دادسرا در قرار بازپرسی به شماره 40600170 - 7/3/92 (صفحه 97 پرونده) در مورد اتهام تهمت و
افترا و نشر اکاذیب به لحاظ فقد دلایل کافی بر توجه اتهـام بـه متهم قرار منع تعقیب صادر گردیده است و تجدیدنظرخواه (شاکی) یا وکیل وی هیچگونه اعتراضی به آن ننموده اند و در کیفرخواست در این مورد تقاضای رسیدگی نگردیده است بنابراین دادگاه محترم بدوی هیچ گونه مسیولیتی در این مورد نداشته است. از طرفی این دادگاه وفق ماده 241 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری فقط نسبت به آنچه مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می نماید و چون دادگاه محترم بدوی در این مورد اظهارنظر ننموده است این دادگاه در این مورد مواجه با تکلیفی نمی باشد. ثانیا در مورد
جعل و استفاده از سند مجعول اعتراض موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت را فراهم نموده و اساس آنرا مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون مرقوم باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد. بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی در این قسمت دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند الف ماده 257 قانون مذکور تایید و استوار می گردد. این رای قطعی است.
رییس شعبه 57 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
صلاحی ـ نبوی لاریمی