این است که آقای م.ف. به وکالت از خانم ع.خ. دادخواستی به خواسته ی صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت آقای م.ش. تقدیم دادگستری شهرستان کرمانشاه کرده و اظهار داشته که خوانده مدت یک سال است که ترک انفاق کرده و زندگی را رها نموده و او را در گذشته مورد اهانت تهدید و فحاشی قرار داده موکله حاضر است که کلیه حقوق خود را بذل نماید و با عنایت به تحقق شرط ضمن العقد درخواست صدور حکم گواهی امکان سازش دارد و اضافه کرده که خوانده در شهرستان کرج به دلیل داشتن مواد مخدر دستگیر شده و زندانی است پرونده به شعبه 24 دادگاه عمومی ارجاع و شعبه مرجوع الیه با این استدلال که احضار خوانده به کرمانشاه مشکلاتی دارد و رسیدگی در محاکم کرج سهل و آسان تر است با نفی صلاحیت خویش محاکم عمومی کرج را صالح دانسته در دادگستری کرج پرونده به شعبه نوزدهم دادگاه عمومی ارجاع شده و این شعبه به استناد ماده 1002
قانون مدنی زندان را اقامتگاه ندانسته و با لحاظ بند اول 84 و 89 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار عدم صلاحیت به صلاحیت محاکم عمومی شهرستان کرمانشاه صادر کرده است با حدوث اختلاف پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.