در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم الف. و م. نسبت به دادنامه شماره 9109972181100245 مورخ 17/03/1391 صادره از شعبه 1171 دادگاه عمومی جزایی تهران (موضوع واخواهی از دادنامه غیابی شماره 9009972181101630 مورخ 30/11/1390) که طی آن آقای ح. فرزند ر. به اتهام صدور دو فقره چک بلامحل به شماره های 609761 مورخ 06/11/1389 به مبلغ 000/000/100 ریال عهده بانک ت. شعبه.. . و 22/144553/121172 مورخ 01/11/1389 به مبلغ 000/000/100 ریال عهده بانک م. شعبه... به پرداخت جزای نقدی به مبلغ سی میلیون ریال در حق دولت بدل از حبس تعزیری و ممنوعیت از داشتن دسته چک به مدت دو سال محکومیت جزایی حاصل نموده از حیث قلت مجازات وارد به نظر نمی رسد. زیرا اگر چه تعدد جرم می تواند از علل تشدید کیفر باشد اما به دلالت تبصره 2 ماده 22
قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 در مورد تعدد جرم دادگاه می تواند جهات مخففه قضایی را رعایت کند و در فرض جمع بودن جهات مخففه و مشدده منع قانونی در اعمال کیفیات مخففه قضایی به عنوان یکی از شیوه های تعدیلی و فردی کردن مجازات وجود ندارد و رای دادگاه نخستین از این حیث از توجه به جهات و مبانی استدلال و دلایل منعکس در پرونده با هیچ یک از شقوق ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 قابلیت تطبیق ندارد لهذا دادگاه با عنایت به مراتب ضمن رد تجدیدنظرخواهی های به عمل آمده توجها به بند (الف) ماده 257 قانون اخیرالذکر دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار می نماید رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 68 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
مسعودی مقام - بیک وردی