تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواهانها آقایان 1) م. و. 2) م.ن. و. و 3) شرکت الف. (که هیچ مشخصه دیگر قانونی از شرکت یاد شده اعلام و تعرفه نشده) به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای م. ن.ن.الف. با و کالت آقای ر. غ. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 01052 مورخ 1393/11/7 شعبه 47 محرم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی اعسار (معافیت موقت) از پرداخت هزینه دادرسی راجع به مرحله رسیدگی به دعوی اعتراض واخواهی و نسبت به دادنامه شماره 00751 مورخ 5/8/93 در پرونده کلاسه 930200 همان مرجع اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن نیز موثر در مقام نیست همچنین بر نحوه رسیدگی و استدلال و استنباط قضایی مرجع نخستین خدشه و منقصتی وارد نمی باشد و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم نگردیده زیرا اولا : تجدیدنظرخواهانها با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته دعوی مربوطه خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مار البیان همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفاء نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف استناد به ماده 348 قانون مرقوم کفایت امر را نداشته صرف نظر از آن ثانیا با توجه به اصل ملایت آحاد جامعه مدعی اعسار دلیل یا دلایل شرعی یا قانونی در اثبات خلاف آن و ما به الادعای ابرازی (اعسار) تقدیم و ارایه نداشته و از طرفی با عنایت به لزوم حفظ حقوق عمومی از حیث ایداع هزینه دادرسی مار البیان و توجه به اینکه هیچگونه ادله شرعیه و قانونیه در معافیت از حقوق عمومی یاد شده (معافیت از ایداع هزینه دادرسی مرقوم) تقدیم و ارایه نشده و از آنجا که استشهادیه تقدیمی و پیوستی دادخواست حاوی دعوی بدوی مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 506 قانون پیش گفته تنظیم نگردیده و مودای اظهارات شهود و گواهان مربوطه استشهادیه نیز مورد پذیرش مرجع بدوی واقع نشده و از آنجا که برابر مقررات قانونی موضوع ماده 241 قانون صدر الاشعار تشخیص ارزش و تاثیر گواهی با دادگاه می باشد که در ما نحن فیه مورد پذیرش مرجع یاد شده قرار نگرفته ثالثا با ابلاغ قانونی وقت رسیدگی به مدعیان اعسار و طی اخطاریه های مستقل 1393/9/10 که در هر سه اخطاریه مربوطه ضمن اعلام وقت رسیدگی دستور حاضر نمودن شهود به مدعیان اعسار نیز ابلاغ گردیده هیچ یک در جلسه رسیدگی 1393/11/7 حاضر نگردیده و لایحه ای تقدیم نداشته و شهود یاد شده را نیز حاضر ننموده فلذا استناد به شهادت شهود کلیتا از عداد ادله دعوی مرقوم خارج و دعوی مطروحه عملا و قانونا بلا دلیل باقی مانده رابعا از همه مهمتر اینکه بدون تردید شرکت صدر الذکر که از شرکت های تجاری می باشد به علت اشتغال به شغل تجاری و آقایان م. و م.ن. هر دو و. نیز به تبع اشتغال در شرکت مذکور به عنوان سهامدار و اعضاء هیات مدیره نیز دارای شغل تجاری بوده که دعوی اعسار از آن ها قابل پذیرش نمی باشد بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه تجدیدنظرخواهی بلا جهت و بلا دلیل ابرازی را وارد و موجه نداسته و مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه درنتیجه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. رای دادگاه قطعی است.
شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رییس و مستشار
محمدرضا طاهری - جعفر افراشی