از آنجایی که قانون گذار در ماده ی 315 از
قانون مجازات اسلامی بیان نموده: «فقدان قراین و امارات موجب ظن و صرف حضور فرد در محل وقوع جنایت از مصادیق لوث محسوب نمی شود و او با ادای یک سوگند تبریه می گردد» و به نظر با توجه به این ماده می بایست دادسرا بدون اتخاذ تصمیم نهایی پرونده را صرفا با یک صورت جلسه و دستور به دادگاه ارسال نماید و دادگاه مطابق با مصداق ماده ی 315 متهم را سوگند دهد و در صورتی که متهم سوگند یاد نماید پرونده به دادسرا اعاده تا دادیار محترم مطابق با سوگند و ذیل ماده ی 315 قرار منع تعقیب صادر نماید و اما در صورتی که متهم در دادگاه سوگند یاد ننماید پرونده مجدد به دادسرا اعاده تا دادیار محترم اقدام به صدور قرار جلب به دادرسی نماید. حال علت اینکه بدین منزل عملی می نماییم این می باشد که دادسرا نمی تواند خود سوگند دهد به متهم و تنها دادگاه در این مصداق صالح می باشد. البته این نظر در فرض سوال می باشد یعنی زمانی که هیچ گونه دلیل و اماره ای که حتی موجب علم قاضی گردد تا قاضی و دادیار محترم اقدام به صدور قرار جلب به دادرسی نماید نباشد والا چنانچه با توجه به قراین و امارات و با لحاظ نظر پزشکی قانونی که دقیق بیان نماید
ضرب و جرح با سلاح سرد و به نوعی تاریخ ایجاد
ضرب و جرح را هم معین نماید و با توجه به تحقیقات صورت پذیرفته ظن متاخم به یقین برای دادیار حادث شود موضوع مصداقی قرار جلب به دادرسی می باشد. اما فرض سوال فارغ از همه ی این موضوعات می باشد و دلیل و اماره و قراین موجب علم قاضی و اقناع وجدانی وی موجود نمی باشد؛ مطابق نظر مطرح شده عمل می نماییم (و حتی نظر مشورتی به شماره 156/34/7 مورخ 1383/2/26 که مفاد آن در موضوع و مصداقی که لوث حادث شود و نیاز به قسامه باشد بیان نمود دادسرا پرونده را با یک صورت جلسه و ذکر تمامی اوضاع و احوال بدون اتخاذ تصمیم نهایی به دادگاه ارسال می نماید تا دادگاه اقدام به اجرای مقررات قسامه بنماید) و به نوعی می توان از این نظر هم در تقویت نظر مطرح شده بیان نمود.