ماده 401 قانون مجازات اسلامی

ماده 401 ق م ا

ماده 401 ق.م.ا

ماده 401 قانون مجازات اس

ماده 401 ق مجازات

ماده 401 قانون م ا

ماده 401 مجازات اسلامی

ماده 401 ق م اسلامی

ماده 401 قانون جزا

متن کامل ماده 401 قانون مجازات اسلامی. ماده 401 ق م ا ماده 401 ق.م.ا ماده 401 قانون مجازات اس ماده 401 ق مجازات ماده 401 قانون م ا ماده 401 مجازات اسلامی ماده 401 ق م اسلامی ماده 401 قانون جزا

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی

ماده ۴۰۱ ق م ا

ماده ۴۰۱ ق.م.ا

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اس

ماده ۴۰۱ ق مجازات

ماده ۴۰۱ قانون م ا

ماده ۴۰۱ مجازات اسلامی

ماده ۴۰۱ ق م اسلامی

ماده ۴۰۱ قانون جزا

متن کامل ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی. ماده ۴۰۱ ق م ا ماده ۴۰۱ ق.م.ا ماده ۴۰۱ قانون مجازات اس ماده ۴۰۱ ق مجازات ماده ۴۰۱ قانون م ا ماده ۴۰۱ مجازات اسلامی ماده ۴۰۱ ق م اسلامی ماده ۴۰۱ قانون جزا

ماده 401 قانون مجازات اسلامی

ماده 401 ـ در جنایت مامومه دامغه جائفه هاشمه منقله شکستگی استخوان و صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا ورم بدن می شود قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» نیز محکوم می شود. حکم مذکور در هر مورد دیگری که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است.

ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی

ممشاهده ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01

قانون مجازات اسلامی / ماده 401

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی

پایگاه جامع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۹۲/۰۲/۰۱

متن ماده 401
قانون مجازات اسلامی

مصوب ۱۳۹۲/۰۲/۰۱
  • ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی

    متن کامل 401 ماده

    مصوب ۱۳۹۲/۰۲/۰۱
متن ماده ۴۰۱

ماده 401 ـ در جنایت مامومه دامغه جائفه هاشمه منقله شکستگی استخوان و صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا ورم بدن می شود قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» نیز محکوم می شود. حکم مذکور در هر مورد دیگری که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است.

ماده 400 ـ اگر رعایت تساوی در طول و عرض و عمق جنایت ممکن نباشد و قصاص به مقدار کمتر ممکن باشد مجنی علیه می تواند به قصاص کمتر اکتفاء کند و مابه التفاوت را ارش مطالبه نماید و یا با رضایت جانی دیه جنایت را بگیرد.

نمایش ماده

ماده 402 ـ اگر شخصی یک چشم کسی را درآورد یا کور کند قصاص می شود گرچه مرتکب بیش از یک چشم نداشته باشد و دیه ای به وی پرداخت نمی شود. این حکم در مورد همه اعضای زوج بدن جاری است.

نمایش ماده
1
نظریه مشورتی شماره 783-1/186-95 - مورخ 1395/05/19
با توجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب 70 در تبصره 2 ماده 269 در جنایات عمدی مانند ایراد ضرب و جرح عمدی ساده به غیر از ماده 614 در صورت اخلال در نظم جامعه و یا خوف احراز و یا بیم تجری متهم یا سایرین مجازات پیش بینی شده بود درقانون مجازات اسلامی مصوب 92 این ماده حذف شده و جایگزینی برای آن نیامده و فقط در ماده 447 با قید مواردی که در آنها به کتاب پنجم تعزیرات ارجاع داده شده است ماننده مواد 420426و 436 که همگی مربوط به قصاص نفس می¬باشد نه قصاص عضو به مواد 612 و 614 ارجاع داده شده است این درحالی است که مواد مذکور به ویژه ماده 614 دارای قیود مشخص از جمله نقصان شکستگی از کار افتادگی عضو ویا زوال منافع می¬باشد یعنی درمورد ماده447 و با لحاظ قیود و رعایت شرایط ماده614 امکان تعیین مجازات وجود خواهد داشت به نظر می¬رسد در ایراد ضرب و جرح عمدی ساده که قیود ماده 614 را نداشته باشد نمی توان به مواد مذکور استناد نمود ولی درعمل همکاران محترم قضائی به مواد614 و یا 618 و.. استناد کرده و در ایراد ضرب و جرح عمدی ساده که سبب اخلال در نظم شده و یا بیم تجری متهم یا دیگران وجود دارد مجازات تعیین می¬نمایند که باعث صدور آراء مختلف شده است و سوال اینجاست که با توجه به موارد فوق اولا: در جنایات عمدی ایراد ضرب وجرح عمدی ساده آیا در صورت احراز بیم تجری متهم یا دیگران و یا اخلال در نظم جامعه که قیود ماده614 وجود ندارد شکستن عضو از کار افتادن یا زوال منافع و. .. امکان صدورحکم به مجازات به غیراز دیه وجود دارد یا نه اگر جواب مثبت است به چه استنادی ثانیا: آیا استناد به مواد 614 یا 618 در مورد اخیر وجاهت قانونی دارد یا خیر.
2
نظریه مشورتی شماره 1233-1/186-95 - مورخ 1396/01/23
با عنایت به ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 1- توجها به بند اخیر ماده آیا جراحات منجر به حارصه می¬تواند مشمول ماده باشد یا خیر؟ 2- ماده مزبور صرفا مجازات را به تعزیر مقرر در کتاب پنجم موکول نموده است یا احراز شرایط مقرر در ماده 614 قانون مجازات اسلامی نیز لازم است.
3
نظریه مشورتی شماره 810-1/168-95 - مورخ 1395/06/09
الف- اگر «الف» مرتکب جنایات عمدی ایراد جرح و ضرب عمدی متعددی علیه 7 نفر گردد که دیه هر یک از مصدومین و مجرومین 9درصد به عنوان دیه و ارش باشد با توجه به ماده 203 بند پ ماده 302 و بند ب ماده 427 قانون آئین دادرسی کیفری حد نصاب¬های مقرر در مواد فوق به تفکیک و انفراد ملاک است یا مجتمعا ثمره بحث و پذیرش هر کدام از فروض فوق در مورد لزوم یا عدم لزوم تشکیل پرونده شخصیت برای متهم صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده و قابلیت یا عدم قابلیت تجدیدنظرخواهی ظاهر می¬گردد؟ ب-نظر به مقررات مواد 301 302 و311 قانون آئین دادرسی کیفری و مواد 125و131و134 و 401 و447 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و مادتین614 و615 قانون مجازات اسلامی تعزیرات مصوب 75 اگر در بزه منازعه یکی از منازعین مرتکب ایراد ضرب و جرح عمدی علیه تمامیت جسمانی با دیه نصف یا بیش از نصف دیه کامل گردد و سایر نزاع کنندگان یا اساسا در حین نزاع ضرب و جرحی وارد نکرده یا صدمات وارده دیه¬اشان کمتر از نصف دیه کامل باشد خواهشمند است با توجه به موارد مشروحه ذیل اعلام فرمایند. 1-به هرکدام از منازعین حسب اینکه فعل آنها صرفا شرکت در منازعه باشد یا به همراه آن مرتکب رفتار دیگر مثل ایراد ضرب و جرح شده باشند چه عنوان یا عناوین اتهامی باید تفهیم گردد؟ 2-بعضی همکاران قضایی متعقدند همان عنوان مندرج در ماده 615 قانون تعزیرات منازعه منجر به ایراد ضرب یا جرح عمدی تفهیم می¬شود اگر قائل به تفهیم عناوین متعدد به بعضی از منازعین باشیم صرف نظر از اینکه اگر ضرب و جرحی در نزاع رخ ندهد اصل این جرم قابل تحقق نیست ولو اینکه ممکن است اتهامات دیگری منتسب شود موضوع عناوین متعدد عنوان تعدد مادی است یا معنوی؟ 3-مقصود قانونگذار از متهم اصلی در ماده 311 قانون آئین دادرسی کیفری کدام یک از متهمین است آیا لزوما متهمی که در نزاع صدمه بیشتری وارد کرده یا با فعل وی عناصر جرم تکمیل شده متهم اصلی است تا با تبع رفتار مجرمانه وی به اتهام سایر شرکا در نزاع هم در دادگاهی رسیدگی شود که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد؟ 4-اساسا آیا می¬توانیم جرم منازعه را مصداقی از مصادیق شرکت درجرم مصطلح و معمول در عرف و رویه قضایی بدانیم یا اینکه چون شرکت در تحقق جرم منازعه جزء ذات آن است و بدون شرکت عده-ای در نزاع توام با ضرب و جرح و نقص عضو یا مرگ این جرم محقق نمی¬گردد و در این جرم چیزی به نام مباشرت نداریم به طور کلی تحت عنوان شرکت در جرم اصطلاحی که در سایر جرایم غیر منازعه مصداق دارد قرار نمی¬گیرد ودر فرض سوال فقط به اتهام متهمی که درنزاع شرکت داشته و در عین حال مرتکب بزه ایراد ضرب و جرح عمدی با نصف یا بیش از نصف دیه کامل شده در دادگاه کیفری یک رسیدگی شود ولی به اتهامات سایر متهمان چون عنوان شرکت مصداق ندارد در محاکم کیفری دو رسیدگی می¬شود؟ 5-اگر فرض آن گروه از همکاران قضایی را که قائل به این معنا هستند که عنوان بزه در قانون همان منازعه منجر به ایراد ضرب و جرح عمدی می¬باشد و نظر به اینکه مجازات اصلی چنین بزهی در بند 3 ماده 615 قانون تعزیرات حبس از سه ماه تا یک¬ سال حبس است و دیه را طبق تبصره 2 ماده مرقوم امری فرعی و عارضی بر اصل مجازات که حبس است بدانیم و با توجه به اینکه طبق ماده 301 قانون آئین دادرسی کیفری اصل بر رسیدگی در محاکم کیفری دو می¬باشد می¬توانیم بگوئیم سپس به اتهامات همه منازعین در فرض سوال باید در دادگاه کیفری دو رسیدگی گردد.
4
نظریه مشورتی شماره 98-186/1-1677 ک - مورخ 1398/11/01
پیرامون موضوع ماده 401 قانون مجازات اسلامی واجد جنبه عمومی بودن صدمه های منجر به تغییر رنگ پوست یا تورم بدن چگونه است به دیگر سخن وقتی جنایاتی هم چون موضحه سمحاق متلاحمه و دامیه که بدون وسایلی مانند اسلحه و چاقو و امثال آن ایجاد شده و فاقد آثار مندرج در ماده614 قانون تعزیرات باشند که به مراتب شدیدتر هستند واجد این جنبه نیستند مقرره فوق چگونه قابل توجیه است؟
5
نظریه مشورتی شماره ک 9431-1/681-89 - مورخ 1398/09/25
در خصوص سوال ذیل ارشاد فرمائید: مطابق ماده 401 قانون مجازات اسلامی در جنایت موجب تغییر رنگ پوست یا ورم بدن قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه تعزیر مقرر در کتاب پنجم محکوم می گردد که ماده 447 از همین قانون در خصوص جنایات عمدی غیر قتل عمدی موضوع را به ماده 614 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات ارجاع داده است حالیه آیا الف بازپرسی مکلف به توجه به میزان مجازات مندرج در ماده مزبور 2 تا 5 سال حبس در صدور قرار تامین کیفری است و به عبارتی آیا بازپرس ملزم به توجه و لحاظ میزان مجازات در راستای صدور قرار تامین کیفری متناسب است یا خیر؟ ب-آیا دادگاههای کیفری در جنایت موجب تغییر رنگ پوست نیز ملزم به احراز شرط اخلال در نظم و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب می باشد یا آن که شرط صرفا ناظر بر ماده 614 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات می باشد؟ سوال: در خصوص عبارت رشد و کمال عقلی مطرح در ماده 91 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و تبصره ماده مزبور که مقرر می دارد دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقلی می تواند. .. یا از هر طریق دیگر که مقتضی بداند استفاده کند الف-منظور از کمال عقلی چیست؟ به عبارتی آیا منظور کمال عقل یک فرد بالغ زیر 18 سال در مقایسه با مشابه خویش است یا آنکه مراد مطلق کمال عقلی است؟ ب-با توجه به حدیث 23 در خصال مابواب الاربعین و مافوقه صفحه 545 از امام صادق (ع) که می فرمایند. (اذا بلغ العبد ثلاثا و ثلاثین سنه فقد بلغ اشده و اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه) زمانی که فرد به سن 40 سالگی می رسد عقل او به نهایت درجه قدرت وسعه اداراک می رسد و یا حدیث ای او سفینه البحار احیاء العلوم (اذ بلغ الرجل اربعین سنه ولم یتب مسح الشطان وجهه بنده وقال ذبابی وجه لایفلح) آیا می توان گفت که ملاک کمال عقل در سند 40 سالگی است و تا آن زمان فرد در حال رشد عقلی است./ع
6
نظریه مشورتی شماره 98-186/1-289 ک - مورخ 1398/03/26
آیا با توجه به امکان تعزیر مرتکب در رفتارهای فاقد اثر به موجب ماده 567 قانون مجازات اسلامی می توان مرتکب را در رفتارهای موجب تغییر رنگ پوست ( سیاه شدگی کبودی سرخ شدگی) به استناد مواد 401 و 447 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 614 و تبصره ذیل آن از قانون مجازات اسلامی کتاب پنجم تعزیرات مصوب 1375 علاوه بر دیه تعزیر کرد؟
7
نظریه مشورتی شماره 96-186/1-896 - مورخ 1396/11/08
آیا مقصود از نقصان مذکور در ماده 614 قانون مجازات اسلامی تعزیرات مصوب 1375 نقصان دایمی است یا نقصان قابل اصلاح و التیام را نیز شامل می شود؟ به عنوان مثال آیا پارگی پرده گوش یا پارگی رباط صلیبی پا که در اثر اقدامات درمانی اصلاح و التیام کامل یافته است مشمول عبارت نقصان و به تبع آن مشمول ماده مذکور می شود یا خیر؟
8
نظریه مشورتی شماره 1555-1/186-96 - مورخ 1396/10/12
نظر به اینکه ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مجازات مرتکب را در جنایات مامومه دامغه جائفه هاشمه منقله و. .. علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم تعزیرات ارجاع داده است و در ماده 614 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 اعمال تعزیر مندرج در آن نیز منوط به احراز شرایط مذکور درآن است خواهشمند است ارشاد فرمایند آیا تعزیر مرتکب اعمال معنون در ماده 401 قانون مرقوم نیز منوط به احراز شرایط معنون در ماده 614 قانون فوق الذکر می باشد.
9
نظریه مشورتی شماره 721-1/186-96 - مورخ 1396/05/04
در خصوص ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که مجازات جنبه عمومی بزه ایراد ضرب و جرح عمدی با شرایط مندرج در این ماده را به ماده 614 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب 1375 ارجاع داده است و در متن ماده 614 قید شده است هر کس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد. .الخ که به نظر می رسد مراد قانونگذار فقط در خصوص شکستگی ها و نقصان یا از کار افتادن عضو یا اعضا یا مرض دائمی و یا زوال حواس و منافع باشد و مواردی چون مامومه دامغه و هاشمه یا منقله و یا کبودی و حتی تورم و تغییر رنگ پوست و. . در صورتی که آلت جرح اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد مشمول ماده 614 شده و دارای مجازات است و در غیر این صورت که آلت جرح اسلحه و چاقو و امثال آن نباشد مواردی چون مامومه دامغه و هاشمه یا منقله و یا کبودی و حتی تورم و تغییر رنگ پوست و.. فاقد مجازات از لحاظ جنبه عمومی جرم می باشد و این در حالی است که تعدادی از شعب کیفری در همه موارد ایراد ضرب و جرح عمدی حکم بر محکومیت ضارب به جنبه عمومی جرم نیز صادر می کنند مع الوصف بفرمایید آیا ضرب و جرح در هر صورت مشمول جنبه عمومی نیز می شود یا اینکه باید از مصادیق ماده 614 و تبصره آن باشد تا بشود ضارب را از باب جنبه عمومی نیز محکوم کرد.
10
نظریه مشورتی شماره 677-1/186-96 - مورخ 1396/05/03
مطابق ماده 401 قانون مجازات اسلامی در جنایت مامومه دامغه جائفه هاشمه منقله شکستگی استخوان و صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یا تورم بدن می شود قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم تعزیرات نیز محکوم می شود حکم مذکور در هر مورد دیگری که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است سوال: در هر یک از موارد فوق خصوصا جنایت مامومه و دامغه و جائفه و تغییر رنگ پوست یا ورم بدن می بایست به کدامیک از مواد مقرر در کتاب پنجم تعزیرات استناد کرد شماره آن مواد را به طور مجزی بیان کنید؟
11
نظریه مشورتی شماره 95-186/1-1233 - مورخ 1396/01/23
12
نظریه مشورتی شماره 1905-1/186-95 - مورخ 1395/11/03
در پرونده اجرای احکام کیفری فرد الف به اتهام مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی شکات دو نفر از حیث جنبه عمومی به استناد ماده 269 قانون مجازات اسلامی مصوب 70 به تحمل چهار ماه حبس و از جنبه خصوصی به پرداخت یک چهارم دیات در حق شکات محکوم شده است حکم صادره قطعی شده است لیکن تاکنون اجرا نشده است صدمات وارده شامل خراشیدگی و سائیدگی در حد حارصه و کبودی بوده است با عنایت به اینکه حسب صراحت ماده 728 قانون مجازات اسلامی سال 92 قانون مجازات اسلامی 8/5/70 نسخ گردیده و با عنایت به بند الف ماده 10 و همچنین ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب92 خواهشمند است اظهارنظر فرمایند آیا حکم صادره بایستی اجرا شود یا اینکه در اجرای بند الف ماده 10 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 حکم صادره اجرا نمی¬گردد و بایستی قرار موقوفی اجرا صادر شود.
13
نظریه مشورتی شماره 95-186/1-1226 - مورخ 1395/08/03
14
نظریه مشورتی شماره 1226-1/186-95 - مورخ 1395/08/03
با نظر به اینکه تعزیر مقرر در ماده401 قانون مجازات اسلامی سال92 و ارجاع آن طبق ماده 447 همان قانون به ماده614 قانون مجازات اسلامی75 فقط شامل مواردی است که ضرب و جرح عمدی منجر به آثار مندرج در این ماده و تبصره آن باشد به عبارت دیگر با عنایت به نسخ ماده 269 قانون مجازات سابق توسط قانون مجازات سال 92 جنایات عمدی غیرقابل قصاص در صورتی قابل تعزیراست که از مصادیق ماده 614 فوق الذکر و تبصره آن باشد لذا 1-در جنایات عمدی غیرقابل قصاص که هیچ یک از آثار موضوع ماده614 و تبصره آن را نداشته باشد آیا امکان تعزیر وجود دارد یا خیر. 2-در صورتی که امکان تعزیر در مورد فوق وجود نداشته باشد معاونت در جرم اخیر ایراد ضرب و جرح عمدی غیرقابل قصاص که آثار ماده 614 را نداشته باشد وفق مواد 126و127 از قانون مجازات اسلامی مصوب92 مصداق عملی دارد یا نه. 3-اگر معاونت به شرح فوق در جرم مذکور مصداق عملی داشته باشد تعزیر وی به چه استنادی و به چه استدلالی و به چه میزان خواهد بود. 4-اگر معاونت به شرح فوق قابل تعزیر نباشد دادگاه در مرحله صدور حکم با چه تکلیفی مواجه است برائت؟به چه استدلالی ( جرم نیست؟ عدم احراز سوء نیت؟ فقد ادله اثباتی؟و. .) محکومیت به چه مجازاتی. 5-بنا به مراتب فوق عملا محاکم در معاونت جرم مذکور با چه تکلیفی مواجه می¬باشند./
15
نظریه مشورتی شماره 95-186/1-783 - مورخ 1395/05/19
16
نظریه مشورتی شماره 59-681/1-572 - مورخ 1395/04/12
17
نظریه مشورتی شماره 59-681/1-861 - مورخ 1395/02/27
1-با توجه به تبصره ماده614 قانون تعزیرات در صورتی که در جرم جراحت عمومی ایجاد جراحت ها بر اثر ضربات مشت و لگد و یا کشیدن لباس یا هل دادن یا کوبیدن سر یا دست به جایی سخت باشد آیا باز هم جنبه عمومی دارد یا خیر؟ و به عبارت دیگر آیا مراد از کلمه امثال آن (چاقو) هر چیز تیز و برنده است که مثل چاقو باشد یا اینکه معلق است و جراحت به هر صورت و با هر چیزی که واقع شود علاوه بر جنبه خصوصی جنبه عمومی نیز دارد؟ 2-آیا مفهوم ماده 401 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 این است که جراحت های حارصه دامیه متلاحمه سمحاق و موضحه جنبه عمومی ندارد و یا اینکه ماده مذکور در مقام بیان این مسئله نیست؟ 3-در صورتی که که متهم به ارتکاب ایراد جرح عمومی حسب تبصره 2 ماده 269 ق.م.ا مصوب 1370 به حسب محکوم گردیده باشد در زمان اجرای حکم قانون مجازات اسلامی مصوب 1392حاکم گردیده با توجه به فسخ صریح ماده 269 آیا باید قرار موقوفی اجرا صادر گردد یا با توجه به ارجاع این موضوع حسب ماده 447 قانون مجازات مصوب 1392 به ماده 614 و تبصره آن از کتاب پنجم (تعزیرات) ادامه حسب به استناد ماده فوق الذکر باشد خصوصا در صورتی که جراحت-های وارده با اسلحه یا چاقو و امثال آن باشد.
ماده 401 قانون مجازات اسلامی

ماده 401 ق م ا

ماده 401 ق م ا

ماده 401 ق.م.ا

ماده 401 ق.م.ا

ماده 401 قانون مجازات اس

ماده 401 قانون مجازات اس

ماده 401 ق مجازات

ماده 401 ق مجازات

ماده 401 قانون م ا

ماده 401 قانون م ا

ماده 401 مجازات اسلامی

ماده 401 مجازات اسلامی

ماده 401 ق م اسلامی

ماده 401 ق م اسلامی

ماده 401 قانون جزا

ماده 401 قانون جزا

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی

ماده ۴۰۱ ق م ا

ماده ۴۰۱ ق.م.ا

ماده ۴۰۱ قانون مجازات اس

ماده ۴۰۱ ق مجازات

ماده ۴۰۱ قانون م ا

ماده ۴۰۱ مجازات اسلامی

ماده ۴۰۱ ق م اسلامی

ماده ۴۰۱ قانون جزا

متن کامل ماده ۴۰۱ قانون مجازات اسلامی. ماده ۴۰۱ ق م ا ماده ۴۰۱ ق.م.ا ماده ۴۰۱ قانون مجازات اس ماده ۴۰۱ ق مجازات ماده ۴۰۱ قانون م ا ماده ۴۰۱ مجازات اسلامی ماده ۴۰۱ ق م اسلامی ماده ۴۰۱ قانون جزا

ماده 401 قانون مجازات اسلامی

ماده 401 ق م ا

ماده 401 ق.م.ا

ماده 401 قانون مجازات اس

ماده 401 ق مجازات

ماده 401 قانون م ا

ماده 401 مجازات اسلامی

ماده 401 ق م اسلامی

ماده 401 قانون جزا

متن کامل ماده 401 قانون مجازات اسلامی. ماده 401 ق م ا ماده 401 ق.م.ا ماده 401 قانون مجازات اس ماده 401 ق مجازات ماده 401 قانون م ا ماده 401 مجازات اسلامی ماده 401 ق م اسلامی ماده 401 قانون جزا

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM