در این پرونده خانم ف.ص. فرزند الف. به اتهام ارتکاب بزه ایراد
ضرب و جرح عمدی منجر به سقط جنین 22 هفته ای متعلق به خانم م.ی. فرزند م.الف. تحت تعقیب قرار گرفته است. پرونده وی پس از صدور کیفرخواست به شعبه 130 دادگاه عمومی جزایی ارجاع شده است. مرجع یاد شده پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره 9109975117901367 ـ 7/9/ 1391 با استدلال به اینکه جنین دارای روح بوده است و روح در وی دمیده شده است و مطابق نظریه پزشکی قانونی موضوع مشمول بند 6 ماده 487
قانون مجازات اسلامی می باشد و نظر به اینکه جرم عمدی قید شده است و مطابق ماده 622
قانون مجازات اسلامی از جمله مجازات آن قصاص مقرر شده است و با استناد به تبصره یک ماده بیست قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب رسیدگی را در صلاحیت دادگاه کیفری استان دانسته و اقدام به صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان نموده است. پرونده به مرجع یاد شده ارسال و به شعبه سوم ارجاع شده است. دادگاه یاد شده نیز به موجب دادنامه شماره 000100173 ـ 19/9/91 با استدلال به اینکه در پرونده موضوع سقط جنین عمدی تلقی نگردیده و تقاضای قصاص نشده است و اینکه مطابق نظریه پزشکی قانونی موضوع منطبق با بند 6 ماده 487
قانون مجازات اسلامی است که سقط جنین دارای دیه می باشد و در قانون هم برای سقط جنین ولو ایلاج روح شده باشد قصاص در نظر گرفته نشده است و یا لااقل قانون در این مورد ابهام دارد که آیا سقط جنین در صورتی که روح دمیده شده باشد قابل قصاص است یا خیر که در این صورت می بایست به فتاوی معتبر مراجعه کرد. سپس دادگاه با اشاره به دو نظر از حضرت آیه ا... خامنه ای (مدظله العالی) که در مجموعه ره توشه قضایی صفحه 150 و 151 چاپ شده است استدلال کرده که در این گونه موارد قصاص ثابت نبوده و مرتکب سقط جنین باید دیه پرداخت کند لذا خود را صالح به رسیدگی ندانسته و اقدام به صدور قرار عدم صلاحیت به صلاحیت و شایستگی محاکم عمومی جزایی نموده است که به لحاظ حدوث اختلاف در صلاحیت جهت رسیدگی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و توسط معاون محترم قضایی دیوان به شعبه 28 ارجاع شده است.