با بررسی اوراق و محتویات پرونده و سوابق امر و ملاحظه پرونده متشکله در شعبه هفت وقت دیوان عدالت اداری و دادنامه مربوطه ملاحظه می شود که خواسته وکیل در دادخواست اجرای بند (ز) و (ب) لایحه قانونی راجع به رفع مشکلات مربوط به تصفیه شرکت های سهامی زراعی و تعاونی های تولید روستایی مصوب مورخه 1358/11/20 شورای انقلاب اسلامی می باشد و بند (ز) یاد شده مقرر می دارد که در صورت عدم توافق بین وزارت کشاورزی و عمران روستایی (فعلا وزارت جهاد کشاورزی قایم مقام وزارت خانه یادشده می باشد) و صاحبان عرصه و تاسیسات و مستحدثات و اعیانی ها ارزیابی به وسیله سه نفر کارشناس متشکل از وزارت خانه و ذینفع [و] کارشناس رسمی به عمل آید و رای هییت قطعی است و چنانچه ذی نفع یا نماینده وی حاضر به امضای سند انتقال نباشد خریدارها مورد خرید را به صندوق ثبت تودیع می نمایند و دادستان محل نیز سند انتقال را امضا می نماید و بند فوق الاشعار نیز درباره تکلیف وزارت کشاورزی و عمران روستایی به پرداخت اجرت المثل اراضی زراعی و تاسیسات و مستحدثات و اعیانی می باشد و با توجه به مراتب فوق الاشعار نظر به این که اولا- انتقال فوق الاشعار ولو این که به صورت قهری و با اجازه حاصله از قانون بوده باشد در هر صورت نوعی بیع و
قرارداد انتقال است و اجرت المثل نیز از متفرعات آن می باشد ثانیا- مطالبه اجرت المثل نیز در صلاحیت رسیدگی دیوان عدالت اداری به نظر نمی رسد به طوری که خود شاکی نیز پس از تشکیل دیوان عدالت اداری جهت طرح دعوی و مطالبه بهای زمین خود به مرجع حقوقی دادگستری محل مراجعه کرده است که در این خصوص رای قطعی نیز صادر گردیده است بنا به مراتب موصوف و مستندا به آرای شماره 59 مورخه 1371/04/30 و 33 مورخه 1375/02/29 و 130 مورخه 1377/06/21 و 197 مورخه 1379/06/20 و 222 مورخه 1385/02/17 هییت عمومی دیوان عدالت اداری که دعاوی دارای جنبه ترافعی و حقوقی را در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری می داند بنابراین ضمن پذیرش تقاضای اعمال ماده 79
قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ازلحاظ وقوع اشتباه در اصدار رای شعبه هفت دیوان عدالت اداری و اینکه رسیدگی به موضوع در صلاحیت محاکم عمومی محل بوده با نقض رای معترض عنه قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه عمومی سر پل ذهاب صادر و اعلام می گردد. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه سوم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری ـ مستشار شعبه
مهری - پیرزاده