آقای ص.س. در تاریخ 6/6/91 شکواییه ای عنوان ریاست دادسرای عمومی و انقلاب ت اعلام می دارد در تاریخ 5/6/91 شخص ن.ی. با خط موبایل.. . با اینجانب تماس گرفت و اظهار نمود از طریق.. . برنده جایزه یک میلیون تومانی کمک هزینه زیارتی شده اید و اظهار نمود که به خودپرداز برو و عملیات بانکی را انجام بدهید که اینجانب طبق اعلام وی عملیات را انجام دادم بعدا متوجه شدم که مبلغ 000/000/30 ریال به حساب خود انتقال داده است شماره حساب.. . می باشد تقاضای رسیدگی دارم. رسیدگی به موضوع به شعبه 20 بازپرسی ارجاع می گردد و آقای بازپرس دستور انجام پاره ای اقدامات و تکمیل تحقیقات را به آگاهی ت داده است و ضمن انجام اقدامات و تحقیقات مذکور معلوم می گردد شخص تماس گیرنده فردی به نام ح.و. بوده و آدرس و شماره تلفن وی در شهرستان الف اعلام شده و وجه برداشت شده نیز در حساب وی موجود بوده که مسدود گردیده و قبلا نیز سابقه انسداد حساب را دارد و مراتب به آقای بازپرس اعلام گردیده آقای بازپرس در تاریخ 18/6/91 ختم تحقیقات را اعلام و به شرح و استدلال منعکس در قرار صادره به همان تاریخ از جمله اینکه بزه
کلاهبرداری از جمله جرایم مقید به نتیجه بوده و محل حصول نتیجه محل وقوع بزه محسوب می گردد و با استناد به مواد 51 و 52 و 54 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان الف صادر و اعلام می دارد که مورد موافقت آقای دادیار اظهار نظر نیز قرار گرفته و پرونده به دادسرای شهرستان الف ارسال و در بازپرسی شعبه اول آن دادسرا مطرح می گردد که آقای بازپرس مرقوم نیز در تاریخ 29/6/91 به صدور قرار عدم صلاحیت اقدام و با این استدلال که در بزه
کلاهبرداری محل وقوع جرم محل خروج مال از مالکیت بزه دیده است و نه محل واریز وجه به حساب بزهکار و جرم بر این مبنا در ت واقع و محقق شده و فعلیت یافته و با استناد به ماده 54 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب ت صادر که قرار صادره به موافقت دادیار اظهار نظر رسیده و به لحاظ تحقق اختلاف پرونده را جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال داشته اند که حسب الارجاع در این شعبه مطرح و در دستورکار قرار گرفته است.