در تاریخ 2/12/89 طی تماس تلفنی اعلام به مرکز پیام یک فقره درگیری مامورین انتظامی در محل حاضر شده مشاهده کردند خانمی به نام م.ج. دانشجو از ناحیه لب [و] صورت زخمی شده اورژانس در محل حضور داشت. نام برده را به بیمارستان اعزام نموده پدر دختر گفت: شخصی به نام م.ع. با تفنگ ساچمه زنی دخترم را مجروح کرد. در محل آثار خون وجود داشت. در تاریخ 15/11/89 و.ج. علیه م.ع. شکایت کرده که تهدید به قتل و اسیدپاشی کرده تقاضای رسیدگی نموده و اعلام کرده امروز تاریخ 2/12/89 م. با جمع آوری اراذل و اوباش به منزل ما حمله کرده پسرم را مجروح کرده دخترم را با اسلحه مجروح کرده تقاضای رسیدگی دارم. م.ج. به پزشک معرفی شد.
ضرب و جرح شکسته شدن استخوان گونه را گواهی کرد. و.ج. به پزشک معرفی شد.
ضرب و جرح وارده به وی را گواهی کرد. ع.ج. به پزشک معرفی شد.
ضرب و جرح او را گواهی کرد. م.ج. از م.ع. شکایت کرد که با اسلحه او را مجروح کرد. ع.ج. و و.ج. از م. شکایت کرده اند. گواه ش.ب. شهادت داد که دیدم م. با تفنگ شلیک کرد و چند نفر شیشه ها را شکسته بودند و سنگ و چوب به داخل منزل پرتاب می کردند. م.ن. گواه نیز شهادت داد که م. با تفنگ شلیک می کرد که به صورت دختر شاکی برخورد کرد. رییس کلانتری مراتب را گزارش داد. بازپرس قرار وثیقه 20 میلیون ریال درباره م.ع. صادر کرد. دادسرا پس از رسیدگی و تحقیق با صدور کیفر خواست علیه م.ع. تقاضای مجازاتش را از دادگاه نموده. پرونده به شعبه 1173 دادگاه جزایی تهران ارجاع شد. به موجب دادنامه شماره 9009972181300930 مورخ 30/8/90 شکایت و.ج. 2/ع.ج. 3/م.ج. علیه م.ع. با توجه به اظهارات مطلعین و ح.ع.کیفر خواست صادره بزهکاری متهم محرز به پرداخت دیه و از حیث جنبه عمومی قضیه به تحمل شش ماه حبس و در خصوص اتهامات دیگر متهم مبنی بر تهدید و فحاشی به علت فقد دلیل رای بر برایت صادر کرده است. با تجدیدنظرخواهی م.ع. و الف.ج. پرونده به شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان تهــران ارجــاع شـــد. به موجـــب دادنامه شـــماره 9109970222100667 مورخ 20/6/91 با توجه به اینکه گلوله در صورت شاکیه باقیست جهت تعیین مجازات مشمول تبصره ماده 614 نبوده بلکه منطبق با صدر ماده است که حداقل مجازات دو سال حبس است که با احتساب ایام بازداشت با قبول اعتراض حداقل مجازات دو سال حبس است که بدینوسیله اصلاح می شود. در مورد بقیه معترضین ایراد و اعتراض خاصی به عمل نیامده رای صادره استوار می گردد. م.ع. به رای صادره معترض شده تقاضای اعاده دادرسی را نموده که پرونده به این شعبه ارجاع گردیده مورد مداقه قرار گرفته است. یک بار تقاضای اعاده دادرسی م.ع. به شعبه 21 دیوان عالی کشور ارجاع شد. تقاضایش به موجب دادنامه شماره 89/427 مورخ 14/5/89 رد شد. یک بار تقاضای اعاده دادرسی در شعبه 17 دیوان عالی کشور دادنامه شماره 697/17 مورخ 7/10/89 رد شد. یک بار تقاضایش به موجب دادنامه شماره 9009970909700052 مورخ 30/1/90 شعبه 17 دیوان عالی کشور مردود اعلام شد. مجددا تقاضای اعاده دادرسی را نموده که پرونده به این شعبه ارجاع شد لایحه ای در دو صفحه تقدیم کرده که هنگام شور قرایت می شود.