آقای الف.ف. با وکالت آقای ر.م. و خانم م.م. به طرفیت شرکت خ. دعوای ابطال صورت جلسات مجامع عمومی مورخ 29/2/86 4/5/86 16/3/88 و 30/3/88 و خسارات دادرسی را اقامه نمود دادگاه اظهارات وکلای خواهان و
مدیرعامل شرکت خوانده را استماع نمود مبنای طرح دعوای خواهان آنست که در جلسات مجامع عمومی وی از طریق دعوت نامه دعوت به جلسه نشد دادگاه
اساسنامه شرکت خوانده را ملاحظه نمود و مستند دعوای خواهان بند 3 ماده 10 اساسنامه است که از عبارت “دریافت دعوت نامه” استنباط لزوم ارسال دعوت نامه شده است به نظر دادگاه این برداشت صحیح نیست زیرا در اساسنامه نحوه صدور و ارسال و ابلاغ دعوت نامه اساسا پیش بینی نشده است بلکه در بند 3 ماده 10 آمده است دعوت برای هر یک از مجامع عمومی دعاوی به نحویست که در قانون پیش بینی شده است و در قانون موسوم به لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت که ناظر بر شرکت های سهامی است دعوت از طریق نشر آگهی پیش بینی شده است کمااینکه مواد 97 و 98 این قانون مبین همین امر است و تصور اینکه دعوت نامه مستلزم فرستادن نامه ای به فرض از طریق پست به هر یک از سهامداران می باشد در مواردی که [در] اساسنامه این شیوه دعوت صراحتا بیان نشده باشد صحیح نیست کمااینکه با ملاحظه محتویات پرونده ثبتی به شماره 207786 اداره
ثبت شرکت ها مشخص شد که در هیچ یک از تصمیمات سابق شرکت خوانده نیز به جز دعوت از طریق نشر آگهی شیوه دیگری مورد عمل واقع نشده است بنابراین دادگاه به استناد ماده 270 لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت حکم به رد دعوای خواهان صادر و اعلام می نماید حکم صادر شده ظرف مدت بیست روز پس از ابــلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه
تجدیدنظر تهران می باشد.
رییس 27 دادگاه عمومی حقوقی تهران - کلانتریان