رای قضایی شماره 9309970910701246

رای قضایی شماره 9309970910701246

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910701246


شماره دادنامه قطعی:
9309970910701246

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/20

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
عدم استماع شهادت شهود شاکی

پیام رای:
عدم استماع شهادت شهود شاکی در جلسه دادرسی و از بین رفتن فرصت محکوم علیه جهت جرح شهود و بسنده نمودن به شهادت شهود در مرحله تحقیقات مقدماتی از جهات پذیرش اعاده دادرسی است.

رای خلاصه جریان پرونده
1-ف. وکیل دادگستری به وکالت از آقای ر. علیه آقای الف. شکایت دایر بر فحاشی و اهانت نموده و پس از انجام تحقیقات مقدماتی از سوی نیروی انتظامی پرونده به بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب.. . ارجاع شده ایشان پس از استماع شکایت شاکی و وکیل وی و گواهی گواهان او و تفهیم اتهام و اخذ آخرین دفاع قرار مجرمیت متهم را صادر پس از موافقت دادیار اظهارنظر با آن کیفرخواست صادرشده و پرونده برای رسیدگی به شعبه 1031 دادگاه عمومی جزایی.. . برای رسیدگی ارجاع شده و این دادگاه وقت دادرسی تعیین کرده (1393/04/09) و طرفین و نماینده دادستان را برای رسیدگی دعوت کرده است.
در جلسه دادرسی مقرر که با حضور نماینده دادستان و طرفین تشکیل شده شکایت شاکی و اظهارات نماینده دادستان استماع و در صورت مجلس منعکس شده و به متهم اتهام فحاشی و اهانت تفهیم شده و وی اتهام موصوف را نپذیرفته است ولی دادگاه آخرین دفاع را نیز از وی اخذ نموده و با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره 315-1393/04/09 وی را به استناد ماده 608 قانون مجازات اسلامی به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرده و حکم مزبور وفق دادنامه شماره 733-1393/06/11 شعبه 48 دادگاه تجدیدنظر استان.. . مورد تایید قرارگرفته است.
2- استدلال دادگاه در احراز بزه­کاری و مجرمیت محکوم علیه شکایت شاکی کیفرخواست گزارش نیروی انتظامی گواهی گواهان در مراحل تحقیقات مقدماتی و سایر قراین موجود در پرونده است. دادگاه گواهان را برای ادای شهادت دعوت ننموده و به گواهی آنان در تحقیقات مقدماتی اکتفا کرده است.
3- شاکی و وکیل وی اعلام کرده اند که متهم به شاکی و خانواده اش توهین و فحاشی نموده و الفاظ رکیک استعمال کرده است ولی لفظی که به کاربرده شده مشخص نکرده اند.
4- خانم ث. به شرح برگ 18 پرونده در نیروی انتظامی چنین شهادت داده: «این جانب مالک طبقه دوم در جریان اختلاف و آزار و اذیت های آقای الف. هستم که به عناوین مختلف برای آقای ر. و خانواده ایشان داشته و از ایشان با شکایت های کذب که داشته و ایشان را طی مدت دو سال گذشته به زندان انداخته.. . و مرتب ایشان و خانواده ایشان را تهدید و توهین نموده و حرف های رکیک و ناموسی.. . می دهد.»
5- آقای ع. در برگ 39 پرونده به عنوان گواه نزد بازپرس چنین بیان داشته: اواخر برج یازده پارسال بود برادرخانم آقای ر. به نام الف. به من گفت من را به منزل خواهرم برسان همین که پیچیدم داخل کوچه خواهر آقای ر. در کوچه جلوی درب دیدم متهم جلوی درب منزل بود فحش های بدی می داد می گفت این ها نجس هستند و آقای ر. در زندان بود که براثر شکایت متهم بازداشت شده بود.. .»
6- آقای الف.م. که از اقلیت های دینی بوده و بدون (اتیان سوگند شهادت وی استماع شده) در برگ 38 پرونده به عنوان شاهد چنین گفته: «در اسفندماه سال 92 یک روز ساعت 12/30 بنده آمدم منزل دوستم آقای ر. تا موتور ایشان را بگیرم و دنبال کاری بروم دیدم دختر آقای ک. رد شد و آقای ر. صحبت می کردند در خصوص رضایت گرفتن توسط آقای ر. از پدر ایشان من موتور را از پارکینگ بیرون می آورم دیدم دختر آقای ک. شروع کرد به فریاد کشیدن رفتم جلو گفتم آرام باشید دیدم آقای ک. آمدند راه پله و شروع کردند به فحاشی کردن و سمت ایشان می گفتند برو چاقوکش(مادر.. .) من می خندیدم که دیگر آقای ر. رد شد و ایشان هنوز فحاشی می کرد که من هم رفتم».
7- آقای الف.م. در برگ 11 پرونده نزد مامورین انتظامی چنین شهادت داده: «رفته بودم بابت حساب.. . از آقای ر. چک بگیرم شنیدم از الف. پیرمرد همسایه ایشان مشغول به فحاشی و بی احترامی به ایشان است.. .».
8- محکوم علیه از دادنامه شماره 11/6/7331393 صادرشده از شعبه 48 دادگاه تجدیدنظر استان.. . درخواست پذیرش اعاده دادرسی از دیوان عالی کشور نموده که پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه 34 برای رسیدگی ارجاع شده است. نام­برده در لایحه تقدیمی چنین توضیح داده: «شهادت کذب ع. شهادت کذب الف.م. شاهد دیگر پرونده را افشا می کند. ع. اذعان دارد که اهانت بدون حضور شاکی پرونده در وقت وقوع آن بوده است او در ادای این مطلب صداقت دارد و برگ ورود به زندان ر. موید آن است. ر. شاکی پرونده به تاریخ 1392/11/20 وارد زندان می شود و به تاریخ 1392/12/07 از زندان خارج می شود این فاصله زمانی منطبق است با ماه های بهمن و اسفند که شهود هر یک از آن دو را ماه وقوع جرم می داند. افزون بر آن الف.م. در هنگام ادای شهادت خود را بیکار معرفی می کند حال آن که نگارنده در چند روز اخیر اطلاع حاصل می کند که به تاریخ 1391/04/29وکالت نامه کاری به شماره 3107 در دفترخانه.. . بین ر. و الف.م. بدون محدودیت زمانی منعقد می گردد. استعلام آن را درخواست دارد. این قرارداد اثباتی است بر رابطه خادم و مخدومی بین آن دو که از مقام قضایی کتمان می دارند. دریافت دادنامه شعبه 48 دادگاه تجدیدنظر.. . و مشاهده آدرس محل سکونت ر. مندرج در قسمت راست سربرگ فرصتی فراهم آورد تا پوچی و ساختگی بودن پرونده را که خود واقف بودم ولی مجالی نداده بود تا بازگو کنم اکنون مطرح می دارم. شاکی پرونده شکایت خود را بر مبنای رنج ها مرارت ها و اهانت های متحمل شده از جانب همسایه می گشاید شهود وی بر اساس آن شهادت می دهند.. .»

رای شعبه دیوان عالی کشور
در خصوص درخواست محکوم­ علیه آقای الف. مبنی بر پذیرش اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 733-1393/06/11 صادرشده از شعبه 48 دادگاه تجدیدنظر استان.. . قطع نظر از این که دادگاه شهود شاکی را با توجه به انکار متهم به ارتکاب بزه اهانت و فحاشی برای استماع شهادت آنان که مبنای گزارش نیروی انتظامی و کیفرخواست بر احراز بزه­کاری و مجرمیت متهم است دعوت ننموده و به گواهی آنان در مرحله تحقیقات مقدماتی اکتفا کرده است و قطع نظر از این که درباره الفاظ به کاررفته از سوی محکوم علیه مبنی بر این که متضمن اهانت است یا نه تحقیق نشده(ماده واحده قانون استفساریه نسبت به کلمه اهانت توهین و یا هتک حرمت مندرج در مقررات جزایی مواد 513 514 608 609 قانون مجازات اسلامی و بند 7 و 8 ماده 6 و مواد 26 و 27 قانون مطبوعات 1379). با توجه به این که شهادت شهود موصوف در مراحل دادرسی استماع نشده و محکوم علیه از حق جرح آنان(ماده 168 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری) محروم شده و چنین امری موجب پذیرش اظهارات آنان در تحقیقات مقدماتی به عنوان شهادت و گواهی و نتیجتا احراز بزه­کاری محکوم ­علیه شده است؛ بنابراین به لحاظ انطباق درخواست با بندهای 5 و 6 ماده 272 قانون اخیر قرار قبولی آن صادر و به استناد ماده 274 همان قانون رسیدگی مجدد به اتهام محکوم علیه را به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان.. . محول می نماید.
شعبه 34 دیوان عالی کشور - رییس و عضو معاون
جواد اسلامی - حسن قاسمی

قاضی:
جواداسلامی , حسن قاسمی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 608 ـ جنایتی که باعث جمع شدن یک یا دو لب و یا قسمتی از آن گردد موجب ارش است خواه موجب نمایان شدن دندان ها بشود خواه نشود.

مشاهده ماده 608 قانون مجازات اسلامی

ماده 513 ـ هرگاه شخصی را که شبانه و به طور مشکوکی از محل اقامت اش فراخوانده و بیرون برده اند مفقود شود دعوت کننده ضامن دیه اوست مگر اینکه ثابت کند که دعوت شده زنده است یا اگر فوت کرده به مرگ عادی یا علل قهری بوده که ارتباطی به او نداشته است یا اگر کشته شده دیگری او را به قتل رسانده است. این حکم در مورد کسی که با حیله یا تهدید یا هر طریق دیگری کسی را برباید و آن شخص مفقود گردد نیز جاری است. تبصره ـ هرگاه پس از دریافت دیه مشخص شود که شخص مفقود زنده است و یا قاتل شناسایی گردد دیه مسترد می گردد و چنانچه اثبات شود که دعوت کننده شخص مفقود را عمدا کشته است قصاص ثابت می شود.

مشاهده ماده 513 قانون مجازات اسلامی

ماده 514 ـ هرگاه در اثر علل قهری مانند سیل و زلزله مانعی به وجود آید و موجب آسیب گردد هیچ کس ضامن نیست گرچه شخص یا اشخاصی تمکن برطرف کردن آنها را داشته باشند و اگر سیل یا مانند آن چیزی را به همراه آورد ولکن کسی آن را جایی نامناسب مانند جای اول یا در جای بدتری قرار دهد که موجب آسیب شود عهده دار دیه است و اگر آن را از جای نامناسب بردارد و در جهت مصلحت عابران در جای مناسب تری قرار دهد ضامن نیست. تبصره 1 ـ هرگاه مانع مزبور توسط شخصی به وجود آمده باشد تغییردهنده وضعیت به حالت مناسب تر نیز ضامن نیست. تبصره 2 ـ افراد یا دستگاه هایی که مسوولیت اصلاح یا رفع آثار اینگونه حوادث را برعهده دارند در صورت تقصیر یا قصور قابل استناد در انجام وظیفه ضامن می باشند.

مشاهده ماده 514 قانون مجازات اسلامی

ماده 609 ـ جنایتی که موجب سست و فلج شدن هریک از لب ها گردد به گونه ای که با خنده و مانند آن از دندان ها کنار نرود موجب دو سوم دیه یک لب و از بین بردن هر یک از لب های سست و فلج شده موجب یک سوم دیه آن است.

مشاهده ماده 609 قانون مجازات اسلامی

ماده 26 - هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند در صورتی که به ارتداد منجر شود حکم ارتداد در حق وی صادر و اجرا و اگر به ارتداد نیانجامد طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد.

مشاهده ماده 26 قانون مطبوعات

ماده 27 - هر گاه در نشریه ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران و یا مراجع مسلم تقلید اهانت شود پروانه آن نشریه لغو و مدیر مسئول و نویسنده مطلب به محاکم صالحه معرفی و مجازات خواهند شد. (اصلاحی 21/05/1377) تبصره - رسیدگی به جرائم موضوع مواد 24 25 26 27 تابع شکایت مدعی خصوصی نیست.

مشاهده ماده 27 قانون مطبوعات

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM