رای قضایی شماره 9309970910000833

رای قضایی شماره 9309970910000833

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970910000833


شماره دادنامه قطعی:
9309970910000833

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/11/25

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
بردن شخص از محلی به محل دیگر با رضایت وی

پیام رای:
درصورتی که شاکی بدوا با اختیار خود همراه متهم گردیده ولی پس ازآن از نزد وی فرار کرده باشد و توسط او تعقیب و به محل دیگری برده شود موضوع از مصادیق آدم ربایی تلقی می گردد.

رای خلاصه جریان پرونده
آقای ح. با طرح شکایتی علیه آقای م. معروف به م. دایر به شرکت در آدم ربایی و ایراد صدمه بدنی عمدی و لواط درخواست رسیدگی نموده و توضیح داده است: متهم مزبور در معیت متهمین دیگری که نسبت به آن ها به طور جداگانه رسیدگی و رای صادر شده است و پرونده به لحاظ متواری بودن متهم فعلی مفتوح مانده شده و مورد تجاوز جنسی و آزار قرار گرفته است. پزشکی قانونی موضوع دخول و صدمات وارده به شاکی را تایید نموده است(صفحه 7). شاکی اعلام نمود: آنان به قصد دور زدن وی را سوار ماشین کردند ولی به طرف اتوبان بردند و از نیت آن ها مطلع شدم که قصد سوء نسبت به من دارند وقتی که نزدیک.. . رسیدند و خواستند مرا وارد قلعه کنند که درب قلعه قفل بود. دنبال کلید بودند من از فرصت استفاده کردم داخل ماشین نشستم فرار کنم ماشین را روشن کردم و درب ها را قفل کردم و دنده عقب گرفتم که نتوانستم حرکت کنم ماشین خاموش شد که آن ها سریعا به طرف من و ماشین آمدند و سروصدا کردند من هم مجبور شدم درب را باز کنم. گفتم بیایید داخل ماشین بنشینیم که آن ها قبول نکردند من به بهانه قدم زدن به طرف جاده آمدم که آنجا سگ بود آن ها با ماشین دنبالم آمدند و کنار من ایستادند من صندلی عقب وسط نشستم بردند به قلعه دیگری که قلعه بسته بود ماشین را نگه داشتند م. آمد و.... ح. که راننده بود با من کاری نکرد(صفحه9). آقای م.ر. اعلام کرد: قبول دارم با م. کار را با شاکی انجام دادیم ولی من کاری نکردم و بعد من از روی ترس رفتم و بعد م.گ. رفت و بعد برگشتیم به سمت.. .(صفحه 25). آقای م.ش. نیز اظهار داشت: رفتیم دم قلعه م. شاکی را گرفت بعد آقای ح. وارد عمل شد ما کاری نکردیم. آزمایش DNA بگیرید اگر من کاری کردم باشد مجازات محکوم کنید(صفحه 176). آقای م. معروف به م. اعلام نمود: آقای ح. به ح.گ. زنگ زد و آمد سوارش کردیم برویم به سمت.. . بعد مرا رساندند خودشان رفتند و اظهارات شاکی و دیگر متهمین را قبول ندارم(صفحه246). من فقط رفتم داخل قلعه گوسفند ببریم بفروشیم(صفحه 254). آقای م.ر. در جلسه اخیر دادگاه اعلام کرد ندیدم م. با او لواط کند ولی قبول دارم که صدا زد کمک می خواست ح.گ. به کمکش رفت. متهم م.س. اظهار داشت: مطالب آقای م.ر. را قبول ندارم. دادگاه خطاب به متهم: تمام متهمین پرونده حضور شما و بحث تجاوز به عنف شما را شاهد بودند چه می گویید؟ متهم اظهار داشت: قبول ندارم(صفحه 253). وکیل شاکی اعلام نموده است: موکل در اثر این اتفاق کثیف و ناگوار دچار تالمات روحی شده و تحت نظر روان پزشک بوده و چندین بار اقدام به خودکشی نموده است(صفحه271). متهم اظهار داشت: تنها اشتباه من این بود که با آن ها رفتم ولی من آنجا پیاده شدم و کاری نکردم(صفحه271). دادگاه به شرح دادنامه صادره لواط ایقابی و مشارکت در آدم ربایی را احراز نکرده و رای برایت صادر نمود و بزه لواط تفخیذی را احراز نمود و رای به محکومیت متهم به تحمل یک صد ضربه شلاق و تبعید صادر نموده است. رای صادره مورد اعتراض طرفین قرار گرفته پرونده به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع گردید.

رای شعبه دیوان عالی کشور
با توجه به این که در پرونده امر دلیل قطعی بر توجه اتهام بزه لواط ایقابی موجب اعدام به متهم وجود ندارد و حکم به تحمل یک صد ضربه شلاق منافاتی با محتویات پرونده نداشته و دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره 000339-14/11/1392 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان از این حیث صحیح است و مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید می گردد. لکن با توجه به احراز تفخیذ منتسب به متهم که محول بر عنفی بودن است و محتویات پرونده نیز موید این امر است صدور رای برایت از اتهام آدم ربایی با محتویات پرونده و گواهی پزشکی و اظهارات سایر متهمین انطباقی ندارد و از شاکی نیز در این خصوص مطالبه دلیل نشده و امارات موجود مورد تحلیل و ارزیابی قرار نگرفته است و چنان که حرکت و همراهی اولیه شاکی با متهم و سایر متهمین را اختیاری بدانیم حداقل در مرحله دوم که شاکی اقدام به فرار نموده و توسط متهم و همراهانش تعقیب و به طرف قلعه دیگری برده شده است رد این بخش از شکایت شاکی بدون استدلال کافی موجه نیست. مضافا به این که در قرار مجرمیت دادسرا(صفحه87) و کیفرخواست صادره(صفحه 90 92) در کنار اتهام آدم ربایی ایراد صدمه عمدی نیز آورده شد که در اظهارات نماینده دادستان(صفحه264) و اظهارات شاکی(صفحه267) در جلسه دادگاه مورد توجه قرار گرفت و در صدر دادنامه نیز به اتهام متهم ایراد صدمه بدنی عمدی تصریح گردید و در گواهی پزشکی نیز صدمات وارده منعکس شده است. ولی دادگاه اتهام مزبور را تفهیم نکرده و تصمیمی در این خصوص نگرفته است لذا دادرسی در موارد فوق ناقص تشخیص مستندا به بند 2 شق ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض و جهت رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع می گردد.
شعبه 27 دیوان عالی کشور - رییس و مستشار
مرتضی فاضل - عزیزالله رزاقی

قاضی:
مرتضی فاضل , عزیزالله رزاقی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM