در خصوص دادخواست آقای م.ح. وکیل دادگستری به وکالت از آقای ع.ح. فرزند ح. به طرفیت خانم ل.ل.فرزند ج. به خواسته تخلیه و تحویل عین مستاجره موضوع
اجاره نامه رسمی شماره 12137-1/4/48 دفترخانه 279 تهران به لحاظ انقضاء
مدت اجاره و مطالبه ی هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل به استناد فتوکپی مصدق سند مالکیت و
اجاره نامه رسمی شماره 12137-1/4 /48 دفترخانه 279 تهران به شرح دادخواست تقدیمی با این توضیح که مورث خوانده به موجب
اجاره نامه مورد استناد ملک متنازع فیه را برای شغل پزشکی
اجاره نموده علی رغم انقضای
مدت اجاره و مستثنی [بودن مطب پزشکان از رای] وحدت رویه شماره 576-14/7/71 دیوانعالی کشور از شمول قانون روابط موجر و مستاجر56 از تخلیه و تحویل آن خودداری می نماید با عنایت به مراتب فوق و مستندات ابرازی و وحدت رویه شماره 576-14/7/71 دیوان عالی کشور و احراز مالکیت رسمی خواهان به موجب پاسخ استعلام ثبتی واصله از اداره ثبت
اسناد و املاک جنوب تهران به شماره 23144-20/6/91 و دفاع غیر موجه وکیل خوانده صرف نظر از اینکه در
اجاره نامه مورد استناد
مورد اجاره برای شغل پزشکی
اجاره داده شده نه درمانگاه و از طرفی [اگر] به فرض اراده باطنی طرفین جهت شغل درمانگاه نیز باشد و در درمانگاه نیز خدمات پزشکی ارایه می شود و کسب اعتبار برای شغل آن به لحاظ موقعیت ملک نمی باشد بلکه به... خدمات پزشکی که در آن ارایه می شود بستگی دارد و فلسفه صدور وحدت رویه مورد استناد نیز به همین لحاظ بوده است لذا به نظر دادگاه قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 بین طرفین حاکم نمی باشد و قانون حاکم
قانون مدنی و عمومات آن بوده دادگاه دعوی خواهان را وارد و مقرون به صحت تشخیص داده مستندا به وحدت رویه شماره 576- 14/7/71 هیات عمومی دیوانعالی کشور و ماده 494
قانون مدنی و ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی خوانده را به تخلیه عین مستاجره
موضوع اجاره نامه مورد استناد و از حیث تسبیب به پرداخت یک میلیون و پنج هزار ریال بابت هزینه دادرسی و حق الوحاله وکیل مطابق تعرفه در حق خواهان محکوم می نماید رای صادره حضوری ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر اســـــتان تهران
می باشد.
رییس شعبه 176 دادگاه عمومی حقوقی تهران- حبیبی