در پرونده کلاسه 00935 شعبه 189 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی مطهری آقای س.ب. به وکالت از آقای ن.ن. دادخواستی به طرفیت آقای م.ق. به خواسته
فسخ معامله (بیع) موضوع
قرارداد مورخ 2/11/86 مبنی بر فروش حقوق عینیه و فرضیه و متصوره موروثی سهم ال
ارث پدری و مادری موکل به خوانده به شرح مندرج در
قرارداد مذکور مقوم به 11500000 ریال و پرداخت
خسارت وارده به موکل تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده در تاریخ 2/11/86 قراردادی فیمابین موکل و خوانده تنظیم می شود که در آن عقد بیع راجع به حقوق عینیه و فرضیه و متصوره موروثی بقدر سهم ال
ارث پدری و مادری با موکل انجام می شود که شامل سهم ال
ارث موکل از شش دانگ هر یک از پلاک های ثبتی شماره 672 و 673 فرعی از سه اصلی واقع در بخش 12 تهران.. .. و سایر موارد مذکور در بندهای سه گانه
قرارداد می باشد در قسمت ثمن معامله مذکور در صفحه دو
قرارداد کل مبلغ ثمن هفده میلیارد و پانصد میلیون ریال تعیین شده است از سی درصد مبلغ مذکور مبلغ دو میلیارد و ششصد و بیست و پنج میلیون ریال طی یک فقره چک شماره 549518- 2/11/86 تحویل فروشنده گردیده مقرر شد مبلغ دو میلیارد و ششصد و بیست و پنج میلیون ریال در تاریخ 21/11/86 در دفتر اسناد رسمی و هنگام تنظیم و امضاء سند وکالت نامه پرداخت شود و همچنین اضافه شده که پنجاه درصد ثمن معامله به موجب چک هایی که شماره آن درج نگردیده تحویل فروشنده گردید که در این خصوص اقدام نشده است همچنین مقرر بوده که بیست درصد ثمن معامله هم در تاریخ 25/4/87 پرداخت گردد که در این خصوص هم اقدامی صورت نگرفته و از تاریخ
تنظیم قرارداد تاکنون خوانده مراجعه ای به موکل نداشته و هیچ گونه وجهی نیز پرداخت نکرده و چکی هم تحویل ننموده و مبیع هم در تصرف وی درنیامده که مصداق تسلیم مبیع بوده باشد و از بدو قبول وکالت موکل تاکنون نیز تلاش های اینجانب برای دسترسی به خوانده و حل مسالمت آمیز موضوع میسر نشده است بنابراین با توجه به عدم تسلیم مبیع و صرفنظر از اینکه نحوه نگارش
قرارداد بدون درج شماره چک ها به عنوان ثمن معامله و همچنین کلی بودن عناوین مبیع که اصل صحت بیع را مواجه با اشکال می نماید با توجه به اینکه طبق ماده 394
قانون مدنی مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تادیه نماید و نیز طبق ماده 391 همان قانون اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجع به
خیار تاخیر ثمن معامله را فسخ نماید استدعای صدور حکم به
فسخ قرارداد بیع موصوف و با استناد [به] ماده 519 قانون آیین دادرسی مدنی و قاعده تسبیب حکم به محکومیت خوانده به خسارات وارده به موکل اعم از هزینه دادرسی و حق الوکاله در حق موکل صادر فرمایند. وقت رسیدگی برای 15/12/90 تعیین شده به وکیل خواهان طبق ماده 68 از قانون آیین دادرسی مدنی و به خوانده طبق ماده 70 از همان قانون ابلاغ شده در جلسه رسیدگی وکیل خواهان حاضر شده اظهار داشت مطالب به شرح دادخواست تقدیمی است عرض دیگری ندارم خوانده حاضر نشده. دادگاه با کیفیت فوق ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 801074 - 16/12/90 چنین رای می دهد در خصوص دعوی آقای ن.ن. با وکالت آقای س.ب. به طرفیت آقای م.ق. به خواسته
فسخ معامله مورخ 2/11/86 و مطالبه
خسارت دادرسی وکیل خواهان توضیح داده که موکل وی سهم ال
ارث خود از پلاکهای ثبتی 672 و 673 فرعی از 3 اصلی واقع در بخش دوازده تهران را به خوانده به موجب
قرارداد فوق الذکر فروخته چون خوانده در مهلت تعیین شده ثمن معامله را پرداخت نکرده به علت تاخیر در پرداخت مابقی ثمن تقاضای صدور حکم به
فسخ عقد بیع نموده است. نظر به اینکه از تاریخ وقوع معامله حدود چهارسال سپری شده و در این مدت خواهان اقدامی در خصوص
فسخ عقد بیع نکرده و عدم اقدام خواهان برای
فسخ بیع حکایت از رضایت فعلی وی به وقوع بیع بوده از این رو دادگاه مستندا به ماده 404
قانون مدنی دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می نماید این رای در تاریخ 24/12/1390 به وکیل خواهان ابلاغ شده در تاریخ 28/1/91 از رای مزبور فرجام خواهی می نماید [و] ضمن دادخواست توضیح داده موکل در تاریخ 2/11/86 به لحاظ ابتلاء به بیماری قلبی و مشکلات مادی و معنوی با تنظیم قراردادی کلی مبادرت به واگذاری کلیه حقوق عینیه و فرضیه و متصوره سهم ال
ارث پدری و مادری خود اعم از عرصه و اعیان و منافع آن به فرجام خوانده نموده با وصف تعیین ثمن معامله مبلغ 17000000000 ریال فقط معادل سی درصد آن به مبلغ 26250000000 ریال را طی چک شماره 549518- 3/11/86 دریافت داشته و به شرح مذکور در صفحه 2
قرارداد مقرر بوده که فرجام خواه 26250000000 ریال دیگر را در دفترخانه اسناد رسمی و هنگام تنظیم وامضاء سند وکالت نامه پرداخت نماید و در ادامه قید شده پنجاه درصد دیگر بصورت چک تحویل شود ولی تحویل چک و پرداخت مابقی ثمن انجام نشده و مبیع نیز به تصرف فرجام خوانده در نیامده. استشهادیه پیوست و گواهی متخصص قلب و عروق موید مراتب معروضه است و تلاش انجام شده برای حل مشکل به نتیجه نرسیده. باتوجه به اینکه دعوی مصون از ایراد مانده حکم به بطلان دعوی در کمال تعجب صادر نموده لذا اولا به شرح مذکور در متن دادخواست بدوی با تاکید مواد 394 و 395
قانون مدنی مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تادیه نماید [و] اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند بایع حق خواهد داشت بر طبق مقررات راجع به
خیار تاخیر ثمن معامله را فسخ کند. عنایت میفرمایید در مواد مذکور هیچگونه زمان خاصی و محدودیت مهلتی برای بایع جهت درخواست
فسخ قرارداد تعیین نکرده است تا استدلال دادگاه صحیح باشد و در ثانی موکل با وصف بیماری قلبی که حتی مجبور به [انجام] عمل قلب شده اند در این مدت نه تنها سکوت نکرده بلکه از طریق افراد مختلف اعتراض خود را در مورد عملکرد فرجام خوانده اعلام داشته و واسطه ای جهت حل مشکل و تعیین تکلیف داشته که مفاد استشهادیه موید مراتب یاد شده است نیز می باشد ثالثا فرجام خوانده در جلسه دادگاه با وصف ابلاغ قانونی حاضر نشده چنین ادعایی که در رای آمده نکرده لذا حکم موصوف بر خلاف اصل 66 قانون اساسی و بدیهیات قانونی می باشد تقاضای نقض رای فرجام خواسته را داریم. پس از انجام تشریفات مربوط به تبادل لوایح و ابلاغ به فرجام خوانده طبق ماده 70 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرایت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: