دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 9209970226600869 مورخ 1392/8/15 صادره از شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواهان م. و الف. شهرتین ف. به خواسته تخلیه یک باب حجره واقع در طبقه فوقانی مغازه شماره.. . جزء پلاک ثبتی یک فرعی از.. اصلی واقع در بخش.. . تهران موضوع اجاره نامه رسمی شماره.. ..مورخ 1335/10/19 تنظیمی در دفترخانه.. . تهران به لحاظ انتقال به غیر اشعار دارد مآلا موافق قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد نبوده و مستوجب نقض آن نمی باشد زیرا که اولا هر چند مستفاد از ماده 10
قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 که ناظر به روابط استیجاری فیمابین متداعیین می باشد مستاجر نمی تواند منافع
مورد اجاره را کلا یا جزیا و یا به نحو اشاعه به غیر انتقال دهد و در صورت ارتکاب و انتقال به غیر موجر می تواند
فسخ قرارداد اجاره را درخواست نماید و عدم درج این مطلب در
اجاره نامه نیز دلالتی بر اذن موجر به انتقال عین مستاجره ندارد لیکن در دوسیه مطمح نظر پیرو
قرارداد اجاره رسمی شماره.. . در همان تاریخ متمم
قرارداد نیز تنظیم و موجر وقت حق هرگونه انتقال به غیر را به مستاجر تجویز نموده است ثانیا با احراز اصالت سند مدرکیه شماره 14157 مورخ 1335/10/19 که مفاد آن دلالت بر اذن انتقال عین مستاجره دارد انتقال مالکیت صورت گرفته در تعاقب ایادی و در نهایت به تجدیدنظرخواهان مسقط این اذن نبوده و موثر در مقام نمی باشد و انتقال صورت گرفته از ناحیه مستاجرین به صندوق قرض الحسنه مولی الموحدین نیز در راستای اذن موجر وقت که در آن مقطع مالکیت عین مستاجره را داشته است بوده است و از این حیث خللی به آن وارد نمی باشد از این رو دادنامه تجدیدنظرخواسته که بر همین اساس صادر گردیده خالی از هرگونه ایراد و اشکالی بوده و در این مرحله از رسیدگی نیز تجدیدنظرخواهان دلیل و مدرک موجهی که موجبات نقض و بی اعتباری آن را ایجاب نماید به دادگاه ارایه ننموده اند بنابراین دادگاه ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی به جهت عدم انطباق آن با هیچیک از شقوق ماده 348 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و با استناد به قسمت آخر از ماده 358 از قانون مرقوم دادنامه معترض عنه را تایید و استوار می نماید. رای صادره حضوری و قطعی است.
رییس و مستشار شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
امانی شلمزاری- کریمی