رای قضایی شماره 9309970909200270

رای قضایی شماره 9309970909200270

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970909200270


شماره دادنامه قطعی:
9309970909200270

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/08/27

گروه رای:
کیفری

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
تاثیر سن کم شاکیه در زنای مطاوعی

پیام رای:
سن کم شاکیه در زنای مطاوعی زنا را در حکم به عنف قرار داده و موجب استحقاق ارش البکاره و مهرالمثل است.

رای خلاصه جریان پرونده
خانم ک. متولد 1342 شغل خانه دار با سواد در تاریخ 23/06/1392 شکایت کرده است که ساعت 6 بعدازظهر از خانه خارج شده و ساعت 12 شب به خانه مراجعت نموده و متوجه می شود که مقداری طلا (گردنبند و انگشتر) و مقداری پول بیش از 4 میلیون تومان را از خانه آن ها به سرقت برده اند (صفحه 3). از خانم س. 12 ساله محصل اهل و ساکن تهران به نام شاکی تحقیق شده مطالبی را ظاهرا به خط خود نوشته است که به خوبی مفهوم نیست آنچه از گفته های وی استفاده می شود این است که شخصی به نام س. با شماره تلفن همراه با او صحبت کرده و از او مطالبه پول نموده و سارق منزل او بوده است و عده ای نیز شاهد می باشند (صفحه 6 به بعد). از س. به تاریخ 25/60/1392 معاینه پزشکی به عمل آمده نتیجه حاکی می باشد که مدخوله می باشد و اثر زخم خون مردگی دیده می شود که مربوط به کمتر از پنج روز می باشد (صفحه 8). س. در تحقیق دیگر اظهار داشته: ساعت 30/4 (س.) زنگ زد گفت کجایی گفتم خانه گفت مامانت را دیدم که از خانه رفت گفت بیا بیرون همدیگر را ببنیم گفتم نه گفت لااقل در خانه تان را باز کن بیایم ببینمت گفتم باشد. در را باز کردم آمد تو و با اجبار کار را انجام داد وقتی داشت کار را انجام می داد گریه می کردم بعد گفت پول و طلا را بده من هم ترسیده بودم به او دادم (صفحه 9). هم چنین نامبرده متهم را به نام ع. معرفی کرده است (صفحه 9). گواهی پزشکی قانونی س. حاکی است که مدخوله قدیمی است ضمنا کبودی در حال جذب مشهود است که می تواند مربوط به 2-1 هفته گذشته باشد.. . در حال حاضر آثار ظاهری ضرب و جرح مشهود نیست (صفحه 14). در تاریخ 13/07/1392 آقای ع. خود را به کلانتری معرفی نموده است که در بازرسی از وی اشیاء ممنوعه ای به دست نیامده آثار جراحت بر روی سر و آثار خراشیدگی روی هر دو دست داشته است (صفحه 15). از ع. فرزند اهل و ساکن تهران به نام متهم تحقیق شده اظهار داشته: خانم س. را می شناسم من ایشان را حدود دو ماه پیش دیدم و به او شماره دادم مدتی بعد از دوستی چون برادرش ازدواج کرده بود و خودش و مادرش تنها زندگی می کردند به من پیشنهاد داد به منزلشان بروم چون یکی از دوستان نزدیک من همسایه طبقه بالای آن ها بود من چند بار مخالفت کردم ولی بالاخره رفتم در طول دوران دوستی با ایشان سه دفعه به منزل آن ها رفتم که کلا با هم دوبار رابطه داشتیم و بعد از مدتی مادرش فهمید و بعد دیگر ما هیچ رابطه ای نداشتیم و نزدیکی با رضایت خودش بوده است (صفحه 16). وی گفته است در زمان نزدیکی ایشان باکره نبوده و احساس درد و خون ریزی نداشته است و با رضایت خودش مبلغ پانصد هزار تومان به عنوان قرض به من داده است (صفحه 16). در شعبه دادیاری نیز تقریبا همین مطالب را تکرار کرده است (صفحه 23). ع. نیز در دادیاری گفته است: دو بار به منزل ایشان رفتم و در هر دو بار از جلو با ایشان جماع کردم ولی پرده بکارت را من ازاله نکرده ام (صفحه 25). خانم ک. نیز به خاطر سرقت و تجاوز از متهم مذکور شکایت کرده است (صفحه 29). آقای.. . وکیل پایه یک دادگستری به عنوان وکیل خانم س. خود را معرفی نموده است (صفحه 33). سرانجام دادسرا به موجب نظریه مورخ 11/07/1392 پرونده را به دادگاه کیفری استان ارسال کرده است (صفحه 30). دادگاه مجددا از شاکیه تحقیق نموده شکایت خود را تکرار کرده است وی اظهار داشته: پدرم فوت کرده پدربزرگ دارم (صفحه 73). دادگاه از متهم ع. به اتهام تجاوز به عنف آخرین دفاع اخذ کرده گفته است: قبول دارم رابطه نزدیکی داشته ام (صفحه 74). دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 00384- 26/12/1392 به اختصار چنین رای صادر کرده است: در خصوص شکایت س. علیه ع. دایر به ارتکاب زنای به عنف به لحاظ فقدان ادله اثباتی رای به برایت (متهم) صادر می گردد. راجع به اتهام دیگر متهم دایر به ارتکاب زنای غیرعنف با توجه به شکایت شاکی خصوصی و صدور گواهینامه پزشکی قانونی و اعترافات صریح متهم ارتکاب بزه انتسابی از ناحیه متهم محرز و مسلم است و مستندا به مواد 211 و 230 قانون مجازات اسلامی 1392 متهم را به تحمل یکصد ضربه شلاق به عنوان حد زنا محکوم می نماید (صفحه 86 به بعد). آقای.. . به وکالت از طرف خانم س. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی کرده و توضیح داده است که متهم از غیبت مادر موکله سوء استفاده نموده و به دختری که 12 سال بیشتر نداشته تجاوز کرده است و (مادر شاکیه) پس از شکایت سرقت متوجه می شود که دخترش مورد تجاوز قرار گرفته است و متهم می بایست مهرالمثل شاکیه را بپردازد. آقای ع. نیز لایحه ای تقدیم داشته که امضاء یا اثر انگشت وی ذیل آن مشاهده نمی شود و توضیح داده است که پدرش او را از خانه طرد کرده است و تقاضای تخفیف مجازات خود را نموده است و تعهد نموده که از این به بعد عمل خلافی مرتکب نخواهد شد. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرایت می شود. پرونده در دیوان عالی کشور مطرح رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.

رای شعبه دیوان عالی کشور
اولا در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم س. با نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن متهم آقای ع. از اتهام زنای به عنف تبریه گردیده و به اتهام زنای غیرعنف به یکصد ضربه شلاق محکوم شده است و تجدیدنظرخواه به صدور حکم برایت مشتکی عنه و خفیف بودن مجازات او اعتراض کرده است؛ با عنایت به مجموع محتویات پرونده از جمله این که ابتدا مادر شاکیه (خانم ک.) اقدام به طرح شکایت آن هم در مورد سرقت نموده است و سپس دختر وی (خانم س.) نیز در مورد سرقت مطالبی را بیان کرده است (صفحه 6) و نهایتا در خصوص تجاوز به عنف شکایت خود را مطرح نموده است و در تحقیقات به عمل آمده اظهار داشته: بار اول خود خواستم و بار دوم هم با رضایت خودم بود بار سوم را قبول نداشتم (صفحه 19) شبهه قوی بر اکراهی نبودن تجاوز وجود دارد (هر چند که شاکیه کم سن و سال بوده و احتمال فریب او در این گونه موارد ممکن به نظر می رسد) لذا با رد اعتراضات شاکیه و آقای وکیل وی مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت تایید و ابرام می گردد. لازم به یاد آوریست که با توجه به ماده 231 قانون مجازات اسلامی 1392 و تبصره 2 ماده 224 و تبصره 2 ماده 658 همان قانون و به مستفاد از مسیله پنج از مبحث دیات در قسمت دیه مربوط به زنان کتاب تحریرالوسیله حضرت امام (ره) و نظر به این که شاکیه در تاریخ وقوع بزه حدود 12 سال داشته است که احراز رضایت قلبی وی نیز با اشکال مواجه می باشد لذا ارش البکاره و مهرالمثل او قابل مطالبه خواهد بود. هم چنین در مورد سرقت مورد اشاره در لایحه تجدیدنظرخواهی آقای وکیل موضوع جداگانه و از طریق دادسرا قابل پیگیری است. ثانیا در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته در قسمتی که مشارالیه را به اتهام زنای غیرعنف به تحمل شلاق محکوم کرده است نظر به شکایت شاکیه ـ گواهی پزشکی قانونی ـ اقاریر صریح اولیه تجدیدنظرخواه و نیز اقرار وی در جلسه مورخ 26/12/92 دادگاه (صفحه 74) که موجبات حصول علم دادگاه را ایجاب کرده است ایرادی اساسی به این قسمت از دادنامه معترض عنه نیز وارد نمی باشد و با رد دفاعیات وی مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی موصوف رای تجدیدنظرخواسته تایید و ابرام می گردد.
رییس شعبه هفتم دیوان عالی کشور ـ مستشار
انتظاری ـ بلادی

قاضی:
حسین انتظاری , سیدعباس بلادی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 211 ـ علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بین در امری است که نزد وی مطرح می شود. در مواردی که مستند حکم علم قاضی است وی موظف است قرائن و امارات بین مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند. تبصره ـ مواردی از قبیل نظریه کارشناس معاینه محل تحقیقات محلی اظهارات مطلع گزارش ضابطان و سایر قرائن و امارات که نوعا علم آور باشند می تواند مستند علم قاضی قرار گیرد. در هر حال مجرد علم استنباطی که نوعا موجب یقین قاضی نمی شود نمی تواند ملاک صدور حکم باشد.

مشاهده ماده 211 قانون مجازات اسلامی

ماده 230 ـ حد زنا در مواردی که مرتکب غیرمحصن باشد صد ضربه شلاق است.

مشاهده ماده 230 قانون مجازات اسلامی

ماده 231 ـ در موارد زنای به عنف و در حکم آن در صورتی که زن باکره باشد مرتکب علاوه بر مجازات مقرر به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل نیز محکوم می شود و درصورتی که باکره نباشد فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محکوم می گردد.

مشاهده ماده 231 قانون مجازات اسلامی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM