رای قضایی شماره 9309970221000880

رای قضایی شماره 9309970221000880

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970221000880


شماره دادنامه قطعی:
9309970221000880

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/07/12

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
(1)-آثار تفویض وکالت در رابطه وکیل و موکل (2)- تاثیر فوت موکل بر اقدامات وکیل

پیام رای:
(1)-وکیل واسط بعد از تفویض اختیارات خود از دایره روابط طرفین خارج شده و وکیل دوم به وکالت از موکل اقدام می نماید و نه به وکالت از وکیل اول. (2)- بعد از فوت موکل وکالت وکیل زایل می گردد و حق اقدام از سوی موکل خود را ندارد. بنابراین اطلاع یا عدم اطلاع از فوت موکل تاثیری در بطلان اقدامات وکیل بعد از تاریخ فوت موکل ندارد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خواهان‬ها 1- آقای الف.ف. فرزند غ. 2- آقای ح.ف. 3- آقای ر.ف. همگی با وکالت آقای ق.ه. به طرفیت خواندگان 1- خانم ف.ف. فرزند غ. با وکالت مع ‬الواسطه آقای ح.غ. 2- خانم و.س. 3- آقای م.ب. 4- آقای ع.د. با وکالت آقای پ.ح. 5- آقای م.م. با وکالت آقای پ.ح. 6- آقای الف.م. با وکالت آقای پ.ح. به خواسته صدور حکم به ابطال وکالتنامه ‬های شماره.. . مورخ 81384/10/8 دفترخانه.. . تهران و.. . مورخ 1386/9/14 دفترخانه.. . تهران و ابطال سند انتقال شماره 958 مورخ 1388/10/14 دفترخانه شماره.. . و ابطال مبایعه ‬نامه شماره 641472 مورخ 1389/8/17 نسبت به سهم خواهان 412/28 متر و مطالبه کلیه خسارات قانونی به این شرح که وکیل خواهان‬ها برابر دادخواست تقدیمی و با حضور در جلسه دادرسی اعلام داشت موکلین (خواهان‬های ردیف اول و دوم) با تنظیم وکالتنامه مع‬ الواسطه توسط مرحوم م.ف. به احدی از خواندگان به نام خانم ف.ف. اختیار انجام امور خود از جمله نقل و انتقال پلاک ثبتی قطعه.. . به شماره.. . فرعی از 72 اصلی واقع در بخش 11 تهران به متراژ 666 مترمربع را داده بودند و چون وکالت‬‬نامه ایشان مع ‬الواسطه مرحوم م.ف. بوده که ایشان برابر گواهی فوت در مورخ 1387/2/5 در آمریکا فوت کرده است لذا چون تنظیم مبایعه ‬نامه و سند انتقال در دفترخانه.. . همگی بعد از فوت مرحوم م.ف. صورت گرفته لذا کلیه اقدامات وکیل ایشان (خوانده ردیف اول) در حدود وکالت اعطایی باطل و غیرقانونی می باشد و با استدلال زوال وکالت در نتیجه فوت وکیل حد واسط (مرحوم م.ف.) خواستار صدور حکم به خواسته مطروحه شد و وکیل خوانده ردیف اول و خواندگان ردیف چهارم و پنجم و ششم نیز با حضور در جلسه دادرسی و با رد استدلال مطروحه عنوان داشتند آقای م. ف. در مورخ 1386/9/14 اصالتا و وکالتا از ناحیه خواهان‬ها وکالت را به خواهر خود (خوانده ردیف اول) تفویض کرده است لذا با تفویض وکالت وکالت جدیدی بین خانم ف. و آقای ح. و الف.ف. ایجاد شده است و چون وکیل اخیر فی‬ الواقع وکیل موکلین اصلی می باشد نه وکیل حد واسط فوت وکیل مع‬ الواسطه تاثیری در سمت ایشان نداشته و موجب لغو سمت نمی شود لذا با عنایت به شرح فوق و اظهارات طرفین و مستندات ابرازی و مفاد وکالتنامه ‬های استنادی و اسناد تنظیمی و کیفیت اعطاء وکالت دادگاه ضمن پذیرش استدلال وکلا به خواندگان به‬ واسطه انطباق با مقررات قانونی و اینکه در اعطای وکالت از ناحیه وکیل حد واسط نوعا رابطه موکل اصلی با وکیل ابتدایی و ثانوی در عرض یکدیگر قرار می گیرد نه در طول آن تا فوت وکیل حدواسط خللی در سمت وکیل ثانوی ایجاد نماید و با بقاء حیات موکلین اصلی و نیز فقدان اقدام ایشان به عزل وکیل ثانوی اقدامات وکیل ثانوی نوعا در حدود وکالت منسوب به موکلین خواهد بود و با این وصف موجبی برای اجابت خواسته خواهان‬ها وجود ندارد و بر این اساس دادگاه مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‬های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان‬ها صادر و اعلام صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر‬خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 240 و دادرس مامور به خدمت در شعبه 108 دادگاه عمومی حقوقی تهران
ناظمیان

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظر‬خواهی م.ن. و ح.ک. به وکالت از آقای الف.ف. نسبت به آن بخش از دادنامه شماره 136 مورخ 1393/2/31 صادره از شعبه 136 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن دعوای تجدیدنظر‬خواهان با خواسته ابطال سند رسمی وکالت شماره.. . مورخ 1384/10/8 و سند رسمی وکالت شماره.. . مورخ 1384/9/14 و سند انتقال شماره.. . مورخ 1388/10/14 و مبایعه ‬نامه عادی شماره.. . مورخ 1389/8/17 نسبت به سهم الف.ف. به میزان 222 متر مربع مشاع از پلاک ثبتی شماره.. ./... قطعه.. . بخش 11 تهران به لحاظ فوت وکیل واسط مرحوم م.ف. مورد پذیرش دادگاه قرار نگرفته و در این قسمت با استدلال صحیح مندرج در دادنامه حکم به بطلان دعوا صادر شده وارد و محمول بر صحت نمی باشد و دادنامه در این قسمت و صرفا نسبت به سهام تجدیدنظر‬خواه الف.ف. به مساحت 222 متر مربع مطابق مقررات و با رعایت اصول دادرسی و استنباط صحیح از قانون صادر شده و خدشه ای به اعتبار این قسمت از دادنامه وارد نیست تجدیدنظر‬خواه نیز در این مرحله از دادرسی دلیل یا مدرک محکمه ‬پسندی که نقض این بخش از دادنامه را ایجاب کند ابراز نکرده و لایحه اعتراضیه نسبت به 222 متر مربع مذکور متضمن جهت موجه نمی باشد. به ‬علاوه ایراد تجدیدنظر‬خواه به اینکه در متن وکالتنامه رسمی شماره.. . اختیار معامله موکل با خودش تصریح نگردیده نیز وارد نمی باشد چرا که قید عبارت «انجام هر نوع معامله تحت هریک از عقود.. .. با هر شخص حقیقی یا حقوقی در قبال هر مبلغ و.. .» در شرح وکالتنامه رسمی مورد نزاع اعم از معامله موکل با خودش یا اشخاص ثالث می باشد و دایره تسری عبارت هر شخص حقیقی یا حقوقی به وسعتی است که شخص موکل را نیز شامل می شود و ایراد از این جهت مردود می باشد. لذا دادگاه اعتقاد و استدلال محکمه نخستین را صحیح می داند فوت وکیل واسط را موثر تشخیص نداده ادعای تجدیدنظر‬خواه را محمول بر صحت نمی داند. دادگاه معتقد است وکیل واسط بعد از تفویض اختیارات خود از دایره روابط طرفین خارج شده و موکل در تنظیم سند رسمی و مبایعه ‬نامه به وکالت از مالک اقدام نموده لذا مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد درخواست تجدیدنظر‬خواهی در این بخش دادنامه تجدیدنظرخواسته صرفا نسبت به سهام الف.ف. به مساحت 222 متر مربع عینا تایید می گردد. لیکن تجدیدنظر‬خواهی وکلای صدرالذکر به وکالت از آقایان ر.ف. و ح.ف. و الف.ف. نسبت به آن بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته فوق تحت شماره 136 مورخ 1393/2/31 که به موجب آن دعوای تجدیدنظر‬خواهان به وراثت از مرحوم م.ف. و به نسبت سهمی که از مالکیت مرحوم مذکور به عنوان وارث حین‬ الفوت به آن‬ها تعلق می گیرد با خواسته ابطال سند رسمی وکالت شماره.. . و سند انتقال شماره.. . -1388/10/14 و مبایعه ‬نامه عادی شماره.. . مورخ 1389/8/17 نسبت به سهم مرحوم م. ف.به مساحت 190/28 متر مربع به همراه خسارت دادرسی مورد پذیرش دادگاه قرار نگرفته و حکم به بطلان این قسمت از دعوا صادر شده وارد و محمول بر صحت بوده و بر استدلال و استنباط محکمه بدوی در این بخش خدشه و اشکال قانونی وارد است و در صدور دادنامه در این قسمت مقررات قانون مدنی و اصول پذیرفته شده حقوقی مراعات نگردیده و دادنامه صرفا نسبت به مساحت 190/28 متر مربع سهام ر. ح. و الف.ف. از ترکه مرحوم م.ف. و به وراثت از وی شایستگی تایید نداشته با استدلالی که خواهد آمد مستوجب نقض خواهد بود. زیرا به موجب سند رسمی وکالت شماره.. . مورخ 1386/9/14 آقای م. ف.که بر اساس جوابیه استعلام ثبتی دارای مالکیت رسمی نسبت به 222 مترمربع از پلاک ثبتی شماره.. . قطعه 40 بخش 11 تهران بوده اصالتا مبادرت به تفویض وکالت به خواهرش خانم ف.ف. راجع به هرگونه معامله با هر شخص حقیقی یا حقوقی حتی با خودش نموده وکیل مذکور یعنی خانم ف.ف. با همین سند رسمی وکالت و به موجب سند رسمی انتقال شماره.. . مورخ 1388/10/14 مبادرت به انتقال رسمی سهام م.ف. به خودش نموده است در حالی‬که به موجب گواهی حصر وراثت شماره 791-1387/7/15 صادره از شعبه 3 دادگاه عمومی تهران موکل یعنی م.ف. در تاریخ 1387/2/5 فوت نموده و در تاریخ تنظیم سند انتقال شماره.. .-1388/10/14 در قید حیات نبوده و مطابق مقررات بند 3 ماده 678 قانون مدنی وکالت به موت وکیل یا موکل مرتفع شده و از تاریخ موت از بین می رود. در نتیجه خانم ف.ف. در زمانی که اقدام به تنظیم سند رسمی شماره 958 مورخ 1388/10/14 در دفترخانه اسناد رسمی شماره.. . تهران به وکالت از م.ف. می نموده وکالت وی از مرحوم مذکور زایل گردیده و حق اقدام از سوی موکل خودش را به لحاظ فوت وی نداشته است. اطلاع یا عدم اطلاع وکیل از فوت موکل نیز تاثیری در بطلان عملیات وکیل بعد از تاریخ فوت موکل ندارد. ضمن اینکه گواهی حصر وراثت شماره 791- 1387/7/15 به توسط شخص خانم ف.ف. اخذ شده و در این فرض وکیل از فوت موکل خودش اطلاع داشته بر مبنای گواهی حصر وراثت یاد شده وراث حین‬ الفوت مرحوم مرقوم عبارتند از ح. و الف. و ر. و ف.ف. به عنوان برادران و خواهر که ترکه بین آن‬ها به نسبت برادر دو برابر خواهر تقسیم می گردد. معامله ف.ف. به موجب سند رسمی شماره.. . مورخ 1388/10/14 نسبت به سهم خودش از ترکه متوفی به عنوان یکی از وراث صحیح بوده و خدشه ای به آن وارد نیست و مورد درخواست ابطال نیز قرار ندارد. لیکن انجام معامله نسبت به سهام ح. الف. و ر.(تجدیدنظر‬خواهان) از ترکه مرحوم م. از پلاک ثبتی مورد نزاع که مساحت آن به میزان 190/28 متر مربع خواهد بود به لحاظ فوت موکل در تاریخ تنظیم سند رسمی ایضا انعقاد عقد بیع به موجب سند عادی شماره.. . مورخ 1389/8/17 به میزان 190/28 مترمربع سهام تجدیدنظر‬خواهان صحیح نبوده و با لحاظ عدم اجازه وراث و جانشینان متوفی باطل و از درجه اعتبار ساقط می باشد. بنابراین دادگاه ادعای تجدیدنظر‬خواهان را به عنوان سه نفر از وراث حین الفوت مرحوم م. ف.نسبت به سهام خودشان از ترکه مرحوم مذکور به مساحت 190/28 متر مربع وارد و محمول بر صحت می داند اولا- چون خواندگان ردیف 2 و 3 و.س. و م.ب. که به موجب سند رسمی شماره.. . مورخ 1386/6/30 دفتر.. . تهران سهام ح.ف. به م.ب. منتقل و و.س. به وکالت از وی مبادرت به فروش این سهام به موجب مبایعه‬ نامه عادی مورخ 1389/8/17 نموده و بعدا به موجب سند رسمی شماره.. . دفتر.. . تهران به خواندگان ردیف 4 و 5 و 6 ع.د. و م.م. و الف.م. منتقل شده است دعوای خواهان‬ها در این بخش متوجه خواندگان مذکور نبوده مستندا به مواد 2 و 84 و 89 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت قرار رد دعوای خواهان‬ها به طرفیت و.س. و م.ب. را صادر و اعلام می نماید. ثانیا- در مورد سهام تجدیدنظر‬خواهان به وراثت از مرحوم م.ف. دادگاه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 678 قانون مدنی ضمن نقض این بخش از دادنامه حکم به بطلان سند رسمی وکالت شماره.. . مورخ 1386/9/14 تنظیم شده در دفترخانه اسناد رسمی.. . تهران صرفا نسبت به م.ف. از تاریخ فوت وی (1387/2/5) و حکم به بطلان سند رسمی انتقال شماره 958 مورخ 1388/10/14 دفترخانه شماره.. . تهران صرفا نسبت به مساحت 190/28 مترمربع سهام الف. ح. و ر.ف. به وراثت از م.ف. ایضا ابطال مبایعه ‬نامه عادی شماره.. . مورخ 1389/8/17 نسبت به مساحت 190/28 مترمربع مربوط به فروشنده ردیف اول ف.ف. در حق خواهان‬ها صادر و اعلام می نماید. خوانده ردیف اول از باب تسبیب محکوم است تا خسارت دادرسی را صرفا راجع به آن بخش از دادنامه که نقض گردیده به خواهان‬ها پرداخت نماید. رای صادره قطعی است. توضیح این نکته ضرورت دارد که چون بر حسب استعلام ثبتی مقدار 334 مترمربع مشاع از سهم خانم ف.ف. به موجب سند انتقال اجرایی شماره 6915 مورخ 1392/7/29 دفترخانه.. . تهران به ع.د. و م.م. و الف.م. انتقال یافته مقدار 190/28 مترمربع مورد حکم جدای از مقدار 334 متر موضوع سند انتقال اجرایی می باشد و شامل آن نمی شود.
رییس و مستشار شعبه 10 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
امی – کریمی

قاضی:
کریمی , امی , ناظمیان

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 678 - وکالت به طرق ذیل مرتفع می شود: 1 - به عزل موکل؛ 2 - به استعفای وکیل؛ 3 - به موت یا جنون وکیل یا موکل.

مشاهده ماده 678 قانون مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM