رای قضایی شماره 9309970907800310

رای قضایی شماره 9309970907800310

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970907800310


شماره دادنامه قطعی:
9309970907800310

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/31

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
شعبه دیوان عالی کشور

عنوان رای:
ادله اثبات دعوا در نفی نسب

پیام رای:
حضور پدر و مادر جهت صدور گواهی ولادت اقرار به نسب محسوب می شود و چنانچه این امر وضعیت پایداری داشته باشد پس از فوت پدر سایر ورثه نمی تواند به استناد شهادت شهود درخواست نفی نسب کنند.

رای خلاصه جریان پرونده
وراث مرحوم م.چ. آقای الف.چ. و سایرین با وکالت الف.گ. دادخواستی به طرفیت ف.چ. به خواسته نفی نسب تقدیم محاکم عمومی تبریز نموده و توضیح داده خوانده فرزند مرحوم ع. الف. و خواهر آقای م.چ. می باشد که مرحوم آقای م.چ. فرزند ع.الف. به هنگام اخذ شناسنامه خواهرش (خانم ف.چ.) را فرزند خود معرفی نموده که در شناسنامه خود و همسرش بنام مرحومه خ.ر. نامبرده به عنوان فرزندشان درج شده است نظر به اینکه خوانده محترم جزء وراث مرحوم م.چ. و مرحومه خ.ر. نبوده یعنی فرزند ایشان نمی باشد. علی هذا به لحاظ تقسیم ماترک مرحوم آقای م.چ. موکلین (وراث) با مشکل مواجه هستند که به ناچار از طریق قانون نیاز به اعلام نفی نسب می باشد. و درخواست طبق خواسته را نموده شعبه 18 دادگاه عمومی تبریز پس از دستور تعیین وقت.. . با حضور وکیل خواهان و وکیل خوانده و تشکیل جلسه داده وکیل خواهان خواسته را طبق دادخواست اعلام و اظهار داشته موکلین شهودی دارند که عنداللزوم حاضر به اتیان سوگند در محضر دادگاه می باشد وکیل خوانده نیز در دفاع بیان داشته برادر م.چ. که در حین حیات هستند و سایر اشخاص که از لحاظ سن قادر به درک ولادت موکل می باشند جهت ارایه شهادت معرفی و احضار شوند و مضافا اینکه آقای ع.الف. فرزند ارشد و بزرگ خانواده با اخذ گواهی حصر وراثت اقرار به وجود نسب نموده است چگونه است که فرزندان کوچک خانواده برخلاف آن ادعا دارند در پایان جلسه دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر و به دفتر اعلام می دارد وقت را حضوری به طرفین ابلاغ نماید دادگاه در مورخ 15/7/92 با دستور جلسه استماع شهادت شهود با حضور احد از خواهان ها بنام غ.چ. و وکیل خواهان ها و همچنین احد از وکلای خوانده بنام ع.ر. تشکیل از چهار نفر شهود تعرفه شده وکیل خواهان ها به اسامی 1- ح.الف. به تاریخ تولد 1312 خواسته شده که اطلاعات خود را در رابطه نسبی خانم ف.چ. با مرحوم م.چ. و مرحومه خ.ر. بیان نماید و در پاسخ بیان داشته اینجانب مرحوم م.چ. و بانو خ.ر. را می شناختم و همچنین خانم ف. را می شناسم بانو ف.چ. خواهر مرحوم م.چ. می باشد و ف. دختر مرحوم ع. الف. می باشد و مادر ف. خانم نیز مرحومه م. بوده و از آقای م.ب. متولد 1319 اهل و ساکن روستای شادباد نیز مشابه پرسش از فرد قبل پرسیده می شود نیز پاسخی مشابه ارایه نموده است از آقای ج.ت. متولد 1323 نیز پرسش مشابه شاهد اول طرح می شود که اعلام داشته اهل و ساکن روستای ش. هستم و مرحوم م.چ. را می شناسم ولی خانم خ. را ندیده و به یاد ندارم و خانم ف. را می شناسم و ایشان خواهر مرحوم م.چ. است و شنیده ام پدرش ع. الف. و مادرش م. بوده است که فوت نموده اند و از آقای غ.ف. متولد 1333 نیز به عنوان گواه پرسش مشابه شاهد قبلی طرح که پاسخ مشابه شاهد قبلی مطرح نموده است ریاست دادگاه مفاد شهادت شهود را به اطلاع حاضرین رسانده که وکیل خواهان اظهارات شهود را مورد قبول خود و موکلش آقای غ.چ. اعلام می دارد و وکیل خوانده نیز در مقام دفاع اظهار می دارد شهود از لحاظ سنی در حدی نیستند که در زمان تحمل شهادت شرایط مربوط به شهادت را دارا باشند و مستندا به ماده 234 قانون آ.د.م. شهود را جرح می نماید ثانیا شهود آنچه گفتند فقط در حد اطلاع از شنیده های خود بوده و زاید بر آن دلیل بر منطبق بودن آن با واقعیت نمی دانستند ثانیا از آنجا که نسب ازجمله اموری است که خویشاوندان از آن اطلاع می توانند داشته باشند و شهود همه غیرفامیل بودند تقاضا دارد از خویشاوندان ازجمله ورثه ع. الف. به عنوان شاهد معرفی گردد رابعا: در انحصار وراثت اخذشده توسط خواهان ها شهادت شهود تعرفه ای در آن زمان دلالت بر آن دارد که موکل جزء ورثه مرحوم م. و خ.چ. است و اینک شهود دیگری معرفی می نمایند که اظهار می دارند موکل فرزند مرحوم ع.چ. می باشد.. . و اصل اسناد رسمی ازجمله شناسنامه ها بر اعتبار خود باقی می ماند و در استشهادیه تقدیمی شهود گواهی نموده اند که همه فرزندان مرحوم م.چ. از خ. هستند در حالی که خ.ر. فقط 5 فرزند (سه دختر و دو پسر) داشته و نشان می دهد که آن ها اطلاع دقیقی از موضوع ندارند دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه 00800884 مورخ 92/7/23 با این استدلال.. . «... وکیل خواهان ها با استناد به شهادت شهود تقاضای صدور حکم نفی نسب خوانده نسبت به مرحوم م.چ. و مرحومه خ.ر. را می نماید شهود تعرفه شده جملگی از اهالی و ساکنین روستای ش. ادای شهادت نمودند که بانو ف.چ. خواهر مرحوم م.چ. و فرزند مرحومین ع. الف. و م. می باشد دفاعیات وکلای خوانده هم به نظر دادگاه موثر تلقی نگردیده.. . . ) دعوی را وارد تشخیص و به استناد ماده 1257 و بند سوم ماده 1258 قانون مدنی حکم به نفی نسب خوانده بنام ف.چ. نسبت به مرحومین م.چ. و خ.ر. صادرواعلام می نماید. با تجدیدنظرخواهی وکلای خوانده شعبه 13 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی پس از مطالبه پرونده کلاسه 1529/75/19 شعبه 19 دادگاه عمومی تبریز مربوط به تقاضای صدور گواهی حصر وراثت آقای ع.چ. از تاریخ 75/11/27 ملاحظه نموده که شهود به نام های خ.ک. س.ط. و ر.غ. شهادت به اینکه وراث پسر و دختر چه اشخاصی می باشند و ازجمله خانم ف. نیز جزء وراث دختر قید گردیده است و نهایتا پرونده را اعاده و به موجب دادنامه 000301247 مورخ 28/10/91 با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی را عینا تایید نموده است با فرجام خواهی خانم ف.چ. پرونده پس از طی تشریفات قانونی به دیوان عالی کشور ارسال که پس از طی تشریفات قانونی پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرایت خواهد شد.
به تاریخ بالا هییت شعبه تشکیل پس از قرایت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره انجام چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور
مرحوم م.چ. مورث خواهان ها وفق مقررات قانون ثبت احوال (مواد 15 و 16.. . قانون ثبت احوال) با حضور و مراجعه به اداره ثبت احوال و اعلام و اقرار به اینکه خوانده فرزند وی می باشد و با ارایه گواهی ولادت و یا گواهی دو نفر شاهد مبادرت به اخذ شناسنامه نموده است و مضافا به اینکه بعد از فوت ایشان گواهی انحصار وراثت با اعلام برادر بزرگ تر (مرحوم ع.الف.) و شهادت سه نفر گواه از دادگاه ذیصلاح صادر گردیده و نمی توان نسب متکی به شناسنامه مبتنی بر اعلام و اقرار پدر و قبول همسر به عنوان مادر طفل را که مدت قریب به 70 سال (تاریخ تولد 1323) مورداستفاده واقع شده است و توسط برادر بزرگ تر خانواده (مرحوم ع.الف.) که توسط سه نفر گواه نیز به هنگام اخذ گواهی انحصار وراثت مورد تاکید واقع شده و برای دادگاه صادرکننده احرازشده است را صرفا با اظهار و اعلام گواهانی که با توجه به تاریخ تولدشان در موقع به دنیا آمدن خانم ف.چ. (خوانده) یا به دنیا نیامده بودند و یا اینکه خردسال بوده اند مورد خدشه و دلیل اثبات نفی نسب نمی توان قرار داد. بنا به مراتب و مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و به شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی جهت رسیدگی ارسال می گردد.
رییس شعبه 18 دیوان عالی کشور ـ مستشار
احمدی ـ شمس

قاضی:
احمدی , علی شمس

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 1258 - دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است : 1 – اقرار؛ 2 – اسناد کتبی؛ 3 – شهادت؛ 4 – امارات؛ 5 – قسم.

مشاهده ماده 1258 قانون مدنی

ماده 234 - هر یک از اصحاب دعوا می توانند گواهان طرف خود را با ذکر علت جرح نمایند. چنانچه پس از صدور رای برای دادگاه معلوم شود که قبل از ادای گواهی جهات جرح وجود داشته ولی بر دادگاه مخفی مانده و رای صادره هم مستند به آن گواهی بوده مورد از موارد نقض می باشد و چنانچه جهات جرح بعد از صدور رای حادث شده باشد موثر در اعتبار رای دادگاه نخواهد بود. تبصره - درصورتی که طرف دعوا برای جرح گواه از دادگاه استمهال نماید دادگاه حداکثر به مدت یک هفته مهلت خواهد داد.

مشاهده ماده 234 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 401 - پس از نقض رای دادگاه در دیوان عالی کشور رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد: الف - اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده آن ارجاع می شود. ب - اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد. ج - در سایر موارد نقض پرونده به شعبه دیگر از همان حوزه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه دادگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

مشاهده ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM