در تاریخ 30/2/1392 آقای م.ط. با وکالت خانم ر.ق. به استناد تصاویر مصدق سند نکاحیه - تعهدات مکرر خوانده - شهادت شهود - محتویات پرونده کلاسه 92/6213/1901002 کلانتری دادخواستی به خواسته تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به جهت تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج به طرفیت آقای م.ر. تقدیم و چنین توضیح می دهد موکله به حکایت از سند نکاحیه پیوست دادخواست به تاریخ 9/3/1380 به عقد دایم خوانده در دفترخانه اسناد رسمی ازدواج درآمده کلیه شروط ضمن عقد ممضی به امضاء زوجین می باشد خوانده از چند شرط ضمن عقد (1 و 2 و 7) تخلف نموده لذا شروط ضمن عقد موصوف محقق شده و بدین وسیله با انتخاب نوع
طلاق (خلع و بذل یک هزار تومان از صداقیه و قبول بذل آن) و با تقدیم دادخواست حاضر و ضمایم پیوست آن صدور تصمیم شایسته به شرح خواسته مورد استدعاست - پرونده جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی بخش لاران ارجاع می گردد آقای ح.د. با تقدیم وکالت نامه ای خود را به عنوان وکیل زوج معرفی می کند - شعبه مذکور در تاریخ 15/5/92 با حضور زوجین و وکلای طرفین تشکیل جلسه می دهد وکیل خواهان اظهار داشت خواسته موکل به شرح دادخواست تقدیمی است با این توضیح که نامبرده در تاریخ 9/3/1380به عقد دایم خوانده به موجب سند نکاحیه ای که رونوشت مصدق آن پیوست می باشد درآمده است در سند ازدواج چند شرط درج شده که همگی به امضاء زوج رسیده است خوانده از چند شرط ضمن عقد به شماره های 7 و 2 و 1 تخلف نموده و علی هذا با عنایت به اینکه به موجب این شرط ضمن عقد زوجه می تواند در صورت
طلاق آن شرط به وکالت از زوج پس از اخذ مجوز از دادگاه خود را مطلقه نماید و همچنین وکالت در توکیل در اجرای صیغه و عنداللزوم بذل و قبول بذل قسمتی از
مهریه داده شده است موکل با محقق شدن این شروط و در راستای اجرای آن شرط استنادی با انتخاب نوع
طلاق باین از نوع خلع و بذل یک هزار تومان از صداقیه و قبول بذل آن تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست ـ سپس آقای ح.د. وکیل خوانده اظهار داشت خواسته خواهان مستند به شروط مندرج در سند نکاحیه 1 و 2 و 7 می باشد در خصوص شرط اول که حکایت از عدم پرداخت
نفقه توسط زوج دارد باید گفت چنین شرطی تاکنون تحقق پیدا نکرده و زوج در تمامی ایام زناشویی
نفقه زوجه را کاملا پرداخت و در این راستا هیچ کوتاهی به عمل نیامده و شرط محقق نشده است در خصوص شرط 2 که حکایت از سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج باشد آن هم به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید باید گفت شرط مذکور نیز تاکنون محقق نشده و زوج هیچ گونه سوء رفتار یا سوء معاشرت با زوجه نداشته و این شرط به هیچ عنوان محقق نشده است و خواهان دلیلی در خصوص احراز شرط ارایه نکرده است و اینکه خواهان مدعی سوء رفتار موکل می باشد متکی به دلیلی که اقناع وجدانی ( قضایی) به وجود آمده وجود نداشته چرا که سوء رفتار در زمانی ساری است که به نحوی باشد که ادامه زندگی غیرقابل تحمل باشد که در زندگی زوجین سوء معاشرت نبوده است در خصوص شرط 7 مستند خواهان که حکایت از ابتلا زوج به هرگونه اعتیاد مضر است و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار سازد این شرط نیز محقق نشده و زوج به هیچ عنوان هیچ اعتیاد مضر یا غیر مضری ندارد چه رسد به اینکه به حدی باشد که بر اساس زندگی خلل وارد نماید درنهایت استناد خواهان به این سه شرط هیچ گونه وجاهتی نداشته و هرگز محقق نشده چرا که در شرط اول نه اینکه شش ماه
نفقه پرداخت نشده آن هم به صورت متوالی بلکه حتی یک روز هم
نفقه ایشان معوق نشده است سوء معاشرتی هم وجود ندارد در خصوص رای صادرشده از شعبه 101 دادگاه جزایی بخش ل به این نکته اشاره می کنم که هر چند رای مصدور حکایت از محکومیت موکل دارد لیکن رای صادرشده هنوز قطعیت نیافته و حصول رای قطعی رای صادره ملاک اعتبار نیست صرف نظر از این موضوع رای صادره مورداشاره در خصوص پرونده حاضر نمی تواند لازم الاتباع باشد چرا که آنجایی که قانون گذار دادگاه حقوقی را مکلف به اتباع از دادگاه کیفری دانسته در پرونده حاضر نیست و ارتباط موضوع بین پرونده کیفری و حقوقی وجود ندارد بنابراین دادگاه در خصوص اظهار سوء معاشرت مـوکل با زوجه محترمه می بایست اقدام به تحقیق لازم و استماع شهادت شهود و مطلعین و رسیدن به یک اقناع قضایی لازم در خصوص سوء رفتار همچنان که مستندات دادخواست حکایت از آن دارد که در طول زندگی مشترک خوانده پرونده کرارا موکل را ضرب وجرح نموده و به ایشان فحاشی و افتراء و تهمت حسب اظهار ایشان زد.. . دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای طرفین پرونده استنادی را مطالبه می کند (حسب تصویر دادنامه شماره 317 مورخ 6/3/1392 شعبه 101 دادگاه جزایی بخش ل آقای م.ر. فرزند م. به اتهامات ایراد ضرب وجرح عمدی و فحاشی تحت تعقیب قرارگرفته و دادگاه در خصوص موضوع نامبرده در جهت ایراد ضرب وجرح عمدی به پرداخت دیات و ارش در حق زوجه محکوم نموده است) پرونده استنادی و اصل و شعبه مذکور در تاریخ 9/6/92 خلاصه آن را در صورت جلسه درج می نماید (ضمنا شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحال بختیاری طی دادنامه شماره 738-24/6/1392 رای دادگاه نخستین در خصوص محکوم زوج دیات به لحاظ قطعیت آن تایید و درخواست تجدیدنظر را رد کرده است و در خصوص بزه فحاشی پرونده را ناقص تشخیص و با نقض آن پرونده جهت ادامه رسیدگی به دادگاه بدوی عودت داده است) دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند ـ داور زوجه طی نظریه ثبت شده شماره 713-5/9/92 عدم توفیق خویش را در صلح و سازش زوجین به دادگاه اعلام می دارد.. . داور زوج نیز طی نظریه پیوست (ص 48 پرونده) نظر می دهد مساعی و سعی در صلح و سازش و اصلاح ذات البین متاسفانه مثمر ثمر واقع نشد وکیل زوج طی لایحه مورخ 15/5/92 به دادگاه اعلام می کند خواسته خواهان تقاضای الزام زوج به
طلاق به جهت عسر و حرج می باشد در خصوص حقوق مالی من جمله
نفقه گذشته حال و آینده و
مهریه ـ جهیزیه.. . ) موکله در این پرونده ادعایی ندارد ـ دو فرزند پسر 12 ساله و دو سال و نیمه دارند و در مورد
حضانت فرزندان تابع قانون می باشند در خصوص
نفقه فرزندان جداگانه طرح دعوی خواهند نمود حسب گواهی پزشکی به شماره 11368/م /21 مورخ 3/10/1392 نتیجه آزمایش و ازنظر حاملگی زوجه منفی گزارش شده است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 1046-11/10/1392 ضمن شرح دعوای خواهان چنین رای می دهد با التفات به اینکه حسب دادنامه شماره 000738 مورخ 24/6/92 صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان تایید گردیده است خوانده محکوم به پرداخت 1- سه دینار بابت کبودی سمت چپ پیشانی 2- سه دینار بابت کبودی اطراف چشم چپ 3- نیم درصد دیه کامل بابت ارش تورم اطراف چشم چپ 4- نیم درصد دیه کامل بابت ارش کبودی و تورم مختصر پوست سر 5- پنج درصد از پنجاه دینار بابت شکستگی پنج درصد از قسمت نمایان سومین دندان سمت راست بالایی در حق خواهان بابت بزه ضرب وجرح عمدی گردیده است - دادگاه جهت جلوگیری از جدایی موضوع را به داوری ارجاع که نظریات داوری حکایت از عدم اصلاح ذات البین دارد لذا دادگاه با عسر و حرج زوجه دعوی خواهان را مقرون به صحت تشخیص و مستندا به ماده 1130 از
قانون مدنی و تبصره ماده 1133 از همین قانون و ماده 26 از قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به ثبت صیغه
طلاق در احد از دفاتر رسمی
طلاق صادرواعلام می نماید. ضمنا نوع
طلاق در حکم باین است و زوجه اظهار می دارد در خصوص کلیه حقوق مالی جداگانه طرح دعوی می نماید و بر اساس نامه پزشکی قانونی زوجه باردار نبوده و طرفین دارای دو فرزند پسر بنام های 1- ج. 12 ساله 2- س. 2/5 می باشند که بر اساس ماده 1169 از
قانون مدنی حضانت ج. با پدرش می باشد و
حضانت س. با مادر می باشد و هرکدام از طرفین که
حضانت فرزند با او نبوده می تواند در روزهای جمعه به مدت 24 ساعت با فرزند ملاقات نماید ـ وکیل خواهان اظهار داشت در خصوص
نفقه س. 2/5 ساله جداگانه طرح دعوی می نماید پس از ابلاغ رای صادره و تجدیدنظرخواهی آقای م.ر. با وکالت آقای ح.د. شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان نسبت به موضوع رسیدگی و پس از ملاحظه محتویات پرونده پایان رسیدگی را اعلام و طی رای شماره 106-20/2/93 چنین استدلال می کند نظر به اینکه 1- مدت نسبتا مدیدی (از ابتدای عقد به تاریخ 9/3/80 تا اولین تعهدنامه تقدیمی به تاریخ 27/3/89) زوجین با یکدیگر زندگی مشترک و علی الظاهر بدون اختلافی را طی کرده اند و حاصل زندگی آنان دو فرزند پسر است لذا به نظر می رسد در مقطع زمانی اخیر زندگی آنان دچار ناملایماتی شده است که سبب اصلی آن روشن نیست 2- دو برگ از تعهدنامه های مستند دادخواست به امضاء زوج نرسیده است و تعهدنامه 26/3/89 مقدمه یا پیش نویس تعهدنامه 27/3/92 است که توسط افرادی غیر از زوج تنظیم گردیده از سویی تنظیم تعهدنامه علی رغم ظاهر امر گاهی می تواند قرینه ای بر علاقه شخص متعهد به ادامه زندگی باشد 3- عدم پرداخت
نفقه به مدت 6 ماه به نحو مدلل ثابت نگردید هر چند تا حدودی سوء رفتار اخیر زوج محرز می گردد لیکن زمانی شرط مزبور تحقق می یابد که غیرقابل تحمل بوده و روند زندگی را مختل کند اعتیاد مضر و موثر زوج هم به نحو مستند ثابت نگردیده لذا شروط ضمن عقد موضوع دادخواست به نحوی که اساس فروپاشی خانواده را فراهم سازد محقق نگردیده یا حتی الامکان تحقیقات کافی در مورد آن ها صورت نگرفت 4- رای کیفری پیوست دلالت بر این می نماید که زوج یک نوبت همسرش را مورد ضرب قرار داده لیکن در خلاصه برداری از آن پرونده و همچنین پرونده حاضر علت امر بررسی نگردیده هر چند عمل زوج مزموم بوده لیکن صرف این عمل نیز ملاک عدم توجه به کانون مقدس خانواده نیست از سویی در مباحث خانوادگی بحث تبعیت الزامی امر حقوقی از امر کیفری منتفی است مضافا اینکه مجازات مربوط به آن عمل تعیین گردیده است 5- داوران تعیین شده قانونا باید با هماهنگی زوجین با آنان حداقل دو جلسه تشکیل داده و آن ها را بدوا به ادامه زندگی مشترک ترغیب نمایند ـ سپس ترجیحا در یک نظریه مشترک نظریات خویش را اعلام نمایند ـ این مبحث حسب مندرجات پرونده در مانحن فیه تحقق نیافت 6- فرزندان مشترک طرفین در سنی هستند که حضور پدر و مادر به همراه همدیگر در زندگی آنان از باب جمیع مسایل (روحی ترتیبی مالی و غیره) مهم و غیرقابل انکار است 7- زوج قایل و معتقد به زندگی مشترک است و الزام وی به
طلاق همسرش ضرورتا به دلایل محکم و قابل قبولی نیاز دارد به نحوی که برای مرجع قضایی اقناع حاصل کند در این مقال چنین زمین های ایجاد نگردیده است لذا مستندا به مواد 1103 و 1104 مفهوم مقابل 1130 اصلاحی 14/8/1370 و تبصره آن 1168 از
قانون مدنی و مواد 358 و 368
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض رای معترض عنه حکم بر رد دعوی خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) صادرواعلام می گردد این رای در تاریخ 17/3/1393 ابلاغ و خانم ر.ق. با وکالت آقای م.ط. در تاریخ 5/4/1393 نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجام خواهی می کند پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می گردد مشروح مفاد لوایح وکلای طرفین به هنگام ملاحظه گزارش قرایت خواهد شد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از قرایت گزارش آقای حیدر علی حیدری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد: