رای قضایی شماره 9309970222500805

رای قضایی شماره 9309970222500805

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222500805


شماره دادنامه قطعی:
9309970222500805

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/06/29

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
مفهوم تعدی و تفریط در عین مستاجره

پیام رای:
مقصود از تعدی و تفریط مستوجب حکم تخلیه عین مستاجره در قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 آن دسته از اقداماتی است که به اساس بنا و سازه مهندسی عین مستاجره لطمه و صدمه اساسی وارد آورده و خارج از اذن حدود اذن موجر باشد بنابراین ارتکاب اعمال و رفتار ناشایست و نامشروع تعدی و تفریط محسوب نخواهد شد.

رای دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست تقدیمی م.ر.با وکالت م.دادستانی فراهانی و ه.ت.به طرفیت ج.م.و ص.م.و م.م.و ف.پ.به خواسته صدور حکم فسخ اجاره و تخلیه و تحویل ملک استیجاری به جهت تعدی و تفریط با عنایت به استماع اظهارات طرفین و اینکه امر تعدی و تفریط موضوع خواسته خواهان منصرف از موضوع خواسته بوده و مطابقت با آن را نداشته مع هذا دادگاه دعوی مطروحه را پذیرا نبوده و مستندا به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی و بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 118 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ قانعی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م.د. (که به تنهایی و علی رغم درج هویت آقای ه.ت. ذیل دادخواست تجدیدنظر و لایحه دفاعیه را به تنهایی تایید و گواهی نموده بنابراین و به تنهایی وکیل تجدیدنظر خواه محسوب می گردد) به وکالت از تجدیدنظر خواه خانم م.ر. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان خانم ها و آقای 1- م. 2- ص.و 3- ج. همگی م.و 4- ف.و. همگی با وکالت آقای ن.خ. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00170 مورخ 93/2/20 شعبه 118 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بی حقی و بطلان دعوی بدوی تجدیدنظر خواه به خواسته صدور حکم بر فسخ اجاره و تخلیه و تحویل عین مستاجره مشتمل بر یک دستگاه آپارتمان به شماره ثبتی 25207 فرعی از 88 اصلی واقع در تهران پارس بخش 11 تهران به جهت تعدی و تفریط به علت ارتکاب فعل حرام و نامشروع در آنکه به امر آموزش رانندگی اشتغال داشته اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه فاقد تقید به هرگونه ادله شرعیه یا قانونیه است موثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی با قانونی بر نقض آن تقدیم و ارایه نگردیده زیرا اولا: وکیل تجدیدنظر خواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته دعوی موکله خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفاء نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن ثانیا: تخلیه عین مستاجره به علت تعدی و تفریط و مطابق مقررات قانونی موضوع بند 8 ماده14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 دارای معنا و مفهوم خاص و معینی بوده و مطابق رویه قاطع قضایی و دکترین موثر حقوقی آن دسته از اقداماتی که به اساس بنا و سازه مهندسی عین مستاجره لطمه و صدمه اساسی وارد آورد و خارج از اذن ماخوذه مورد استناد به ترتیب یادشده واقع گردد دلیل بر تعدی و تفریط و باعث صدور حکم تخلیه عین مستاجره خواهد داشت که در مانحن فیه هیچ گونه دلیلی در آن خصوص تقدیم و ارایه نگردیده و به صرف ادعای ارتکاب اعمال و رفتار ناشایست تقاضای تخلیه عین مستاجره مرقوم گردیده که با فرض صحت ادعای مذکور دلیل و علت تبیینی دلیل بر تعدی و تفریط و تخلیه عین مستاجره محسوب نخواهد داشت و با فرض صحت مطابق مقررات قانونی موضوع تبصره 3 ذیل ماده 14 قانون صدر الذکر دادستان به محض صدور کیفرخواست و به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر می باشد قرار می داده که در مانحن فیه ظاهرا چنین فرآیندی به وقوع نپیوسته و درهرحال در وضعیت مبینه و به دلیل صدرالاشعار تخلیه عین مستاجره امان پذیر نبوده ثالثا حتی با فرض ابطال مجوز آموزشگاه رانندگی تجدیدنظر خواندگان فعالیت مذکور در عین مستاجره امکان نداشته و صرفا برای مستاجرین از منافع آن امکان استیفاء و تحصیل منفعت وجود نداشته که امر یاد شده نیز موجب تعدی و تفریط در عین مستاجره و تخلیه آن نخواهد بود بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر دادگاه تجدیدنظرخواهی ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه وارد و موجه ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه در نتیجه دادنامه معترض عنه تجدیدنظر خواسته را تایید و استوار می نماید. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی

قاضی:
قانعی , طاهری , حمیدرضاموحدی

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 198 - درصورتی که حق یا د ینی برعهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.

مشاهده ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 348 - جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است : الف - ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه. ب - ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود. ج - ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی. د - ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ه- ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره - اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آمده باشد درصورت وجود جهات دیگر مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مشاهده ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM