آقای ک.ح. شکایتی علیه آقایان ب. و ر.الف. به دادسرای تقدیم و مضمونا اظهارداشته: یک دستگاه سواری زانتیا را جهت تضمین بدهی به صورت امانت به مشتکی عنهما تحویل داده و طبق اقرارنامه پیوست قرار بوده که خودرو در پارکینگ نگه داری شود و بعد از تسویه حساب مسترد گردد ولی نامبردگان از خودرو استفاده کرده و با آن تصادف نموده اند و از استرداد آن خودداری می نمایند. تقاضای رسیدگی دارد. پرونده به شعبه 2 دادیاری دادسرای مذکور ارجاع شده است. آقای ب.الف. مضمونا اظهار داشته: شاکی در مقابل تضمین بدهی اش خودرو را به او داده ولی از دادن مدارک امتناع ورزیده و هنگام استفاده از خودرو در.. . تصادف نموده و در همان شهر مامورین کلانتری خودرو را به دلیل سرقتی بودن و فقدان مدارک توقیف نموده اند. متعاقبا دادیار رسیدگی کننده به شرح قرار مورخ 1393/02/20 و با استدلال به این که محل دستگیری متهم ردیف اول به جهت تصادف در شهرستان ک. بوده و خودرو مذکور نیز سرقتی بوده و اتاق آن تعویض شده است به جهت تجمیع دو رسیدگی به پرونده های اتهامی قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادسرای شهرستان پ. صادر نموده است. پرونده به شعبه اول بازپرسی دادسرای شهرستان پ. ارجاع شده است و طرفین مطالب خود را تکرار نموده اند. آقای ر.الف. نیز اظهار داشته: خودرو را به پسر او تحویل داده اند و او فقط میانجی بوده است. متعاقبا بازپرس شعبه با ضمیمه نمودن تصویری از قرار عدم صلاحیت مورخ 1392/10/24 در موضوع اتهام آقایان ب.الف. و ک.ح. و اشخاص دیگری دایر بر مشارکت در
سرقت تعزیری به صلاحیت دادسرای ک. در مورد شکایت اخیر آقای ک.ح. علیه آقای ب.الف. دایر بر
خیانت در امانت نیز به شرح قرار مورخ 1393/04/31 محل وقوع بزه انتسابی را ک. تشخیص داده و با صدور قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت مرجع مذکور پرونده را جهت حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال نموده است. با وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع به این شعبه هییت شعبه در تاریخ فوق تشکیل جلسه داده و پس از قرایت گزارش آقای موحدی عضو ممیز مشاوره نموده و چنین رای می دهد: