در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ن. با وکالت آقای ح.س. نسبت به دادنامه شماره 9309970002300244 مورخ 18/03/93 صادره از شعبه 1053 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن حکم بر برایت آقای م.ش. فرزند ق. از اتهام
افترا اصدار یافته است؛ با نگرش در مجموعه اوراق و محتویات پرونده قطع نظر از وجود تناقض در اظهارات گواهان تعرفه شده تجدیدنظرخواه در مراحل مختلفه تحقیقات معموله بدین توضیح که آقای م.ش. به شرح صفحه یازدهم پرونده در پاسخ به سیوال مطرح شده مبنی بر این که دقیقا
الفاظ توهین و اهانت توسط متهم علیه شاکی را اعلام نمایید اظهار داشته:.. . اتهام دزدی و
کلاهبرداری و دروغ در حالی که مشارالیه به شرح مندرجات صفحه پنجاه و نهم پرونده اظهار داشته: (اینجانب م.ش. به اطلاع می رساند که آقای ش. به آقای مهندس ن.
توهین و بددهنی کردن) و آقای الف.ط. گواه دیگر تعرفه شده به شرح صفحه سیزدهم پرونده اظهار داشته: آقای ش. خطاب به ن. می گفتند که ایشان دزدی کرده و کلاهبردار هستند در حالی که در صفحه پنجاه و هشتم پرونده اظهار داشته: (آقای ش. آقای ن.
توهین کرده و گفتند ایشان حقه باز هستند) و قطع نظر از وجود پرونده قبلی فی مابین شهود فوق الذکر و تجدیدنظرخوانده که به لحاظ گذشت فرد اخیرالذکر به صدور قرار موقوفی تعقیب منتهی شده است اساسا نظر به این که در تحقق بزه
افترا انتساب امری مجرمانه از ناحیه فردی به دیگری و عدم اثبات صحت آن در محکمه جزایی از عنوان متشکله آن محسوبست و در مانحن فیه اتهامات
کلاهبرداری و دزدی در محکمه جزایی طرح نگردیده تا وقوع و یا عدم تحقق آن اثبات گردد. بنابه مراتب و با اوصاف و کیفیات مرقوم وقوع بزه
افترا به لحاظ فقدان عناصر متشکله آن تحقق نیافته و دادگاه تجدیدنظرخواهی عنوان شده را غیروارد تشخیص و با رد آن دادنامه معترض عنه را با استناد به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و استوار می نماید. رای صادره قطعی است.
رییس شعبه 38 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
دادگرنیا ـ صادقی