حسب محتویات پرونده و کیفرخواست مورخه 1386/07/28 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان.. . آقای خ.ن. به اتهام ایراد
ضرب و جرح عمدی منجر به قتل مرحوم س.ت. موضوع شکایت اولیای دم تحت تعقیب کیفری قرار گرفته است. پرونده متهم دیگر دارد که در این گزارش مطرح نمی باشد. اجمالا مجموع محتویات پرونده و تحقیقات به عمل آمده حاکی است که در مورخه 1386/03/26 بین متهم و مقتول در محل نمایندگی متعلق به آقای م.ن. (برادر متهم) درگیری به وجود آمده که متهم با ایراد ضربه مشت به سر مقتول وی را نقش بر زمین می کند که منجر به بروز خون ریزی از ناحیه سر مقتول می شود. پس از انتقال وی به بیمارستان.. . و سپس به بیمارستان.. . تلاش پزشکان در امر معالجه و درمان مصدوم موثر واقع نشده و نامبرده در تاریخ 1386/04/23 فوت می کند. پزشکی قانونی علت فوت را عفونت مغز در زمینه شکستگی جمجمه ناشی از اصابت جسم سخت اعلام نموده است. شهود حاضر در صحنه که نوعا کارگران شرکت می باشند گواهی نموده اند که متهم با مشت به سر مرحوم زد و آن مرحوم به زمین افتاد. ر.ت. اظهار داشته: ناگهان آقای خ.ن. را دیدم که س.ت. را با مشت زد و آن مرحوم به زمین افتاد. ص.الف. اظهارداشته: ناگهان دیدم خ.ن. با یک مشت به سر مرحوم س.ت. زد و آن مرحوم به زمین افتاد و در وضعی قرار گرفت که دلم برایش سوخت. م.ک. اظهارداشته: آقای خ.ن. با یک مشت به سر مرحوم س.ت. زد و افتاد زمین. ع.ع. اظهارداشته: در همین حین بعد از این که برگشتم شنیدم که خ.ن. با مشت به سر مرحوم س.ت. زده است. خانم م.م. اظهار داشته: بعد آقای خ.ن. با تنه به مرحوم ت. زد و بعد آقای ت. بر روی زمین افتاد.. .. آقای ن. محکم تنه به آقای ت. زد و محکم به زمین خورد و از سر او خون آمد و فورا بی هوش شد. م.ع. اظهار داشته: در همین موقع خ.ن. با یک ضربه مشت بر سر مرحوم زد که مرحوم با سر روی آسفالت افتاد و خون از دماغش بیرون آمد. خ.ن. در مرجع انتظامی اظهار داشته: مرحوم به سمت اینجانب آمد و فحاشی به مادرم کرد. در این حین سیلی به صورت ایشان زدم. با قلبی ناراحت از این موضوع و پشیمانی قلبی نسبت به این که آن مرحوم با سیلی اینجانب فوت کرده تقاضای بخشش خداوندی و خانواده آن مرحوم را دارم. متهم در بازپرسی اظهار داشته: یک دفعه کسی جلو آمد و فحش ناموسی مادری به من داد. به این خاطر اینجانب فقط سیلی به ایشان زده.. . اینجانب قصد بر درگیری نداشته و با سیلی اینجانب ایشان به زمین خورده است. درخصوص متوفی کمیسیون پزشکی به تاریخ 1386/11/03 تشکیل و به شرح زیر اظهارنظر شده است: « نامبرده (متوفی) در تاریخ 1386/03/26 به علت ضربه وارده به سر به بیمارستان.. . مراجعه کرده است که در خواست سی تی اسکن مغزی شده است و با توجه به خرابی دستگاه سی تی اسکن به.. . جهت انجام سی تی اسکن مراجعه می کند که با تشخیص ضربه مغزی و شکستگی استخوان جمجمه و آسیب عصب بینایی چشم چپ در بیمارستان تا تاریخ 1386/03/29 بستری و سپس مرخص می گردد. روز بعد با توجه به اختلال در سطح هوشیاری و تب مجددا به بیمارستان مراجعه و با توجه به بررسی های انجام شده با تشخیص عفونت پرده های مغزی تحت درمان قرار می گیرد و جهت تکمیل درمان در تاریخ 1386/04/07 به بیمارستان دیگر منتقل می گردد و علی رغم درمان های انجام شده در تاریخ 1386/04/23 فوت می نماید. علت تامه فوت عفونت ناشی از شکستگی استخوان قاعده جمجمه بوده است. عفونت ناشی از صرف ورود ضربه و از عوامل آن بوده است و قصوری متوجه کادر درمانی نمی باشد.» هم چنین کمیسیون پزشکی در پاسخ استعلام دادگاه اعلام نموده است:«1- با عنایت به مدارک بالینی و شرح معاینه جسد علت تامه فوت عفونت پرده های مغز(مننژیت) و عوارض ناشی از آن تعیین و اعلام می گردد: نظر به این که عفونت مذکور در زمینه شکستگی استخوان قاعده جمجمه ناشی از اصابت ضربه ایجاد شده است لذا بین فعل ارتکابی (اصابت ضربه مشت به صورت) و فوت متوفی رابطه سببیت و علیت وجود دارد. 2- هر چند ناحیه سر و صورت از مواضع حساس بدن تلقی می گردد لیکن با توجه به وسیله مورد استفاده در اصابت ضربه و وضعیت جسمانی ضارب و متوفی فعل اصابت ضربه مشت به ناحیه صورت نوعا کشنده تلقی نمی گردد». هم چنین کمیسیون پزشکی اعلام نموده: «تعیین کشنده بودن یا نبودن فعل (ضربه و صدمه وارده) در حیطه علم پزشکی نبوده و یک مسیله قضایی است ولیکن عفونت مغزی متعاقب شکستگی استخوان جمجمه و به دنبال ضربه از نظر پزشکی عموما کشنده محسوب می گردد». هم چنین پزشکی قانونی اعلام نموده: «عفونت پرده های مغزی از عوارض قابل انتظار در شکستگی های استخوان جمجمه است ولیکن این عارضه از نظر پزشکی معمول و شایع نمی باشد».
شعبه اول دادگاه کیفری استان... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره 00149-139191/12/24 با اکثریت(چهار عضو) به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
رای دادگاه
در این پرونده آقای 1- خ.ن. 2- م.ن. هر دو با وکالت ی.ط. و ع.د. حسب کیفرخواست صادره و شکایت اولیای دم مرحوم س.ت. به نام های 1- س.ت. مادر 2- م.ت. فرزند 3- د.ت. فرزند و 4- ف.م. همسر مرحوم و با وکالت نهایی ح.د.؛ ردیف اول متهم است به مباشرت در قتل عمدی مرحوم س.ت. و ردیف دوم متهم است به معاونت در ایراد
ضرب و جرح عمدی نسبت به مرحوم س.ت.. اجمالا بدین وصف که اولیای دم مدعی هستند در تاریخ 1386/03/26 مرحوم س.ت. و برادر وی به نام م.ت. جهت تعیین تکلیف وضعیت واگذاری یک دستگاه خودرو به نمایندگی مربوط با مدیریت آقای م.ن. مراجعه که ظاهرا با پاسخ منفی وی مواجه و این امر منجر به مباحثه و مجادله میان آنان شده نهایتا کارگران آن ها را جدا نموده و برادران ت. به بیرون از دفتر شرکت راهنمایی[می شوند]. اولیای دم مدعی هستند در این حین آقای م.ن. برادرش خ.ن. را صدا زده و وی را تحریک به قتل آقای س.ت. نموده و او پس از بیرون آمدن از سوله به درب نمایشگاه مراجعه و مرحوم ت. را با ضربه مشت به قتل می رساند. لذا تحت عنوان مباشرت در قتل از متهم ردیف اول و نهایتا تحت عنوان اتهامی معاونت در ایراد
ضرب و جرح عمدی از آقای م.ن. مبادرت به طرح شکایت می نماید. هییت دادگاه با ملاحظه مجموع تحقیقات پرونده که در شرح گزارش منضم به دادنامه نیز محتویات مفید آن درج گردیده محرز است که اولا: حسب گزارش مامورین انتظامی و اظهارات مطلعین آقای س.ت. در تاریخ 1389/03/26 در محل نمایشگاه و دفتر اداری نمایندگی ایران خودرو مورد
ضرب و جرح قرار گرفته است متهم خ.ن. از ابتدای تحقیقات معمول سعی می نماید تا منکر هرگونه اطلاع خود از نحوه وقوع حادثه شود. حتی آقای م.ن. مدعی است که در آن روز اصلا در محل شرکت نبوده و تا ساعت یک بعدازظهر در ادارات و نهادهای مختلف بوده و بعدازظهر از وقوع حادثه مطلع گردیده است. ضمن آن که مجموع تحقیقات و نکات موجود در پرونده موید آن است که با توجه به رابطه شغلی میان متهمان پرونده و کارگران یا به عبارتی شهود حادثه حتی الامکان سعی بر آن شده است تا حداقل موضوع
ضرب و جرح آقای ت.الف. مربوط به منازعه دسته جمعی میان کارگران و برادران ت. تلقی و بدین وسیله اثبات قتل و انتساب آن به فرد خاص غیرمقدور شود. تلاش های معمول از سوی متهمان در تحقیقات اولیه و تاکید آنان در اظهارات به کرات بر این که منازعه دسته جمعی بوده و ضارب معلوم نیست تلاش جهت صحنه سازی و ایجاد آثار جرح تصنعی بر روی پشت یکی از کارگران به وسیله سکه و کلید و بلافاصله بردن وی به پزشک حسب اقرار از سوی خ.ن. در همان روز حادثه اظهارات متهمان در تحقیقات مبنی بر انکار حضور در صحنه و تاکید مکرر آنان بر این که از زبان دیگران شنیده اند که یکی از کارگران چوبی در دست داشته و یا یکی از آنان با چوب به بدن مرحوم می زده و در همین راستا برخی از کارگران زن و مرد نمایندگی را با خود هم داستان نموده اند تا مطالبی در راستای این اظهارات بیان کنند همه حاکی از تلاش های بی وقفه متهمان در قلب واقعیت است؛ اما زمانی که کارگران نمایندگی متوجه می شوند قلب واقعیت حادثه آثار سویی نسبت به آنان دارد دست از پنهان کاری برداشته و سعی در بیان حقایق پرونده نموده اند. مجموع تحقیقات پرونده و اظهارات مطلعین و متهمان و گزارشات مامورین موید آن است که درروز 1386/03/26 آقای س. و م.ت. جهت پیگیری واگذاری یک دستگاه خودرو به نمایندگی شرکت الف. با مدیریت آقای م.ن. مراجعه که در آن جا به دلیل مشکلات اداری به هر نحو با پاسخ منفی آقای م.ن. مواجه و با وی بگو مگو نموده که کارگران شرکت متوجه این امر گردیده و مرحوم و آقای م.ن. را جدا نموده و در این حین م.ن. با برداشتن یک دسته جارو و شکستن آن قصد خود را در درگیری با برادران ت. به نمایش گذاشته لیکن با ممانعت سایر کارگران مواجه و نهایتا مرحوم به بیرون از دفتر هدایت می شود. ولی وی در جلوی دفتر کماکان به اعتراض و سر و صدای خود ادامه می دهد آقای م.ن. برادر خود خ.ن. را که در سوله بوده جهت جمع و جور کردن مسیله صدا زده و او نیز از سوله خارج و به جلوی درب دفتر نمایندگی مراجعه در آن جا با مرحوم درگیر[می شود] حسب اظهارات خود با یک سیلی به مرحوم می زند و نهایتا به کرات به این مسیله اقرار و حسب اظهارات شهود و مطلعین یک ضربه مشت محکم به سر مرحوم س.ت. زده به نحوی که وی بلافاصله با سر به زمین خورده و بلافاصله دچار خون ریزی شدید گردیده است و ناچارا وی را سوار خودروی شرکت نموده و به بیمارستان منتقل می نمایند. در بیمارستان دستگاه سی تی اسکن خراب بوده ناچارا در همان روز مرحوم به بیمارستان.. . منتقل و بستری شده و تا تاریخ 86/03/29 درمان وی ادامه و با هوشیاری طبیعی مرخص می گردد. مجددا فردای آن روز به دلیل کاهش سطح هوشیاری به بیمارستان اعاده تحت مداوا قرار گرفته و نهایتا در تاریخ 86/04/23 فوت می نماید. اولا: درگیری و منازعه دسته جمعی نبوده و اظهارات متهمین و برخی کارگران در صفحات اول پرونده ساختگی است. درگیری اولیه میان م.ن. و مرحوم ت. به صورت لفظی بوده که متعاقبا با حضور خ.ن. جنبه فیزیکی به خود پیدا می کند. حسب اقرار متهم خ.ن. وی به مرحوم سیلی زده است البته وی خود در اظهاراتی تایید می کند که این ادعا حرفی غیرمنطقی است(او در صفحه 752 در پاسخ به این سیوال که چرا قبلا گفته اید به مرحوم تنه زده اید نه سیلی؟ می گوید: چون معمولا سر با یک سیلی نمی شکند) و این اظهارات متهم که وسیله ضرب سیلی بوده است منطبق با واقع نیست. انگیزه متهم آن گونه که خود اذعان می نماید این بوده که مرحوم به وی فحش ناموسی داده است که دادگاه به صحت و سقم این ادعا کاری ندارد و هر چند این اظهار مطابق با واقع نیست چرا که مرحوم شناخت قبلی از وی نداشته تا نسبت به وی فحاشی کند. خ.ن. به محض حضور در صحنه مبادرت به برخورد با مرحوم ت. می نماید. ثانیا: وسیله
ضرب و جرح در قتل حادث شده حسب اظهارات متهم تناقضات میان دفاعیات وی از ابتدا تا انتها و از انکار حضور در صحنه تا اقرار به زدن سیلی به مرحوم و توجها به اظهارات شهود و مطلعین عینی حادثه و اتفاقا از کارگران نمایندگی بوده و رابطه خدمتی بین آنان و متهم برقرار است. مباشرت به ایراد ضرب بدنی با مشت به وسیله آقای خ.ن. بوده و پزشکی قانونی علت تامه فوت را عوارض ناشی از شکستگی و عفونت منتشره در زمینه شکستگی استخوان جمجمه اعلام نموده است. ثالثا: حسب اظهارات شهود و مطلعین و اظهارات متهم خ.ن. آقای خ.ن. عالما و عامدا مبادرت به ایراد ضربه نسبت به آقای س.ت. نموده و قصد وی در ایراد ضرب و عمد وی کاملا محرز است. قصد سلب حیات و نتیجه وی در تحقیقات محرز نگردیده لذا قتل از شمول بند(الف) ماده 206 خارج در عدم شمول بند(ج) نیز تردیدی وجود ندارد؛ چرا که وضعیت و خصوصیتی در مقتول وجود ندارد تا قتل مشمول بند(ج) ماده 206 باشد. چالش میان طرفین پرونده در این است که آیا قتل مشمول بند(ب) ماده 206 است یا با این اوصاف به طور کلی از شمول بندهای سه گانه ماده 206 خروج موضوعی دارد؟ برخلاف ظاهر مسیله این امر ارتباطی به انتساب روانی قتل به متهم ندارد بلکه مجادله طرفین در امر قابلیت انتساب مادی فعل به متهم پرونده می باشد. پزشکی قانونی علت تامه حادثه را عفونت ناشی از شکستگی جمجمه می داند. نحوه اقدام اولیای دم در پیگیری مراحل درمانی قصوری را متوجه آنان نمی نماید. ترخیص وی در 1386/03/29 حسب مجوز بیمارستان بوده که بلافاصله فردای همان روز با وخیم شدن اوضاع وی نامبرده را به بیمارستان اعاده می نمایند. به این مسیله توجه شود که در تاریخ 1386/03/29 یعنی سه روز بعد از ایراد ضرب مرحوم با سطح هوشیاری طبیعی ترخیص شده و نمی توان بین سلب حیات مرحوم و احیانا بی احتیاطی های اولیای دم در انتقال وی به.. . در 1386/03/26 رابطه ای برقرار نمود. در خصوص احتمال قصور در مراقبت های درمانی نیز نظریه قطعی پزشکی قانونی و کمیسیون های مربوطه قصوری را تایید ننموده اند و از طرفی نهایتا پزشکی قانونی اعلام نموده است که عفونت مغزی عارضه شایع و معمول پزشکی نیست ولیکن عارضه قابل انتظار در شکستگی های جمجمه است و تشخیص این که فعل نوعا کشنده می باشد یا خیررا هم النهایه به دادگاه محول نموده است. دادگاه هر چند یکی از نظریات موجود در پرونده که البته کمیسیون بعدی برخلاف آن اظهارنظر نموده اصابت ضربه مشت به سر را نوعا کشنده ندانسته است اما به لحاظ موارد زیر فعل ارتکابی از ناحیه متهم خ.ن. را نوعا کشنده تشخیص می دهد. اولا: حسب اظهارات مطلعین آقای خ.ن. با یک ضربه مشت به مرحوم ضربه وارد نموده است ضربه وارده از سوی وی مستقیما یا به صورت غیرمستقیم(احیانا و احتمالا برخورد سر با زمین متعاقب ضربه) حسب گواهی پزشکی قانونی موجبات شکستگی استخوان جمجمه در ناحیه حفره چشمی چپ و قاعده جمجمه و متعاقب آن عفونت پرده های مغز شده است. محل ورود ضربه از نواحی حساس بوده و صدمات وارده صدمات جدی است. درست است که عفونت متعاقب این صدمات شایع و معمول نیست اما حسب نظریه پزشکی قابل انتظار است و طبیعتا قابل پیش بینی نیز می باشد و عامل مداخله گری رابطه میان فعل و آثار حادث را قطع ننموده است. ضارب فردی است که از توانایی جسمانی مناسب برخوردار است و حسب اظهارات شهود و مطلعین ضربه اولیه وارده از سوی ضارب به نحوی شدید بوده که باعث آن گردیده است تا مرحوم به زمین بیفتد و خون از سر و دهان و گوش وی خارج شود. حسب صورت جلسه مامورین در مشاهده اولیه در بیمارستان مصدوم دچار استفراغ خونی بوده است. متهم هر چند در اظهارات اخیر در دادگاه منکر هرگونه فعالیت رزمی است لیکن خود در تحقیقات بدوی به کرات اقرار نموده است که مدت پنج ماه تا یک سال مبادرت به فعالیت ورزشی در رشته رزمی کونگ فو می نموده است. اظهارات م. تایید می کند که متهم به توانایی ضربات خویش واقف است. او می گوید که خ. می گفت «من دستم سنگین است و به هر کس بزنم همین طور می شود.» و حتی بعد از درگیری ایشان را دیده است که با انگشتان دست خویش ور می رفتند و با آن ها بازی می کرده است.. . این حالات موید علم وی به توانایی و قدرت ضربات وارده و آثاری است که شدت ضربات حتی بر دستان خود متهم دارد. بنابراین من حیث المجموع از نظر این دادگاه بروز عفونت و فاصله میان فوت و ضربه و معمول نبودن عفونت متعاقب صدمه رابطه علیت میان فعل ارتکابی به متهم و نتیجه حادث یعنی سلب حیات از مرحوم ت. را قطع ننموده و فعل انتسابی به متهم از نظر این دادگاه با توجه به جمیع جهات نوعا کشنده محسوب می گردد. با تحقق ارکان بزه و انطباق آن با بند(ب) ماده 206
قانون مجازات اسلامی اتهام آقای خ.ن. را مبنی بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم س.ت. محرز و مسلم دانسته و مستندا به بند (ب) ماده 206 و بند 4 ماده 231
قانون مجازات اسلامی حکم به محکومیت وی به یک بار قصاص نفس وی از طریق سلب حیات با آویختن با دار با رعایت موازین شرعی و قانونی و اذن ولی امر صادر و اعلام می نماید. در خصوص اتهام آقای م.ن. مبنی بر معاونت در ایراد
ضرب و جرح عمدی هییت دادگاه با ملاحظه مجموع محتویات پرونده و این که از مجموع تحقیقات انجام شده دلیل و بینه شرعی که تحقق ارکان بزه معاونت و از جمله وحدت قصد میان وی و متهم اصلی را ثابت و مدلل نماید تحصیل نگردیده است و ارکان بزه معاونت محرز نمی باشد فلذا مستندا به بند(الف) ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم به برایت متهم از اتهام انتسابی صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور می باشد.