تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای ع.م. به وکالت از تجدیدنظرخواه خانم خ.ج. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان 1- خانم ش.ج. و 2) آقای م.ر. و صرفا ردیف دوم با وکالت آقای ب.ز. و مطابق لایحه تقدیمی از سوی آقای م. مندرج در برگ 81 پرونده فقط نسبت به بخشی از دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00559 مورخ 23/5/92 شعبه 184 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در بخش معترض عنه بر صدور حکم به بی حقی خواهان طاری دعوی جلب ثالث بدوی (خانم خ.ج.) در دعوی مطروحه وی که در قالب دعوی جلب ثالث به طرفیت خانم ش.ج. و آقای م.ر. طرح و اقامه گردیده اشعار داشته مآلا و صرفا از حیث شکلی و عمومی وارد و موجه بوده و دادنامه در این بخش و در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا: مطابق مفاد دادخواست حاوی دعوی طاری (جلب ثالث) مطروحه مورخ 26/4/92 آقای م. و به عنوان وکیل خانم خ.ج. و به شرح ستون خواسته ی دادخواست مرقوم تقاضای صدور حکم مبنی بر محکومیت خوانده ردیف اول (مجلوب ثالث) خانم ش.ج. را به پرداخت وجه یک فقره
سفته به مبلغ 000/000/700 ریال در حق خوانده ردیف دوم (آقای م.ر.) در استماع دعوی جلب ثالث در کلاسه 300/920 شعبه 184 محترم پیش گفته را و با احتساب خسارات دادرسی مطرح داشته و علی رغم مفاد ستون خواسته که از وجاهت قانونی برخوردار نبوده و در وضعیت منطبق با مقررات موضوعه موضوع مواد 135 لغایت 140
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار نداشته سپس در بخش پایانی برگ دوم دادخواست مرقوم و در تبیین خواسته دعوی طاری صدور حکم در بی حقی خواهان اصلی را از محضر مرجع رسیدگی نخستین مورد تقاضا قرار داده که از ابتدای طرح و اقامه دعوی معنونه مراتب با نارسایی و منقصت اصلی و اساسی مواجه و روبرو بوده که از همان ابتدا باعث فقدان موقعیت قانونی و غیرقابل استماع قرار گرفتن دعوی مرقوم شده زیرا: در فرآیند جلب ثالث و در دعوی اصلی و نسبت به آن هرگاه یکی از صحابه دعوی که جلب شخص ثالثی را لازم بداند می تواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلایل خود را اظهار و دادخواست حاوی دعوی مذکور را در موعد مقرره قانونیه تقدیم نماید که خواسته آن یا جنبه حمایتی و یا جنبه استقلالی نسبت به خواسته دعوی اصلی خواهد داشت و این در حالی است که دعوی طاری مرقوم از چنین خصیصه ای برخوردار نبوده و اصولا تحت عنوان یادشده قابلیت رسیدگی و استماع را واجد نشده چه آنکه در ستون خواسته تقاضای محکومیت مجلوب ثالث به پرداخت وجه یک فقره
سفته به مبلغ /000/700 ریال و در حق خوانده ردیف دوم (آقای ر. گردیده) که ضمن نامعلوم بودن وضعیت و مشخصات
سفته مرقوم اصولا خواسته یادشده تحت عنوان جلب ثالث قابلیت استماع را دارا نبوده و منطبق با مقررات موضوعه قرار نداشته و از طرفی در بخش پایانی تقاضای بی حقی خواهان دعوی اصلی گردیده که با خواسته مندرج در ستون خواسته مغایرت داشته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش صرفا شکلی و عمومی تجدیدنظرخواهی مطروحه مستندا به ماده 358
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 3 و بندهای 7 و 8 ذیل ماده 84 و مواد 89 135 لغایت 140 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته و صرفا در بخش ثانی معترض عنه درنتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان طاری بدوی (جلب ثالث) خانم خ.ج. را صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی