در این پرونده آقای ف.ف. با وکالت آقای ر.م. که در حین دادرسی واردشده است به طرفیت ب. و ش. که خوانده اخیر آقای ع.م. را به عنوان وکیل خود معرفی نموده است به خواسته
بطلان معامله مقوم به پنجاه ویک میلیون ریال و توضیحا بیان نموده است که به موجب
قرارداد بدون تاریخ (که در جلسه دادرسی اعلام نمودند با توجه به تاریخ
صدور چک تاریخ
قرارداد 30/10/83 می باشد) یک واحد تجاری از مجموعه واحدهای تجاری اداری ورزشی شرکت م. را به شماره واحد تی چهار (T4) که فعلا اس چهار (S4) می باشد به مساحت 03/18 مترمربع واقع در طبقه همکف را به قیمت یک میلیارد و هفت صد و سی وهفت میلیون و سیصد و چهل وچهار هزار ریال معامله نموده و مبلغ شش صد و بیست وهفت میلیون و دویست هزار ریال به عنوان قسمتی از ثمن معامله پرداخت نموده است و طبق ماده 224
قانون مدنی الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه بنابراین علی رغم نام گذاری عقد بیع مزبور به
قرارداد رزرواسیون که فاقد محمل و جایگاه قانونی می باشد و با این تعبیر امکان تغییر ماهیت عقد بیع مذکور به استناد ماده فوق و ماده 190 قانون مزبور متصور نمی باشد و همچنین با توجه به اینکه قبل از ابطال معامله واقع شده خوانده مبادرت به انجام معامله با بانک ب. و تحویل مورد معامله به بانک نموده است که خلاف صریح قانون می باشد و در جلسه دادرسی نیز مطالب فوق را تکرار نموده خوانده ردیف اول در دادگاه حضور پیدا ننموده وکیل خوانده ردیف دوم با ارایه رونوشت دادنامه به شماره 749 مورخ 9/9/89 صادره از شعبه 9 دادگاه حقوقی دادگاه تهران در دفاع بیان داشته است که برابر دادنامه فوق خواسته خواهان تحت عنوان الزام به
تنظیم قرارداد عقد بیع رسیدگی شده و دادگاه برگ رزرواسیون را بیع ندانسته و حکم به بطلان دعوا صادر نموده است و همچنین اظهار داشته است که خواهان طبق برگ رزرواسیون اقدام ننموده و در نوشتار مزبور (برگ رزرواسیون) اعلام شده است که ظرف دو ماه از تاریخ آن خواهان می بایست جهت امضای
قرارداد (اصلی) به دفتر فروش م. مراجعه می نموده اند که نسبت به این تعهد عمل نکرده و شرکت هیچ گونه تعهدی در قبال این
قرارداد ندارد. مع ذلک دادگاه عنایتا به مراتب اولا همان طور که از برگ مستند دعوای خواهان مشخص است برگ رزرواسیون واحد می باشد نه بیع نامه و نیز در متن آن قید گردیده است که آقای ف.ف. در تایید قصد خرید مبلغ فلان ریال را به خوانده ردیف دوم پرداخت نموده است و ایضا در بند یک آن اعلام شده است که مدت
قرارداد موقت دو ماه می باشد و خواهان می بایستی در این فرجه به دفتر فروش م. مراجعه می نموده اند و
قرارداد اصلی را امضا می کردند و عدم مراجعه وی عدم مسیولیت فروشنده را در پی دارد. ثانیا خواهان دلیلی که اثبات نماید به شرکت خوانده مراجعه و درخواست
تنظیم قرارداد اصلی و امضای آن را نموده باشد به دادگاه ارایه نکرده است. ثالثا برابر دادنامه موصوف خواسته خواهان که الزام به
تنظیم قرارداد عقد بیع بوده است با این استدلال که برگ مستند دعوی (برگ رزرواسیون) اساسا
قرارداد بیع نبوده است و صدور حکم بطلان خواسته خواهان رد شده است با این وصف درخواست ابطال معامله انجام گرفته بین خواندگان به استناد برگ رزرواسیون که قبلا در خصوص آن تصمیم قضایی اتخاذشده است موجه نمی باشد چرا که نوشته موصوف اساسا بیع محسوب نمی شود بلکه متعاقب آن طرفین تعهد نموده اند که
قرارداد اصلی و جدیدی تحت عنوان بیع واقعی منعقد نمایند که به سرانجام نرسیده واقع نگردیده است. بنابراین دادگاه دعوای خواهان را ثابت ندانسته و مستندا به ماده 1257
قانون مدنی حکم به بطلان دعوا صادر و اعلام می گردد. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی نزد دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رییس شعبه 103 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ قلی پور