رای قضایی شماره 9309970222500466

رای قضایی شماره 9309970222500466

مجموعه کامل آرای قوه قضاییه

رای قضایی شماره 9309970222500466


شماره دادنامه قطعی:
9309970222500466

تاریخ دادنامه قطعی:
1393/04/14

گروه رای:
حقوقی

نوع مرجع:
دادگاه تجدیدنظر استان

عنوان رای:
تکلیف دادگاه بدوی پس از نقض قرار رد واخواهی

پیام رای:
درصورتی که دادگاه تجدیدنظر قرار رد دعوای واخواهی را نقض و دادگاه بدوی را مکلف به رسیدگی مجدد به اعتراض واخواهی نماید دادگاه بدوی نمی تواند بدون نقض دادنامه غیابی مبادرت به رسیدگی و صدور رای در خصوص دعوای بدوی نماید.

رای دادگاه بدوی
در خصوص درخواست آقای ه.ع. با وکالت آقای م.الف. به طرفیت شرکت و. با مدیریت آقای ش.م. با وکالت آقای غ.گ. به خواسته تخلیه یک باب آپارتمان تجاری به پلاک ثبتی 7 فرعی از 3708 اصلی بخش سه تهران موضوع اجاره نامه رسمی شماره 52492 مورخ 11/2/48 دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران به علت تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها در سه نوبت ظرف کمتر از یک سال به استناد تبصره یک ذیل ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 دادگاه با توجه به احراز مالکیت خواهان وجود رابطه اسیتجاری و سه فقره اخطاریه ارسالی وکیل خواهان و مطالبه اجور معوقه از طریق دفتر اسناد رسمی شماره.. . تهران به شماره های 117 مورخ 21/1/89 که در تاریخ 5/2/89 ابلاغ قانونی گردیده و 1010 مورخه 7/4/89 که در تاریخ 15/4/89 ابلاغ قانونی شده و 2057 مورخه 31/6/89 که در تاریخ 1/7/89 به شرکت و. ابلاغ قانونی گردیده و فتوکپی مصدق آن ها ضمیمه دادخواست تقدیمی است و با عنایت به اینکه ادعای شرکت و. وکیل ایشان مبنی بر عدم اطلاع از اخطاریه های دفترخانه دادگاه که حسب محتویات پرونده همگی ابلاغ قانونی گردیده فاقد وجاهت است و نیز وجود اخطاریه دیگری به شماره 3993 مورخه 28/8/86 که جهت مزید اطلاع ضمیمه دادخواست گردیده در آن اجور معوقه مطالبه شده نشانگر تعلل مکرر در پرداخت اجاره مقرر و عدم رعایت ماده 6 قانون روابط موجر و مستاجر می باشد و با عنایت به اینکه تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موثری به عمل نیاورده و به استناد تبصره یک ذیل ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 با رعایت تبصره 2 ماده 27 قانون فوق الذکر حکم به تخلیه مورد اجاره صادر می نماید این حکم حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه 33 دادگاه عمومی حقوقی تهران ـ دالوندی

رای دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای غ.گ. به وکالت از تجدیدنظرخواه شرکت و. با مدیریت آقای ش.م. (که هیچ مشخصه دیگری از شرکت یادشده اعلام نشده) به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ه.ع. با وکالت آقای م.الف. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00935 مورخ 30/9/92 شعبه 33 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به تخلیه عین مستاجره موضوع اجاره نامه رسمی به شماره 52492 مورخ 11/2/48 دفتر اسناد رسمی.. . تهران مشتمل بر یک باب آپارتمان تجاری به پلاک ثبتی 7 فرعی از 37008 اصلی بخش دو تهران و به علت تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بهاء عین مستاجره و به استناد بند 9 ذیل ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 و با رعایت تبصره 2 ذیل ماده 14 قانون پیش گفته اشعار داشته مآلا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می باشد زیرا: اولا) محکمه محترم و فهیم رسیدگی نخستین قبلا و سابقا طی دادنامه غیابی به شماره 00140 مورخ 19/2/90 مبادرت به صدور حکم تخلیه عین مستاجره یادشده و به دلیل صدرالذکر و له خواهان بدوی آقای ه.ع. نموده که مراتب در برگ های 26 و 27 پرونده امر عینا مضبوط می باشد ثانیا) سپس محکوم علیه غایب (شرکت یادشده) نسبت به دادنامه غیابی مرقوم مبادرت به تقدیم دعوی اعتراض واخواهی طی دادخواست وارده به شماره 00619 مورخ 24/3/90 (برگ های 37 و 38 پرونده) نموده که طی دادنامه شماره 00850 مورخ 28/9/90 و بدون آنکه مراتب رد دعوی واخواهی واخواه مرقوم مقید به یکی از اقسام آراء مندرجه در مقررات قانونی موضوع ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی شده باشد مبادرت به رد دعوی مرقوم و عینا تایید دادنامه واخواسته نموده است ثالثا: با تجدیدنظرخواهی شرکت یادشده و برابر استدلال های مشروح و مفصل مندرجه به شرح دادنامه قطعی اصداری به شماره 00141 مورخ 7/2/92 در پرونده کلاسه 910079 این دادگاه و نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته موصوف پرونده امر به منظور رسیدگی ماهوی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی واخواه مربوطه و از دادنامه غیابی شماره 00140 مورخ 19/2/90 به مرجع محترم بدوی اعاده لیکن پس از تشکیل جلسه رسیدگی 10/7/92 و ظاهرا به عوض رسیدگی به موضوع دعوی اعتراض واخواهی مارالبیان مجددا به دعوی بدوی خواهان رسیدگی گردیده و متعاقب آن با اعلام ختم رسیدگی (به جای دادرسی) و ظاهرا در تاریخ 30/9/92 مجددا مبادرت به صدور رای پیرامون دعوی خواهان بدوی نموده و این در حالی است که سابقا و طی دادنامه غیابی صادره به شماره 00140 مورخ 19/2/90 پیرامون دعوی بدوی مطروحه اتخاذ تصمیم گردیده و اتخاذ تصمیم مجدد نسبت به آن و مادام که دادنامه مرقوم نقض نشده باشد فاقد موقعیت قانونی بوده و متقابلا دعوی اعتراض واخواهی شرکت واخواه در وضعیت بلارسیدگی و بلا اتخاذ تصمیم قرارگرفته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه و با اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 23 و مواد 305 لغایت 308 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته درنتیجه رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی نسبت به دعوی اعتراض واخواهی واخواه موضوع دادخواست مورخ 24/3/90 و از سوی مرجع محترم و فهیم بدوی را مقرر و به آن منظور پرونده امر عینا به آن مرجع اعاده می گردد. رای دادگاه قطعی است.
رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه
طاهری ـ موحدی

قاضی:

منبع
سامانه ملی آرای قضایی

مواد مرتبط با این رای

ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می تواند حسب مورد صدور حکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می نماید و این حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد. 1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیر در اجاره نامه و یا در موردی که اجاره نامه ای در بین نباشد مورد اجاره را کلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا از طریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جز اشخاص تحت الکفاله قانونی خود قرار داده باشد. 2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یا تجارت خود مستاجر اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی از قبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون این که طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره نامه تنظیم شده باشد. 3 ـ در صورتی که در اجاره نامه محل سکنی حق فسخ اجاره هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به این که خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای سکونت اولاد یا پدر. یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره پذیرفته نمی شود. 4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس از انقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد. 5 ـ هر گاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل تعمیر نباشد. 6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری که در اجاره نامه قید شده استفاده گردد. 7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هر گاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل خود را تغییر دهد مگر این که شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق باشد. 8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده باشد. 9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه ( در موردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. هر گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می کند ولی موجر می تواند به استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. هر گاه اجاره نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. در موارد فوق هر گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می گردد ولی هر مستاجر فقط یک بار می تواند از این ارفاق استفاده کند حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است. تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دو بار ظرف یک سال در اثر اخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت اجاره بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره بها را در موعد مقرر به موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می تواند با تقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را ننماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است. تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به اجاره محل سکنی خواهد بود. تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که قانونا دائر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید دادستان علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفرخواست به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می دهد. تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس از انقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.

مشاهده ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356

ماده 299 - چنانچه رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا کلی باشد حکم و در غیر این صورت قرار نامیده می شود.

مشاهده ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تایید رای پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

مشاهده ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی

مرجع خدمات حقوقی وکیلیک

VAKILIK.COM