در خصوص دادخواست آقای م.پ. به وکالت از آقای ع.ع. فرزند ی. به طرفیت آقایان ک. (ک.) ع. فرزند ی. با وکالت آقای غ.ح. س. م.م. فرزند ح. با وکالت آقای ی.ن. خانم خ.الف. فرزند ح. ق.ظ. فرزند ح. به خواسته ابطال اسناد قطعی غیرمنقول انتقال اجرایی 133855 -16/03/1390 و 133851 -11/03/1390 دفترخانه حوزه.. . حوزه ثبتی تهران و 140799 -04/05/1390 دفترخانه.. . تهران مربوط به پلاک ثبتی 4444/88 بخش 11 تهران نسبت به سه دانگ از شش دانگ و الزام خواندگان به تنظیم
سند رسمی سه دانگ مشاع از شش دانگ پلاک مزبور به انضمام
خسارت دادرسی مقوم به 51 میلیون ریال که در جلسه رسیدگی خواسته خود را نیز به ابطال عملیات اجرایی افزایش داده به استناد رونوشت اسناد قطعی دادنامه شماره 1468 مورخ 27/10/1389 شعبه محترم 6 تجدیدنظر در مقام اظهارنظر رای شماره 491 مورخ 19/07/1388 صادره از شعبه محترم 122 دادگاه عمومی حقوقی تهران دادنامه شماره 315 مورخ 21/03/1391 شعبه 6 تجدیدنظر در مقام رسیدگی به اعتراض ثالث نسبت به دادنامه صدرالاشاره و اقرارنامه 30/03/1385 و 16/07/1362 و سوابق کلاسه 900576 شعبه 126 به این شرح که به موجب سند عادی مورخ 16/07/1362 خواهان مدعی خرید سه دانگ پلاک ثبتی فوق از خوانده ردیف اول گردیده و به جهت عدم نقل وانتقال ملک اقدام به طرح دعوی تنظیم
سند رسمی در شعبه محترم 176 دادگاه حقوقی تهران نموده و دادگاه طی دادنامه شماره 580 -29/05/1380 حکم به محکومیت آقای ک.ع. به نحو غیابی می نماید با اطلاع محکوم علیه غایب از مفاد دادنامه از آن واخواهی و دادگاه به جهت اینکه هییت کارشناسان سند مستند دعوی را جعلی تشخیص داده اند طی دادنامه 1048 مورخ 31/06/1383 رای واخواسته را مردود اعلام نموده که با اعتراض واخوانده پرونده به شعبه ششم دادگاه محترم تجدیدنظر ارسال و آن شعبه به موجب دادنامه 338 مورخ 17/03/1384 ضمن رد تجدیدنظرخواهی حکم به ابطال سند جعلی را صادر نموده متعاقبا وکیل خواهان مدعی است که آقایان ع. و ک.ع. در تاریخ 30/03/1385 اقرار نامه ای تنظیم و به موجب آن طرفین در اصالت سند عادی مورخ 16/07/1382 و تحقق عقد بیع آن اقرار نموده آقای ع.ع. دعوایی را به طرفیت آقای ک.ع. به خواسته
خلع ید در شعبه محترم 122 محاکم عمومی حقوقی تهران اقامه به موجب دادنامه شماره 491 مورخ 19/07/1388 دادگاه دعوی را وارد ندانسته و حکم به بطلان صادر می نماید. محکوم علیه از رای تجدیدنظرخواهی و پرونده به شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر ارسال که شعبه مرجوع الیه به موجب اقرارنامه مورخ 30/03/1385 و اینکه مفاد آن بین طرفین لازم الاتباع بوده رای را درخور تایید ندانسته و ضمن نقض آن به موجب دادنامه 1468 مورخ 27/10/1389 حکم به
خلع ید آقای ک.ع. از سه دانگ ملک را صادر می نماید ازآنجا که آقای ک.ع. به موجب چک های صادره متعهد پرداخت وجه آن به آقای م.م. و خانم خ.الف. بوده که دارندگان به جهت عدم تامین محل توسط صادرکننده در
سررسید چک ها پرونده اجرایی در دایره اجرای احکام ثبت را تشکیل پلاک متنازع فیه را به عنوان اموال صادرکننده معرفی نموده که النهایه پس از جری تشریفات اجرایی ملک بنام آنان و النهایه خوانده ردیف آخر انتقال می یابد و بر اساس انتقال موصوف خواندگان ردیف دوم و سوم به دادنامه 1468 مورخ 27/10/1389 شعبه ششم تجدیدنظر که طی آن حکم به
خلع ید آقای ک.ع. صادر گردیده بود اعتراض ثالث به رای را نموده و دادگاه رسیدگی کننده به موجب دادنامه 315 مورخ 21/03/1391 با این استدلال که انتقال مالکیت به آنان موخر بر رای مورد اعتراض می باشد اعتراض را وارد ندانسته و قرار رد آن را صادر نموده است وکلای خواندگان در مقام دفاع اعلام داشته اند که اولا آقای ع.ع. طی دادنامه 1026-11/10/1391 به اتهام
جعل و استفاده از سند مجعول (ارایه آن به شعبه 122) محکومیت قطعی پیدا نموده ثانیا با فرض اینکه اقرارنامه فوق مجعول نباشد مبتنی بر بیع و سندی است که قبلا مرجع عالی و بدوی جعلیت آن را احراز و حکم به ابطال صادر نموده اند ثالثا خوانده ردیف اول مکررا تنظیم آن را مورد انکار قرار داده و اصولا معنا ندارد که چندین سال در مراجع قضایی ادعای عدم وقوع عقد بیع و جعلیت را تعقیب نموده و در خلال دادرسی آن نیز چنین اقرارنامه ای را تنظیم نماید و اگر خواهان دارنده چنین سندی بود در پرونده اتهام
جعل و یا
دعوی خلع ید در مرحله بدوی آن را ارایه می نمود رابعا کارشناسان سفید امضاء بودن آن را به موجب نظریه کارشناسی تایید نموده و اگر عدم اصالت آن مورد تایید دادگاه تجدیدنظر قرار نگرفته صرفا به این جهت است که موضوع قرار کارشناسی رسیدگی به اصالت یا عدم اصالت امضاء منتسب به آقای ک.ع. در ذیل اقرارنامه 30/03/1385 بوده نه اظهارنظر در خصوص سفید امضاء بودن و یا نبودن سند دادگاه نظر به اینکه سند اقراری مستند دعوی وکیل خواهان مسبوق به سند عادی می باشد که قبلا جعلیت آن توسط مراجع ذی صلاح محرز و حکم به ابطال آن صادر گردیده و به موجب ماده 765
قانون مدنی صلح مبتنی بر معامله باطل باطل می باشد و با عنایت به اینکه با فرض معتبر بودن آن آثار حقوقی سند نسبت به تنظیم کنندگان آن
وراث و قایم مقامان قانونی و قراردادی اعتبار داشته و نسبت به افرادی که در تنظیم آن نقشی را نداشته اند فاقد تاثیر بوده و تاب تعارض با ماده 22 قانون ثبت و اسناد رسمی مالکیت را ندارد و با عنایت به اینکه شعبه محترم ششم دادگاه تجدیدنظر صرفا در خصوص
دعوی خلع ید آن هم بین اصحاب پرونده اظهارنظر نموده است و اثر رای نسبت به طرفین آن می باشد لذا به استناد مواد صدرالاشاره و مواد 1 و 2 و 3 قانون اصلاح بعضی از مواد ثبت و قانون دفاتر اسناد رسمی دعوی را وارد ندانسته و حکم به بطلان آن صادر و اعلام می دارد. رای حضوری و ظرف مهلت 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران است.